قیام مسیح

عکس صلیبنامۀ اول پولس رسول به قرنتس که سخنانش به ایمانداران اولیه میباشد و ما را در درک، مرگ و قیام مسیح کمک میکند. پولس رسول مینوسید:« و اگر مسیح زنده نشده است، ایمان شما بیهوده است و شما هنوز در گناهان خود هستید. از آن گذشته ایماندارانی هم که مرده اند، باید هلاک شده باشند! اگر امید ما به مسیح فقط مربوط به این زندگی باشد، از تمام مردم بدبخت تر هستیم!
اما در حقیقت مسیح پس از مرگ زنده شد و اولین کسی است که از میان مردگان برخاسته است.» ( از نامۀ اول پولس رسول به کلیسای قرنتس فصل 15 ایه های 17 تا 20 )

عیسی مسیح بعضی اوقات به تنهایی بالای کوه میرفت و شب را در عبادت صبح می نمود. ولی یک شب عیسی مسیح سه تن از شاگردانش: پطرس، یعقوب و یوحنا برادر یعقوب را همراه خود میبرد. در انجیل متی نوشته شده است: « بعد از شش روز عیسی، پطرس و یعقوب و یوحنا برادر یعقوب را برداشته به بالای كوهی بلند برد تا در آنجا تنها باشند.»
عیسی مسیح میدانست که در این شب واقعه بزرگی رخ میداد که چهره پر جلال او فاش میشود. او خواست که این واقعه را شاگردان به چشم و سر ببیند.
پیش از اینکه عیسی داوطلبانه رنج را متحمل شود و خود را به مرگ تسلیم کند. باید به همه هویدا گردد که او از چه مقام برخوردار است. در آن شب در کوه، صورت او چون خورشید شروع به درخشیدن میکند و پدر، او را پسر محبوب خویش خطاب می نماید.
در آن شب در بالای کوه موسی و الیاس خود شان را بر عیسی ظاهر کردند و با او گفتگو نمودند. در انجیل لوقا نوشته شده که آنها در بارۀ رنج و مرگ عیسی با او صحبت کردند. «ناگهان دو مرد یعنی موسی و الیاس در آنجا با او صحبت می کردن. آن ها با شان و شوکت ظاهر گشتند و دربارۀ مرگ او، یعنی آنچه که می بایست در اورشلیم به انجام رسد، صحبت می کردند.» ( انجیل لوقا فصل30:9-31 )
یوحنا رسول معتقد است که صلیب عیسی مسیح وسیلۀ شکنجه نی، بلکه تخت جلال است. در انجیل یوحنا، صلیب قبل از هر چیز نشانۀ پیروزی است. عیسی مسیح بر روی صلیب بر قدرتهای اهریمن پیروز شده است. صلیب نه فقط مظهر از رنج، درد و تحقیر ميباشد بلکه همچنان نمایانگر جلال خداست. وقتی که عیسی مسیح به طرف صلیب حرکت میکند گویا که به طرف تخت پادشاهی اش درحرکت است. در انجیل یوحنا نوشته شده است: عیسی به فریسیان خطاب نموده میگوید: «وقتی شما پسر انسان را از زمین بلند کردید آن وقت خواهید دانست، که من او هستم و از خود کاری نمی کنم، بلکه همانطور که پدر به من تعلیم داده است سخن می گویم. » (یوحنا8: 28)
عیسی مسیح، شان و شوکت و جلال آسمان را ترک کرد تا ما را نجات دهد. انسان ها باید این را با تمام وجود درک نمایید که عیسی مسیح تمام رنج بشر را بر صلیب حمل نمود. مسیح تمام رنجها و دردها ناشی از گناه را کفاره نمود و آنرا به خود به صلیب میخکوب نمود.
به پیروان مسیح است که صلیب عیسی مسیح را در زندگی خود برداشته و لحظه به لحظه شبیه استاد خود شوند. عیسی مسیح میفرماید که:« اگر کسی بخواهد پیرو من باشد باید دست از جان خود بشوید و صلیب خود را برداشته بدنبال من بیاید» (متی16: 24)
بر ما پیروان مسیح افغان است که خود را شبیه مسیح نماییم و زندگی خود را برای جلال نام او عیار نمایم.
بر ما پیروان مسیح افغان است که به عقب عیسی مسیح برویم، پس هیچ جلالی وجود نه خواهد داشت اگر رنج و مشکلات را متحمل نه شویم. جلال مسیح، جلال رستاخیز و قیام است.
امروز بسیاری از پیروان مسیح به قیام مسیح ایمان دارند، ولی مسیح در قلب آنها هنوز قیام نکرده است. هستند پیروان مسیح که میکوشند تمام آیات مربوط به قیام مسیح را حفظ کنند، ولی متاسفانه عیسی مسیح هنوز در زندگی آنها زنده نشده است. در نتیجه، قیام مسیح صرف داستانی است که آنها به واقعیت تاریخی آن ایمان دارند و بس. ولی ایمان مسیحی بسیار بیشتر از این است. ایمان مسیحی، صرف باور به وقایع تاریخی نیست. شیطان نیز به تاریخ ایمان دارد، او نیز باور دارد که مسیح قیام کرده است، ولی هنوز هم شیطان باقی مانده است.
تا زمانیکه مسیح در قلب ما قیام نکرده باشد و در زندگی ما زنده نشود، داستان قیام مسیح از مردگان نمی تواند مفهوم واقعی اش را بخود بگیرد. (عیسی زنده است!) این شعار بسیار از مسیحیان جهان است که حتی روی تخته ها و پرده ها می نویسند. ولی این شعار وقتی به هدف اصلی اش میرسد که مردم دنیا، عیسی زنده را در وجود من و شما ببینند.

قیام مسیح و نوروز

   09760304a442fc49a28e39e

نوروز و بهاران، همه چیز زیباست. طبیعت از خواب زمستانی بیدار شده شکوفه میاورد.
در کشورعزیز ما افغانستان اکثر مردم در سراسر کشور، با آمد آمد بهار، آماده‌ی پذیرایی نوروزمی‌باشند.
امسال ما نوروز را یک ماه قبل از قیام مسیح جشن میگیریم.
پیام نوروز شباهتی به پیام قیام عیسی مسیح دارد. نوروز خبر از احیای دگرباره حیات طبیعت می دهد و در قیام مسیح خبر از زنده شدن طبیعت نو انسانها می دهد که عیسی مسیح با قیامش برای ما مفت و رایگان بخشید.
در نوروز خبر از چیزهای تازه و نو داده میشود و مسیح نیز در قیام خود چیزهای نو را به ما به ارمغان آورد: زندگی نو، آرزو و امید نو،  نیرو تازه، آینده نو….
جان رفت در سَرِ می و حافظ به عشق سوخت
                                                     عیسی‌دَمی کجاست که اِحیای ما کند
افرادی در دنیای ما هستند که هنوز با مسیح زنده روبرو نشده اند و بر سر قبرها گریان ایستاده اند. برای آنها امیدی نیست. برای آنها آینده ای وجود ندارد و همه چیز تمام شده.
اگر تا اکنون عیسی مسیح را به عنوان نجات دهندۀ خود نپذیرفته اید، او برای گناهان شما بر صلیب مُرد تا آزادی و رستگاری را برای شما به ارمغان بیاورد. او با مرگ خود حیات جاودان و نجات ابدی را به شما ارزانی داشت.

اشعار نوروزی

عکس

image اندر دل من مها دل‌افروز تویی
یاران هستند و لیک دلسوز تویی
شادند جهانیان به نوروز و به عید
عید من و نوروز من امروز تویی

(
مولانای بلخی)

www_roozgozar_com-2073

برآمد باد صبح و بوی نوروز
به کام دوستان و بخت پیروز
مبارک بادت این سال و همه سال
همایون بادت این روز و همه روز
(سعدی)
***
دم عيسي است پنداري نسيم بادنوروزي      كه خاك مرده باز آيد در او روحي و ريحاني
      (سعدی)
***
صبا به تهنيت پير مي فروش آمد
كه موسم طرب و عيش و ناز و نوش آمد
هوا مسيح نفس گشت و باد نافه گشاي
درخت سبز شد و مرغ در خروش آمد
(حافظ)
***
ازبهاران كی شود سرسبز سنگ        خاك شوتا گل بروئی رنگ رنگ
    سال ها توسنگ بودی دلخراش          آزمون را يك زمانی خاك باش
(مولوی)
ff

بر چهره ی  گل  نسيم  نوروز  خوش است
بر طرف چمن  روی  دلفروز خوش است
از دی که گذشت هر چه گويی خوش نيست
خوش باش ومگوزدی که امروزخوش است
( خيام)

محبت خدا

Knipsel   وقتی به زندگی خودم نگاه می کنم. وقتی که بالا و پایین رفتن ها را درگذشتۀ زندگی خودم می بینم، یک چیزی مرا بفکر فرو می برد آنهم این هست که خدای پدر چقدر مرا دوست داشت که حاضر شد برای من فرزندش را بر روی صلیب ببرد. عیسی مسیح چطور راضی شد که برای من خودش را فدا کند و روح القدس چگونه هنوز حاظر هست که من را در تمام زندگیم یاری بدهد. خوب تنها یک چیز هست که در این زندگی مرا دلداری میدهد آن این هست که من در زندگی خودم چنان این محبت را با تمام وجودم چشیدم که هرگز نمی توانم فراموشش کنم.  یا این که کتمان کنم که این محبت مرا از تمام منجلاب های زندگیم رهانیده.
خوب فکر می کنم عیسی مسیح  با استقامت و پایدار روی صلیب رفت و قدم هایش را در  جایی گذاشت که پاهایش را سوراخ کردند و دستهاش را جایی گذاشت که دستهاش را سوراخ کردند.  ولی او در تمام این لحظات با عشق و محبت، این را ه را طوری مهیا می کرد که بشر را به راه حیات برساند.
عیسی با خونش راهی را ترسیم کرد که این مسیر به حیات جاویدان ختم می شود. واقعاً هم همین است، خط سرخ خون عیسی ما را در تمام زندگی به سمت حیات هدایت میکند. حیاتی که هر لحظه اش به واسطه خون عیسی هست که اعتبار دارد. خوب وقتی به اینجا می رسم فکر می کنم که من هنوز هم به واسطه مرگ مسیح برصلیب حیات دارم، هنوز هم محبت او را لحظه به لحظه می چشم و این محبت بی نظیر، تمام شدنی نیست. آن روزهایی که ایمان آوردم مسیح با برداشتن بار هایم مرا تحمل کرد و امروز با این اجازه که بتوانم در او بمیرم با مرگش بمیرم و با حیاتش دوباره زندگی کنم هر روز مرگ مسیح را در جسمم حس کنم، زندگی می کنم.
مسیح از ما می خواهد که با او، در مرگش شراکت داشته باشیم. کلام خدا در کولسیان فصل دوم آیات یازده و دوازده می فرماید:«شما نیز در پیوستگی با او سنت شده اید، سنتی که به دست انسان صورت نگرفته است بلکه به وسیلۀ سنت مسیح که قطع طبیعت نفسانی است به عمل می آید. وقتی شما تعمید گرفتید با مسیح دفن شدید و نیز در تعمید خود به وسیلۀ ایمان با قدرت خدا که مسیح را پس از مرگ زنده گردانید، با او قیام کردید.»
یک سوال می ماند که آیا ما در مسیح مختون شدیم؟ آیا به ختنه ناساخته به دست یعنی بوسیله اختتان مسیح مختون شدیم؟ کلمه ختنه در یونانی کتاب مقدس PERITOME است و از واژه TEMNO به معنای بریدن و PERI به معنای دور تا دور است. اما کلام به ختنه ناساخته به دست اشاره می کند. خوب آیا از راه های کج، افکار غلط، زندگی گناه آلود و خلاصه از طبیعت کهنه دَور و اطراف خود بریده ایم؟ و یا هنوز نامختون زندگی می کنیم. می دانید کسی که نامختون بود در اصل این کلمه یونانی برایش به کار می رفتAKROBYSTIA , و در فرهنگ یهود این فرد معادل مشرک بود و مختون به شخص اسرائیلی اطلاق می شد. امروز گله خدا و اسرائیلیان حقیقی مسیحیانی هستند که به دل مخنون هستند نه به ختنه ظاهر بلکه به ختنه نا ساخته به دست. خیلی ها دوست دارند تعمید بگیرند و خیلی ها تعمید دارند ولی آیا تعمیدی که افراد گرفتند این را اعلام کرده که در کولسیان فصل دو آیه دوازده می فرماید. امروز باید این را برای هر که تعمید می خواهد باید گفت که:« آیا حاضری این آیه را تکرار کنی با ایمان تکرار کنی اعتراف کنی که این خواسته توست؟» «وقتی شما تعمید گرفتید با مسیح دفن شدید و نیز در تعمید خود به وسیلۀ ایمان با قدرت خدا که مسیح را پس از مرگ زنده گردانید، با او قیام کردید.»
مرگ مسیح ما را از گناه دور می کند. مرگ مسیح حیات ما شده و چقدر این عشق عمیق و ماندگار در جهان طنین انداز است. این عشق فیض مجانی سرور ما عیسی است که داخل درب هر خانه ای که بر او درش را می گشاید می رود و مهمان می شود. این عشق شرم را از ما بُرده، چرا که مجازات را متحمل شده، او محبت را برای ما آورده چون ما را بی نهایت محبت کرده است.
در کولسیان 2 : 13 و 14 چه زیبا می فرماید:«خدا شما را که به علت خطایای خود مُرده و در جسم خود سنت نشده بودید با مسیح زنده کرد و همۀ گناهان ما را بخشیده است.او سند محکومیت ما را همراه با تمام مقرراتی که برضد ما بود محو کرد و آن را به صلیب خود میخکوب نموده از بین برد.»
آیا کسی هست که هنوز دفتر خاطرات گناهکاری های گذشته اش را باز کند که دوباره در آن گناهی جدید از طبیعت گذشته را حک کند؟ خدا را شکر که محبت عیسی هست تا او را تازه کند و دوباره به او فرصتی تازه ببخشد. خدا را شکر که پدر تحمل می کند تا پسرش خون پاکش را فدیه گناهان ما بکند. خدا را شکر که روح القدس هنوز بدون هیچ تبعیضی ما را محبت می کند، راهنمایی می کند، هدایت و تسلی می دهد، خدا را شکر برای این همه محبت که تمام زندگی ما را در برگرفته . خدا را شکر برای این دورنمای پر از امید که در مقابل، هر که به عیسی ایمان آورده هست از همه مشکلاتی که بشر در حل آن ناتوان مانده ما را بیرون می کشد و ما را یاری می کند که به مشکلات عدم امید به آینده پیروز شویم.   خدا ما را محبت می کند و این محبت خدا ازلی و ابدی است و بدون هیچ توقعی ما را محبت می کند. محبت خدا تمام نا شدنی است، ما را ترک نمی کند و هرگز ما را فراموش نمی کند، بیاییم ایمان ما را به این محبت استوار کنیم. محبتی از جنس ناب عیسی و از جنس ناب تثلیت. محبتی که به پشتوانه شعار، خود را به ما عرضه نکرده بلکه به واسطه عمل عیسی ما را در خود دارد.این محبت را کلام خدا از زبان عیسی توصیف خوبی می کند که میفرماید:« حکم من اینست که یکدیگر را دوست بدارید، همانطور که من شما را دوست داشتم. محبتی بزرگتر از این نیست که کسی جان خود را فدای دوستان خود کند.» (انجیل یوحنا 2: 12-13)
آیا عیسی این محبت را انجام داد؟آیا او جان خود را برای ما داد ؟ بلی عیسی برای ما جان داد برای گناهان ما جان خود را فدا کرد پس شایسته نیست که جسد گناه را با خود حمل کنیم  پس شایسته است که با تولد تازه ای که از مرگ و قیام عیسی است زیست کنیم و این تمام زندگی است که برای ما می ماند، عیسی  مسیح که به ما ایمان محبت و امید را نوید می دهد . محبتی که در آن پدر آسمانی پسرش یگانه را ا فدا کرده است.در انجیل یوحنا فصل سه آیه شانزده میخوانیم:«زیرا خدا به دنیا آنقدر محبت داشت که پسر یگانۀ خود را داد تا هر که به او ایمان بیاورد هلاک نگردد، بلکه صاحب زندگی ابدی شود» یک پدر همیشه عاشق حمایت از پسرش است .اما این پدر اینقدر ما را دوست داشت که پسرش را فدای ما کرد تا ما پسران و دخترانش بشویم.
بلی او ما را برای خود خواست، برای عشق و محبتی که به ما داشت اما روح القدس تمام این عشق را در ما تداوم بخشید و تا به امروز این آتش عشق را شعله ور در درون ما می خواهد.
کلام خدا در رومیان 8 :11می فرماید:«اگر روح خدا که مسیح را پس از مرگ زنده گردانید، در وجود شما ساکن باشد، همانطور که او را پس از مرگ زنده گردانید، به وسیلۀ همان روح القدس که در شما ساکن است، به جسم فانی شما هم زندگی خواهد بخشید.»
روح پدر که در ما ساکن است ما را هم به مانند عیسی محبت می کند همانطور که پدر پسرش عیسی را محبت نمود و او را از مردگان برخیزانید.
بیاییم در محبت خدای پدر در فیض عیسی مسیح و با شرکت روح القدس به واقع شریک باشیم.
(سپهر نافذی)

نگاهی به واژه کفاره

   در لغات واژه کفاره چنین تعریف شده است:« آنچه بوسیلۀ آن گناه را بپوشانند و جبران کنند.»
کفاره عملی خاص است  که برای رهایی از غضب خداوند نسبت به گناه و یا اجتناب از مجازات آن به انجام می‏رسد. این عمل در کتاب مقدّس‏ معمولا با ریختن خون قربانی به تحقق می‏رسد و فدیه یا فرو نشاندن غضب الهی نامیده می‏شود. همه انسانها گناه کرده‏اند ‏و سزاوار محکومیت و مجازات خداوند هستند.(مزمور ۱۴: ۱-۳؛ رومیان ۱: ۱۸-۲۰؛ ۳: ۱۰-۱۲)
اما خداوند به واسطه رحمت خود وسیله‏ای فراهم نمود تا انسان دچار این مجازات نشود.
یهودیان در عهد قدیم با قربانی کردن حیوانات سعی به فرو نشاندن خشم خداوند می‏کردند. خشم خداوند بجای بشر بر حیوانات نازل می‏شد (لاویان ۴: ۲۷-۳۱؛ ۱۶: ۲۰-۲۲).
خداوند علاوه بر قربانی‏های معمول، روز خاصی را در طی هر سال به نام ”‏روز کفاره“ تعیین نمود و کاهن اعظم در این روز یک قربانی خاص برای کفاره گناهان تمامی قوم به حضور خداوند تقدیم می‏کرد(لاویان ۱۶: ۱-۳۴)
هر چند پس از آمدن مسیح به این جهان، قربانی نمودن حیوانات به سبک عهد قدیم دیگر ضرورتی ندارد، زیرا خود مسیح، پسر خود خدا، برای گناهان ما قربانی شد. خود او فدیه و کفاره گناهان ما شده است (رومیان ۳: ۲۳-۲۵؛ اول یوحنا ۲: ۲؛ ۴: ۱۰).قربانی او یک بار و برای همیشه بوده است. وقتی ما ایمان خود را بر مسیح و قربانی شدن او بر صلیب قرار می‏دهیم، دیگر نیاز به هیچ گونه قربانی دیگری برای گناهان خود نداریم (عبرانیان ۹: ۲۶، ۲۸؛ ۱۰: ۱۰، ۱۴).تمامی گناهان ما بخشیده شده است، زیرا مسیح مجازات ما را بر خود گرفت. او فدیه ماست و غضب خدا را از ما بر می‏گرداند.
به منظور فرونشاندن غضب خداوند و دریافت بخشش گناهان، نیاز به یک قربانی زنده است. خونی باید ریخته شود. بدون ریختن خون، آمرزش نیست (عبرانیان ۹: ۲۲).خود مسیح همانا آن قربانی زنده بود؛ او خون خود را بر صلیب ریخت.   پولس می ‏نویسد که: «ما که با ریختن خون او عادل شمرده شدیم چقدر بیشتر به وسیلۀ خود او از غضب خدا نجات می یابیم!» (رومیان ۵: ۹). این بدین مفهوم است که ما بوسیله مرگ مسیح عادل شمرده شده و بی گناه به حساب آمده‏ایم. «وقتی ما با خدا دشمن بودیم او با مرگ پسر خویش دشمنی ما را به دوستی تبدیل کرد، پس حالا که دوست او هستیم، چقدر بیشتر زندگی مسیح باعث نجات ما خواهد شد! » ‏(رومیان ۵: ۱۰).
مجازات گناه مرگ است «زیرا مزد گناه مرگ است، اما نعمت خدا در پیوستگی با خداوند ما، مسیح عیسی زندگی ابدی است.»(رومیان ۶: ۲۳).
مسیح مرد تا ما حیات داشته باشیم.