Afbeelding1به ياد داشته باش هر وقت دلتنگ شدي
به اسمان نگاه كن … كسي هست كه عاشقانه تو را مي نگرد و منتظرتوست، اشك هاي تو را پاك مي كند و دست هاي تو را مي فشارد. تو را دوست دارد فقط به خاطر خودت. و اگر باور داشته باشی مي بينی ستاره ها هم با تو حرف مي زنند،  باوركن با او هرگز تنها نيستي.  فقط كافيست عاشقانه به اسمان نگاه كني ….

جنجال های انتخاباتی دور دوم

Amhadzai   حالا وطن ما  در آستانه روزهای سرنوشت ساز و حساسی قرار گرفته است.
اعلام نتایج ابتدایی انتخابات دور دوم به تعویق افتاد. کمیسیون مستقل انتخابات اعلام کرد که به دلیل بررسی و بازشماری دو هزار محل رای‌گیری، نتایج دور دوم انتخابات ریاست جمهوری که قرار بود روز چهارشنبه۱۱سرطان ۱۳۹۳ اعلام شود، برای مدتی نا معلوم به تعویق افتاده ‌است. این کمیسیون گفته بود که نتایج ابتدایی انتخابات مطابق تقویم در روز یازده سرطان سال جاری اعلام خواهد شد.
تیم اصلاحات و همگرایی ادعای تقلب گسترده را دارد و این تیم رابطه خود را با کمیسیون های انتخاباتی، قطع کرده است، اعلام نتایج ابتدایی انتخابات کمکی به حل مناقشات انتخاباتی نخواهد کرد.
داکتر عبدالله عبدالله هفته گذشته در کنفرانس مطبوعاتی خواهان مداخله سازمان ملل متحد در امور انتخابات افغانستان و حل مشکل در جابجایی آرا شد. حامد کرزی ریس جمهور افغانستان گفت:« عبدالله عبدالله و اشرف غنی احمدزی می توانند با میانجیگری سازمان ملل متحد و یا از طریق معاونان ریاست جمهوری و نمایندگان دو نامزد دور دوم انتخابات ریاست جمهوری، این مشکلات را حل کنند.»
پس در چنین فضای بحرانی وظیفه ما میباشد که برای گذار وطن عزیزما از این شرایط بسیار حساس و بحرانی در دعا باشیم. هم چنان به مردم وطن خویش دعا نماییم که با دقت عمل کنند و راه درست را در پیش بگیرند. برای رهبران حکومت و کاندیدان ریاست جمهوری داکتر عبدالله و داکتر احمدزی دعا نماییم که با حکمت و درایت عمل نموده و بدون تنش و جدال همه امورات را به صورت صلح آمیز بپذیرند.
دعا می کنیم و از خداوند می خواهیم که همه چیز در چند روز آینده به گونه ای پیش رود که چنین وضعیت و چالش‌ که در فضای سیاسی کشور وجود دارد از بین برود و این حالت روندی رو به بهبودی باشد. تا این بی باوری ها از میان رفته و تصامیم حکیمانه تر اتخاذ شود. « تا ما بتوانیم با صلح و سلامتی و در کمال خدا ترسی و سرافرازی به سر بریم»
( اول تیموتاوس 3:2 )

روزۀ مورد پسند خدا

13

همه روز روزه بودن، همه شب نماز کردن
همه ساله حج نمودن، سفر حجاز کردن
شب جمعه ها نخفتن، به خدای راز گفتن
ز وجود بی نیازش، طلب نیاز کردن
بخدا که هیچ کس را، ثمر آنقدر نباشد
که به روی نا امیدی ، در بسته باز کردن
(شیخ بهایی)

در کتاب اشعیا فصل پنجاه و هشت خدا به ما تعلیم می‌‏دهد چه نوع روزه ای او را خشنود می نماید. «مردم از خداوند می پرسند :  «چرا وقتی که روزه داشتیم، ندیدی و چرا هنگامی که از گرسنگی رنج می بردیم، متوجه نشدی؟» خداوند جواب می دهد :  «درست است، لاکن شما وقتی روزه می گیرید، فقط در فکر مفاد خود هستید و به کارگران تان ظلم می کنید. هنگامی که روزه دار هستید، با هم جنگ و دعوا می کنید و یکدیگر را با مشت می زنید. این نوع روزه نزد من قابل قبول نیست. وقتی روزه می گیرید، ریاضت می کشید، سر تان را مثل نَی خم می کنید و بر نمد و خاکستر دراز می کشید. آیا این را روزه می خوانید و فکر می کنید که من آنرا می پذیرم؟ » (اشعیا 58: 3-5).
متاسفانه در کشور عزیز ما افغانستان در ماه رمضان در اثردرگیری، جنگ، خشونت انتحار و انفجار جان افراد ملکی و بیگناه گرفته میشود. خدا از چنین روزه بیزار است. در عوض خدا این چنین روزه را می پسندد و میفرماید: «روزه ای را که من می پسندم اینست :  زنجیرهای ظلم را بگشائید، یوغ بی عدالتی را بشکنید و مظلومان را آزاد کنید. غذای تان را با گرسنگان تقسیم کنید. دروازۀ خانۀ تان را بروی مردم مسکین و بی خانه باز گذارید. به برهنگان لباس بدهید و از خویشاوندان تان خود را پنهان نکنید. » (اشعیا 58: 6-7)
تعداد زیاد هم وطنان ما در ماه رمضان افطارى و سحری ندارند، مواد خوراکى را که به دست آورده اند نه میتوانند که شکم خود و اطفال شانرا سير نمايند. ولی هستند ثروتمندان که غذا های متنوع صرف مینمایند و اصلاً در فکر فقرا نیستند. خدا به ما حکم میکند که از گناه و بی‏عدالتی دوری جوییم و از طرف دیگر غذا و لباس خود را با نیازمندان تقسیم کنیم. خدا وعده می‌‏دهد اگر اینگونه روزه بگیرید، او زندگی تان را برکت خواهد داد. خدا در کتاب مقدس میفرمایید: «نگاه نور سخاوت تان مثل سپیده دم می تابد و دردهای تان فوری مداوا می شوند. من همیشه با شما می باشم و جلال من شما را از هر جانب محافظت می کند. هر گاهی که دعا کنید، من آنرا اجابت می کنم و وقتی که از من کمک بخواهید، من به یاری تان می شتابم . اگر یوغ ظلم و ستم، اشاره کردن به انگشت و تهمت ناحق را از میان خود دور کنید» (اشعیا 58: 8-9).
مفهوم روزه گرفتن محروم کردن خود از خوردن و آشامیدن نیست، بلکه گناه نکردن در زندگی روزمره است. روزه انجام یک سلسله عمل مذهبی نیست، بلکه تلاش برای کمک به نیازمندان و ضرورتمندان است. خداوند درین رابطه اشاره نموده میفرمایید:: «اگر به گرسنگان غذا بدهید و احتیاجات نیازمندان را فراهم نمائید، آنگاه نور تان در تاریکی می درخشد و تاریکی اطراف تان مثل آفتاب ظهر روشن می شود. » (اشعیا 58: 10). ‌‏
برکت خدا فراتر از قربانی‏هایی است که به حضور او مییاورید. خداوند به انسان ها وعده می‌‏دهد: «من شما را همیشه هدایت نموده، با چیزهای خوب سیرتان خواهم کرد. شما را قوی و سالم نگاه خواهم داشت. شما مانند باغی پربارو چشمه های پر آب خواهید بود. هموطنانتان خرابه‏های قدیمی‌‏ شهرهای‏تان را دوباره بنا خواهند کرد و شما به قومی‌‏معروف خواهید شد که حصارها و شهرهای خود را باز سازی می‌‏کند» (اشعیا 58: 11-12).
روزه حقیقی، فروتنی و محبت فروتنانه به همنوعان است، ما باید فروتنانه و از خلوص نیت بدون چشم داشتی و در اطاعت کامل از خدا با همدیگر محبت نمایم و احکام خدا را رهنمود عمل خود نماییم، تا بندهای شرارت گشوده شود و یوغ های گناه شکسته گردند و کسانی که در زیر ستم گناه در این جهان هستند به آزادی برسند و هر نوع یوغ بندگی که انسان در آن است گشوده گردد. این روزه ای است که خداوند از ما می خواهد.
روزه به ما کمک میکند که ياد بگيريم از خودخواهی انسانی دوری نموده و از خود گذشتگی داشته باشیم، و بیشتر قدر و ارزش انسانها را درک کنیم.
در مورد روزه به این نکته هم باید توجه داشت که از هرگونه ظاهرسازی و ریا و خود نمائی باید به دور باشیم، عیسی مسیح میفرمایید:« وقتی روزه میگیرید مانند منافقان، خود را افسرده نشان ندهید. آنها چهره های خود را تغییر می دهند تا روزه دار بودن خود را به رُخ دیگران بکشند. به یقین بدانید که آن ها اجر خود را یافته اند! اما تو وقتی روزه می گیری، سرت را چرب کن و صورت خود را بشوی تا مردم از روزۀ تو با خبر نشوند، بلکه فقط پدر تو که در نهان است آن را بداند و پدری که هیچ چیز از نظر او پنهان نیست اجر تو را خواهد داد.»(انجیل شریف، متی 16:6-18).
در باره روزه هر آنچه خدا فرموده است تامل نمایید.

در قصۂ ما نيست!

در فکرچند سال پیش، زمانی که از یک انجو در افغانستان دیدن کردم، برای کارمندان آن مقداری شرینی تحفه بردم. البته که آنها از تحفه من تشکری کردند و من در پاسخ گفتم، «چندان چیزی نيست». واقعاً آن یک تحفۀ کوچک بود. یک مرد سالخورده بسوی من اشاره کرده گفت: «اما شما در فکر ما بودین.»
وقتی کسی در بارۂ ما فکر میکند، ما احساس دلگرمی میکنیم، تشویق می شویم و به خود می بالیم و خواهیم گفت؛ «او در قصۂ من بود.» در حقیقت هرگاه شخص دیگری به ما توجه میکند و یا (در قصِۀ ما میشود)، ما احساس خوشی میکنیم، زیرا او ما را احترام کرده است. البته چنین موارد، انعکاس دهندهء سرشت انسانی است. اگر هیچ کسی به ما توجه نکند و یا در فکر ما نباشد، ما خواهیم مُرد. متأسفانه که بسیاری مردم در باطن خود می میرند، بخاطری که آنها می پندارند که هیچکس در باره ايشان فکر نمی کند، يا به اصطلاح «هیچ کسی در قصۀ آنها نیست.»
واژۂ «قصه» اصطلاح جالبی است و آن به این معنی است که چگونه کسی به شخص دیگری توجه مبذول میدارد. بر عكس اگر کسی در قصۀ شخص دیگر نمی باشد، در واقعیت پروای او را ندارد و در برابر همنوع خود احساس همدردی و همنوایی نمیکند.
قصۂ من یا روایت من، يعنى زنده گى من است که به تجربه هایم، اندوه ها، موفقیت ها، فراز و نشیب های زندگی ام بر میگردد. اكثر مردم در باره خود و مسایل خانوادگی شان می اندیشند، يعنى در قصۂ خود شان هستند. آنها میخواهند که قصه و يا روایت خود شانرا جالب و با مزه جلوه دهند. معمولاً مردم در قصۂ ديگران نيستند، و در برابر حکایت های دیگران اعتنا نمی کنند، بجز اینکه حکایت های خود شان را بیشتر تقویت ببخشند و خود را در میان دیگران تبارز دهند.
معمولاً ما در قصه دیگران میباشیم بخاطر اینکه توقع داریم شخص دیگری هم در قصه ما خواهد بود. به عبارهء دیگر، ما به دیگران اعتنا و یا آنها را احترام میکنیم، و یا اقلاً، به دیگران می فهمانیم که به آنها اعتنا و احترام داریم، بخاطری که میخواهیم دیگران را متعهد به اعتنا و ادای احترام به خود ما بسازیم. هر گاه کسی به ما توجه نکند، ما از جانب آن شخص نسبت به خود احساس بی احترامی میکنیم. گویا اینکه، آن شخص با بی اعتنایی اش، به ما بی حرمتی کرده است.
وقتی که ما به کتاب مقدس، نظر می اندازیم، می بینیم که خداوند دقیقاً برعکس آن عمل کرده است. «
1. خدا در قصۂ ما
در تمامی کتاب مقدس، ما ارتباط دوستانه و تنگاتنگ خدا با انسان را مشاهده میکنیم. زمانيكه آدم و هوا گناه کردند، خداوند داخل باغ شد تا با آنها صحبت کند.
خداوند شامل زندگی حضرت ابراهيم گردید و به او بخاطر خلقتِ یک نسل نو یاری رسانید که بوسيلۂ آن بالاخره باعثِ برکت و نجات تمامی جهان گردد. خداوند در فکر موسی شد، تا ملت اسرائیل را از بندگی و اسارت مصری ها نجات بخشد. خداوند شامل دنياى اسرائیلی ها شد و به آنها دستور داد تا خیمه عبادت را بسازند، جایی که خداوند در میان آنها حضور می یافت. طوریکه خداوند فرموده است: » آنجا ذکر نام من خواهد بود»
سر انجام، خداوند در وجود عیسی مسیح در جهان ما آمد، «کلمه، جسم یافت و در میان ما ساکن شد.» خداوند در وجود عیسی مسیح نشان داد که واقعاً ما را حرمت و عزت می بخشد. روایت خداوند واقعاً روایتی از عیسی مسیح است که چگونه به فکر ما شد (درقصۂ ما شد) و ما را عزت بخشید و قدر کرد.
چون خداوند به مردمان جهان اینطور حرمت )محبت( میکند و به آنها وقار و شرافت می بخشد، او تمامی چیزها (یعنی هستی) خود را سخاوتمندانه و قهرمانانه به ما اعطا کرده است. بنابر آن، هر شخصی که عیسی مسیح را کاملاً احترام و تعالیم او را رعایت میکند، و او را گرامی میدارد و بمثابۀ نجاتبخش و خداوندگار خود پیروی میکند، چنین شخصی هرگز شرمنده و بی عزت نخواهد گردید. بلکه، او در حقیقتِ امر عزت و وقار خالصانه و واقعی را برای باقی حیات و تا ابدالاباد از آن خود خواهد داشت.

2. ما در قصۂ ديگران
سپس وقتی که ما از چنين عزت خداى برخوردار ميشويم، آنگاه ما مردم دیگر را نمی توانیم از یاد ببریم. این امکان ندارد که خداوند را دوست داشته باشیم و حرمت کنیم، ولی به دیگران اعتنا نکنیم و(در قصۀ) دیگران نباشیم. هر کسی که رستگاری و عزتی را که خداوند به او اعطا فرموده، در زندگی اش تجربه کرده باشد، و در فکر نجات و رستگاری خود از جانب خداوند باشد، باید بصورت طبیعی در فکر (قصهء) مردم ماحول خود نیز باشد.
ما باید به انجام آنچه که خداوند به ما کرده است، به دیگران نیز ادامه دهیم. وقتی که خداوند ما را عزت بخشیده است ما هم باید به دیگران احترام و عزت ببخشیم. هرگاه یک ایماندار به دیگران حرمت قایل نشود، او به خداوند بی حرمتی میکند و باعث ننگ خداوند غیور میشود.
ما به دیگران عزت و احترام قايل هستيم، چون اول خدا به فکر (قصۀ) ما بود. اگر کسی بگوید :  «من به خدا احترام دارم.» در حالیکه به برادر خود هيچ توجه ندارد، دروغگو است و خداوند را توهين ميكند؛ زیرا اگر او به برادری که دیده است عزت قايل نباشد، محال است خدا را که ندیده است، دوست بدارد و به او احترام قايل باشد. حکمی که او به ما داده است چنین است :  «هرکه خدا را احترام قايل است، باید غم برادر خود را بخورد و در فکر(قصهء) او باشد.» (به اول يوحنا ٤: ۲۰- ٢١ مراجعه گردد )
مسيح به ما عزت و وقار بخشید، او وقتيكه در جهان آمد، خود را برای ما و حتی دشمنانش در قالب یک انسان وقف کرد. وقتی که ما از چنین عزت و وقار برخوردار می شویم، نمی توانیم احکام او را نادیده بگیریم. بلکه ما یک حكم نو داریم كه خود را وقف دیگران كنيم. این است حكم مسیح و خصوصيت كليساى مسيح.
یک پیرو واقعی عیسی مسیح کسی است که به منافع دیگران علاقمند باشد. پولس رسول یک شخصی را در تیم خود داشت که نام او تیموتاوس بود. پولس در نامۂ خود به گروه فلیپیان ایماندار مسیحی در باره تیموتاوس نوشته است:
تيموتاوس تنها کسی است که … واقعاً در فکر(قصۀ) شماست. دیگران همه به فکر خود هستند، نه در فکر پیشرفت کار عیسی مسیح! ( فلیپیان ٢: ٢٠ -٢١)
توجه کنید که تیموتاوس زمانى به فکر عیسی مسیح است كه او خالصانه در فکر بهبودی دیگران است. او با توجه به دیگران، حكم عیسی مسیح را تحقق بخشید.
زمانی که شخصی از شما می پرسد، «چطور هستید؟» و شما آنرا بیشتر از یک تعارف و لفاظی تلقی میکنید، شما احساس میکنيد که شخص مذکور واقعاً میخواهد از شما هم بشنود و از وضعیت شما آگاه گردد. شخص مذکور واقعاً در فکر (قصۀ) شما است و میخواهد بداند که در چه حالتی قرار دارید و روزگار شما چگونه پیش میرود. وقتی او بشما گوش میدهد و توجه مبذول میدارد در حقیقت به شما ابراز علاقه و همدردی نشان میدهد.
بنابرآن، من چگونه میتوانم دیگران را دوست داشته و به آنها احترام قایل باشم؟ چگونه میتوانم به فکر دیگران (در قصۂ ديگران) باشم؟
به موارد زیر توجه کنید:
• به كسى زنگ بزنيد و از صدق دل از او احوالپرسى كنيد.
• فراتر از تعارف و تکلف به كسى سلام بدهيد، از او سوال كنيد و بصورت خالصانه به او گوش بدهيد، بدون هیچگونه مقصد و چشمداشت.
• یک عمل شفقت آمیز را به همسایه و یا یک ایماندار انجام دهید.
• در شادمانی دیگران شریک شوید ، زمانی که شخص دیگری موفقیت بدست می آورد.
• برای کامیابی شخص دیگر در زندگی اش با دستیاری و معاونت کمک نمایید.
• چهار طریقه دیگر را مطرح كنيد که شما بتوانید به فکر بهبودی شخص دیگری باشید.

                                                                             (ترجمه از نوشته آل)

لاره د مسیح

لاره مسیخلاره د مسیح ده، کړاونه امتحان غواړي
مینه او ایمان غواړي، مینه او ایمان غواړي
دغه لار زمونږ نه قرباني د سر او ځان غواړي
مینه او ایمان غواړي، مینه او ایمان غواړي
اوسي مسیحیان پکې
ښه ایمانداران پکې
ښه ایمانداران پکې
پورته په اوږه دا د صلیب عظیم نشان غواړي
مینه او ایمان غواړي، مینه او ایمان غواړي
لاره د مسیح ده، کړاونه امتحان غواړي
مینه او ایمان غواړي، مینه او ایمان غواړي
دغه لار زمونږ نه قرباني د سر او ځان غواړي
مینه او ایمان غواړي، مینه او ایمان غواړي
ځو ټول د سینا په لور
هم د جلجتا په لور
هم د جلجتا په لور
مونږ نه د صلیب نشان لوړ په ټول جهان غواړي
مینه او ایمان غواړي، مینه او ایمان غواړي
لاره د مسیح ده، کړاونه امتحان غواړي
مینه او ایمان غواړي، مینه او ایمان غواړي
دغه لار زمونږ نه قرباني د سر او ځان غواړي
مینه او ایمان غواړي، مینه او ایمان غواړي
دا دی د متی آواز
دا دی د لوقا آواز
دا د یوحنا آواز
ځان ته د پولس په شان رهبر حکیم انسان غواړي
مینه او ایمان غواړي، مینه او ایمان غواړي
لاره د مسیح ده، کړاونه امتحان غواړي
مینه او ایمان غواړي، مینه او ایمان غواړي
دغه لار زمونږ نه قرباني د سر او ځان غواړي
مینه او ایمان غواړي، مینه او ایمان غواړي
مینه او ایمان غواړي، مینه او ایمان غواړي
مینه او ایمان غواړي، مینه او ایمان غواړي
شاعر (جمیل ابراهیم)

روح القدس

pinksterenPlaatje  روز پنطیکاست یا نزول روح القدس توسط میلیون ها پیرو مسیح در سراسر جهان جشن گرفته میشود. سوال پیدا می شود چرا، ما مسیحیان روز پنطیکاست را جشن می گیریم؟
ما در روز پنطیکاست به یاد لحظه های میشویم که روح القدس به زمین آمد: بعد از عید پاک، شاگردان با هم در یک خانه بزرگ در اورشلیم جمع شده بودند که ناگهان صدایی از آسمان شنیده شد. صدای مثل باد و طوفان که تمام خانه را پر نمود. شاگردان به روح القدس پر شدن و قدرت و نیرو عظیم را در درون خود احساس کردند. پطرس را بیاد بیاورید، که در عید پاک عیسی مسیح را انکار کرده بود. اما در مقابل جمعیت، در اورشلیم ایستاد و با قاطعیت در مورد عیسی مسیح صحبت کرد. صحبت وی چنان قانع کننده بود که در همان روز، ٣٠٠٠ نفر توبه کردند و به عیسی مسیح ‌ایمان‌آورده و تعمید گرفتند.
در آن روز پطرس ناگهان تغییر کرد و به یک مرد نو تبدیل شد. روح القدس به حیث ماشین قوی بنا کننده در داخل وجود او شروع به فعالیت کرد.

»کسانی که به وسیلۀ روح خدا هدایت می شوند، فرزندان خدا هستند.«ما می دانیم که در یک موتر یک ماشین نصب است. این ماشین، موتر را نه تنها در جاده هموار بلکه در راه پر از خم و پیچ نیز حرکت میدهد. به این ترتیب روح القدس به مانند یک ماشین قدرتمند است که در پیروان مسیح کار میکند. اگر یک پیرو مسیح از روح القدس پر نباشد پس برای او دشوار خواهد بود که به نام عیسی مسیح شهادت بدهد. اگر شما در داخل خود نیاز به یک ماشین قدرتمند دارید، به شهادت پطرس دقت کنید. او می گوید«:ما شاهدان این امور هستیم یعنی روح القدس که خدا به مُطیعان خود بخشیده است ».( اعمال رسولان ٣٢:٥ )
اگر می‌خواهیم بدانیم که از روح‌القدس پر هستیم یا نه، باید به زندگی خود نگاه کنیم. کسی از روح‌القدس پر است که زندگی‌اش در اطاعت از خدا سپری می شود و زندگی جسورانه و پیروزمندانه بر گناه داشته باشد. پس شما اگر به روح القدس پر شده باشید، حتی اگر شما در حرکت های زندگی تان به سراشیبی مواجه می شوید، توسط ماشین قدرتمند روح القدس، موتر زندگی شما می تواند به قله های بالا برود. به این ترتیب شما می توانید بدون توقف در زندگی ایمانی تان پیشرفت کنید.
واقعۀ روز پنطیکاست‌، به پطرس ‌و سایر رسولان ‌فرصت‌ داد تا برای نخستین‌ بار، پیام ‌نجات ‌بخش‌ مسیح‌ را به ‌گوش‌ یهودیان‌ برسانند، یهودیانی که‌ از نقاط‌ مختلف ‌جهان ‌آن‌ روزگار در اورشلیم ‌بسر میبردند.

بیا‌ ای

هراچه

بیا‌ ای جان خداوند را به هر آن‌
بخوان تسبیح همی‌ از روی ایمان
خدای‌ خویش را تا زنده هستم
کنم حمدش که او را بنده هستم
که تا هستم خدا را می‌ سرایم
ببخشد روشنی او بر سرایم
اگر که جز باشند یا اگر کل
مکن تو بر رئیس هرگز توکل
که نزد ابن آدم نیست اعانت
که نعمت نزد ایشان است امانت
چو فردا روحشان گردید بیرون
شود افکارشان در خاک مدفون
چو فردا روحشان گردید بیرون
شود افکارشان در خاک مدفون
زمین و آسمان را آفریده
که راه راستی‌ را برگزیده
همیشه بر گرسنه نان بخشد
که نان از بهر جسم و جان بخشد
خداوند عادلان را دوست دارد
غریبان را نگهبان می گمارد
خداوند چشم کوران را کند باز
کند افتادگان را هم سر افراز
تو‌ای صهیون خدایت نسل بر نسل
نماید سلطنت بر فرع و بر اصل
(قراچه داغی)