ناحی بشریتlناجی بشریت
هر شبانگاه عاصیان با خلوت و تار خموش
با دل شوریده و بدرنگ میگوید مسیح
لاله ها و نسترن،بلبلان و باغ و بن
شبنم باد بهار،شبرنگ میگوید مسیح
در حریم آب حباب ها میکند شور و فغان
موج ها در دامن هر سنگ میگوید مسیح
خود گذر کردی زتن اما مرا افراختی
عاشقان پاک و با فرهنگ میگوید مسیح
وصف تو در شعر و الطاف غزل ها چه قشنگ
نرمی ی هر واژه در آهنگ میگوید مسیح

از شرمساری تا عزت و افتخار

shame-critics

 جمال: سلام، احمد جان
احمد: وعلیکم السلام
جمال: برادر احمد جان، خدا نقشۂ عالى دارد كه چگونه ما بتوانيم هيمن «صراط المستقیم» را در زندگی خود پیاده نماییم. اجازه است كه اين نقشۂ خدا را مطابق به تورات و انجیل با شما در میان بگذارم.
احمد: بلی بفرمایید.
جمال: احمد، البته شما نام حضرت آدم را زياد شنيده ايد. او در کجا آفریده شده بود؟
احمد: در بهشت، در باغ !
جمال: موقف او چی بود؟
احمد: به او عزت و افتخار بزرگی داده شده بود. او خلیفه خداوند در روی زمین بود!
جمال: نیازمندی های او چگونه فراهم می شد؟
احمد: او به هر آن چیزی که نیاز داشت، در اختیارش قرار داده شده بود.
جمال: آیا او کدام مسوولیت داشت؟
احمد: بلی، مسوولیت تمام حیوانات به او سپرده شده بود!
جمال: آیا او با خداوند رابطه داشت؟
احمد: بلی، او با خداوند یک رابطه بسیار نزدیک و خاص داشت!
جمال: رابطه حضرت آدم با دیگر مخلوقات چگونه بود؟
احمد: او با خانمش و دیگر مخلوقات خداوند، رابطه عالی داشت.
جمال: خوب. پس بعداً چی اتفاق افتاد؟ آیا آدم هنوز هم در باغ است؟
احمد: نه ابلیس او را فریب داد.
جمال: فریب شیطان در او چگونه کار کرد؟
احمد: آدم از اوامر خدا نا فرمانی کرد و آن کاری را کرد که مورد قبول خدا نبود.
جمال: زمانی که آدم نافرمانی خدا را کرد، چی اتفاق افتاد؟
احمد: او از باغ رانده شد.
جمال: خوب، بعد از آن، او به چی وضعیت افتاد؟
احمد: او ترس و شرمساری بزرگی را احساس میکرد!
جمال: آیا زمانی که آدم از باغ رانده شد، لباس داشت؟
احمد: نه. او برهنه بود، و خداوند او را ملبس می ساخت.
جمال: آیا او هنوز هم همان مقام و منزلت را که خداوند برایش داده بود داشت؟
احمد: نه. او مقام و منزلت خود را از دست داد.
جمال: آیا او هنوز هم مسئولیت های بزرگ و رابط نزدیک با خداوند داشت؟
احمد: نه. او همه آنها را از دست داد.
جمال: زمانی که یک شخص چیز های با ارزش و بزرگ را میداشته باشد، و آنها را از دست می دهد، یا ضایع می کند، چه حالتی به او رخ می دهد؟
احمد: او خود را شرمسار و بی عزت و بی آبرو فکر میکند.
جمال: زمانی که حضرت آدم این طور شرمسار گردید، آیا او سعی کرد که برهنگی خود را بپوشاند؟
احمد: بلی، او چنین کار را کرد! فکر میکنم که با برگ خود را پوشانید.
جمال: آیا از برگ در سَتر عورت استفاده می شد؟
احمد : نه. خداوند هر چیز را می بیند!
جمال: اگر یک پدر، یک کار شرم آوری میکند، برای بقیه اعضای خانواده او چه اتفاقی می افتد؟
احمد: او کار پدر باعث شرمساری تمامی خانواده میگردد!
جمال: خوب. این قصه تنها در باره آدم نیست، این قصه در باره ما هم است.
احمد: بلی، قصه آدم، قصه ما هم است. زیرا ما فرزندان آدم هستیم.
جمال: خوب. خداوند با آدم چه کرد؟
احمد: خداوند به آدم لباس داد و شرم او را پوشاند.
جمال: تورات میگوید که خداوند آدم را با پوست یک حیوان پوشانید. چگونه ما میتوانیم معمولاً از پوست یک حیوان استفاده کنیم؟
احمد: ما مجبوریم که یک حیوان را قربانی کنیم.
جمال: خوب. طوری معلوم می شود که خداوند بخاطر تهیه لباس برای حضرت آدم، خون یک حیوان بی گناه را ریخت. آیا فکر میکنید که این یک نشانه مهمی است که خداوند میخواهد به این ترتیب شرمساری ما را بپوشاند؟
احمد: بلی!
جمال: آیا میان این قصه و قصه ابراهیم که میخواست فرزندش را قربانی کند شباهتی وجود دارد؟ آیا بخاطر دارید که خداوند چه کرد؟
احمد: خداوند خودش یک قربانی بزرگی را فراهم کرد!
جمال: موسی هم مردم را به قربانی حیوانات بی گناه وا می داشت. در حقیقت ما رسم قربانی کردن حیوانات بی گناه را در عملکرد بسیاری از پیامبران می بینیم، آیا همین طور نیست؟
احمد: بلی، تمامی پیامبران به پیشگاه خداوند قربانی تقدیم میکردند، و ما تا امروز همان قربانی بزرگی را که خداوند به ابراهیم آماده کرد، انجام میدهیم.
جمال: خوب. پاسخ خداوند به آدم و پیامبران دیگر ،امروز یک سرمشقی برای ما نیز میباشد؟
احمد: بلی، سرمشق پیامبران برای ما یک رهنمود بسوی گذرگاه مستقیم خداوند میباشد.
جمال: آدم نافرمانی کرد و باعث شرمساری بزرگی برای خودش گردید. من هم از خداوند نافرمانی کردم، و باعث شرمساری برای خود و خانواده خود شدم. انجیل شریف کتاب مقدس میگویدکه همه ما نافرمانی کرده، و باعث شرم ساری خود شدیم، و نتیجه این نافرمانی جدایی همیشگی از خداوند است. آیا این حقیقت دارد؟
احمد: بلی، تا زمانی که خداوند ما را نه بخشد، ما محکوم به شرمساری ابدی هستیم.
جمال: اگر کسی فقیر، ناپاک و شرمسار است، آیا او میتواند دیگران را غنی، پاک و سربلند سازد؟ آیا کسی که با شرمساری آدم زندگی میکند، میتواند ما را در جایگاه موقر در مقابل خداوند قرار دهد؟
احمد: نه.
جمال: آیا راه دیگری وجود دارد؟ آیا کسی که از خدا نافرمانی کرده و از شرمساری ایکه از آدم به ما میراث مانده است، نجات یابد؟
احمد: نه. جدا از شفقت و مهربانی و بخشش خداوند، هیچ راه دیگری برای فرار از شرمساری در حضور او وجود ندارد.
جمال: اگر تو باعث سر افگندگی و شرمساری خانواده ای خود شوی، آیا میتوانی به سادگی به خانواده برگردی و طوری وانمود کنی که هیچ چیزی اتفاق نیافتاده است ؟
احمد: نه. شخصی که به پدرم نزدیک و مورد احترام او باشد، باید بیاید و میان من و پدرم وساطت کند و عزت و احترام مرا اعاده کند.
جمال: انجیل شریف میگوید که خداوند با فرستادن شخصی که نزد او دارای احترام و وجاهت بُلندی میباشد، مرحمت و بخشش خود را به ما نشان داده است تا با آمدن خود، عزت و احترام ما را اعاه کند، او کسی است که تمامی پیامبران به او اشاره نموده اند. این شخص با زندگی پاک و فارغ از هر نوع گناه، حرمت خداوند را بجا آورده است. انجیل به ما میگوید که او با قربانی کامل خود، کاری را انجام داد که با قربانی حیوانات هیچگاهی نمی شد رابطه ما با خدا بر قرار شود. آیا میدانی که این شخص کیست؟
احمد: عیسی پیامبر؟
جمال: انجیل به ما میگوید که عیسی مسیح فرا تر از یک پیامبر بود. او اولین کلام خداوند بود، او از روح خدا تولد یافت، بناً او سرشت خدایی دارد. هیچ شخص دیگری وجود ندارد که دارای چنین یک رابطه یی با خداوند داشته باشد. خداوند او را فرستاد تا ما را از شرمساری ما رهایی بخشد. انجیل به ما میگوید که، عیسی مسیح عبورگاهی است که میتوانیم توسط آن عزت و حرمت از دست رفته خود را دو باره بدست آوریم و میتوانیم با خداوند آشتی و رفاقت نماییم. عیسی مسیح زمانی که به صلیب کشیده شد، او شرمساری ما را با خود برد، و خداوند زمانی که او را بالا برد، به او عزت و حرمت بخشید. تمامی کسانی که به عیسی مسیح به مثابه شفاعت کننده و واسطه شان باور و ایمان دارند، شرمساری شان دور خواهد گردید. آیا این همان گذرگاه مستقیم است که شما در جستجوی آن بودید؟
احمد: بلی، میخواهم که در این باره زیاد بیاموزم. آیا میتوانیم که انجیل را باهم بخوانیم؟
جمال: اجازه بده که قصه عیسی مسیح را با اولین کتاب انجیل یعنی متی شروع کنیم. چه وقت میخواهید که این قصه را با هم بخوانیم؟                     ( ترجمه از نوشتۀ: جيف هيز)

امیدی تازه

مژده   من در این دنیا چه تنها بوده ام
بی امید عشق و رویا بوده ام
باد من را سوی دیگر می کشید
خاک من را در وجودش می نهید
ابر آزاد بر مزارم می گریست
خاک بر گرد وجودم می تپید
ناگهان خورشید بر من نور داد
اشک ابرهای جوان، قوتی ناتور داد
خنده ای کوچک به روی لب نشست
فکر آزادی درونم غلت  زد
جسم از تردیدها  بیرون پرید
نوری از روح القدس در من دمید
آری در من فرصتی آغاز شد
خلقتی تازه  به رویم باز شد
من نبودم بعد از این تاریک و تار
من نبودم  بعد از این مایوس و زار
روحی تازه در من مسکین دمید
لذتی تازه درون من جهید
خنده ای از جنس حوا ساختم
سیرتی از جنس عیسی یافتم

خدمت کردن عیسی مسیح در رنج

کتاب مقدس

   کشیش مشهور و عالم الهیات جرمنی «هیلموت تیلیکه» در سال ١٩٧٧ سفر طولانی را در ایالات متحده امریکا انجام داد. او در این سفر ایمان داران مختلف مسیحی را ملاقات کرد. در اخیر سفر از او سوال شد که آیا کدام کمبودی و یا نقص را در بین ایمان داران امریکایی دیده است؟ او جواب داد: «آنها در مورد رنج کشیدن طرز دید نا مناسب دارند.»   «تیلیکه» واقعاً درست گفته است. نه تنها ایمان داران امریکایی بلکه اکثر ما در مورد رنج کشیدن به خاطر ایمان به عیسی مسیح طرز دید اشتباه آمیز داریم. متاسفانه ما در مورد بدست آوردن برکات مختلف زیاد صحبت می کنیم و خوش هم داریم که بشنویم، اما در مورد از دست دادن چیز های که به آنها دلبستگی داریم کم گپ می زنیم و برای شنیدن آنها دلچسپی هم کم داریم. متاسفانه ما نه تنها از طرف غیر ایمانداران رنجانده می شویم بلکه باعث رنجاندن یک دیگر خود هم می شویم. ما بار ها دیده ایم و شنیده ایم که خادمین، کشیشان و یا مبشرین به خاطر درد و رنج که در داخل کلیسا به آن روبرو شده اند از خدمت دست کشیده اند.
پولس در مورد رنج کشیدن به ما تعلیم می دهد.
١: لازم است که قبل از شروع کردن خدمت به عیسی مسیح، حقیقت رنج کشیدن به خاطر آن را پیش از پیش قبول کنیم.
کلام خدا به ما تعلیم می دهد که خدمت کردن برای خداوند به معنی جنگیدن با دشمن خطرناک و بیرحم یعنی شیطان است. در هیچ جای، خدا در کلام خود به ما وعده نکرده است که ما در میدان این جنگ رنج نخواهیم کشید. عیسی مسیح وقتیکه شاگردان خود را برای خدمت فرستاد به آنها گفت:« من شما را که گوسفندان هستید در بین گرگ ها می فرستم.» و به آنها خاطر نشان ساخت که شما به خاطر انجیل رنج خواهید کشید.(متی ١٠: ١٦ – ١٧، لوقا ٢١: ١٢ – ١٩)
پیش از اینکه در مورد خدمت کردن به عیسی مسیح فکر کنیم، خوب است که در مورد قیمتی که به خاطر خدمت کردن به عیسی مسیح باید بپردازیم هم فکر کنیم. پس لازم است که برای روبرو شدن با شرایط دشوار آماده گی کامل داشته باشیم. اگر آماده گی کامل نداشته باشیم، ما زود شکست می خوریم، دلسرد می شویم، تلف می شویم و از خدمت فرار می کنیم.
٢: برای متحمل شدن شرم صلیب آماده باشیم.
«به شهادت دادن به عیسی مسیح خداوند ما نشرمید.» شهادت به خداوند ما، شهادت دادن به نجات دهندۀ است که به شکل شرم آور بالا صلیب رومی جان داد. مثلیکه پولس نوشته می کند:«پیام صلیب برای آنانیکه در راه هلاکت هستند، پوچ و بی معنی است. ولی برای ما که در راه نجات هستیم، قدرت خداست.»(١قرنتیان١: ١٨) پولس علاوه می کند:«یهودیان خواستار معجزات هستند و یونانیان دانش و حکمت را دنبال می کنند. اما، ما مسیح مصلوب شده را اعلام می کنیم. اگرچه این موضوع برای یهودیان سبب لغزش و رنجش و برای دیگرا پوچ و بی معنی است. »(١قرنتیان١: ٢٢، ٢٣)
یهودیان مجرمین را مصلوب نمی کردند، بلکه بعضی اوقات آنها جسد مرده ها را به خاطر درس عبرت و تحقیر نمودن در محضر عام به چوب و یا درخت آویزان می کردند. آنها می گفتند که این اشخاص از طرف خدا لعنت شده اند.
به صلیب کشیدن در قرن اول مسیحی یک عمل بسیار وحشتناک و نفرت آور تلقی می شد. اتباع رومی به غیر از حالات بسیار خاص به صلیب به اعدام محکوم نمی شدند. به صلیب اعدام کردن صرف به غلامان، دزدان، آدم کشان و یاغیان اختصاص یافته بود. رومی ها بعضی اوقات هزاران نفر را برای عبرت دیگران به صلیب آویزان کرده می کشتند. اما بصورت کل هم برای رومی ها و هم برای یهودیان مصلوب کردن یک عمل زشت و شرم آور بود که نمی خواستند حتی نام آن را به زبان یاد کنند.
با تاسف باید بگویم که بعضی کلیسا ها برای جذب علاقمندان جدید کوشش می کنند که پیام مسیح را زیاد تر مورد قبول مردم و یا بصورت کل بی ایمانان بسازند. آنها کوشش می کنند که اهمیت گناه و قضاوت خدا را کم اهمیت جلوه بدهند و به عوض زیاد تر به داشتن زندگی خوش در عیسی مسیح و بر آورده شدن آرزو ها تاکید می کنند. اما پیام انجیل صرف پیام پوره شدن خواب های ما برای داشتن زندگی مادی خوش، آرام و موفق نیست. پیام انجیل پیام خداوند نجات دهندۀ مصلوب شده است. او به خاطر نجات دادن گناهکاران که سزاوار مرگ ابدی بودند جان داد. ممکن در بعضی جا ها این پیام خریدار نداشته باشد، اما هرچه است پیام حقیقی انجیل و پیام ما این است.
اگر ما صلیب را از پیام خود حذف کنیم و یا آن را کم اهمیت بسازیم تا انجیل زیاد تر مورد قبول مردم قرار بگیرد، در حقیقت ما انجیل را مسخ کردیم. پیام ساده این نجات دهندۀ مصلوب، پیام قوی است که می تواند هم روشنفکران و هم مردم عام را قانع سازد که از آن پیروی کنند. پولس صلیب مسیح را جلال داده می گوید:«خدا نکند که به چیزی جز صلیب خداوند ما عیسی مسیح فخر کنم که به وسیلۀ آن، دنیا برای من مصلوب شد و من برای دنیا. »(غلاطیان٦: ١۴) پس پولس، هم تیموتاوس و هم همۀ ما و شما را دعوت می کند که نباید به شهادت دادن به خداوند مصلوب شده بشرمیم. بهتر است که بدون سازش کاری، چیزی که است به آن شهادت بدهیم.
3: لازم است که داوطلبانه پذیرای رنج کشیدن باشیم، چون هم خداوند ما و هم انجیل او ارزش رنج کشیدن را دارد.   وقتیکه یک شخص می خواهد رنج بکشد، کوشش میکند که به خاطری چیزی رنج بکشد که ارزش رنج کشیدن را داشته باشد. وقتیکه یک شخص می میرد تمام پول و دارایی خود را از دست می دهد که به خاطر آن بسیار رنج کشیده است.   پس آیا چه چیز ارزشمند تر نسب به زندگی ابدی در پادشاهی خدا که عیسی مسیح برای ما مهیا ساخته وجود دارد؟ پولس به تیموتاوس می گوید:« با من … در رنج و زحمت به خاطر انجیل. . . شریک باش.» وقتیکه ما به خاطر انجیل رنج می کشیم، این رنج کشیدن ما بخاطریست که می خواهیم بزرگترین خوش خبری تاریخ بشری را به انسانهای رنج کشیده برسانیم، تا بتوانند آنها هم زندگی ابدی را نصیب شوند.
4: لازم است که داوطلبانه پذیرای رنج کشیدن باشیم.
پولس رسول در رسالۀ به فلیپیان نوشته می کند:« همه چیز را به خاطر امتیازی بسیار ارزنده تر، یعنی شناختن عیسی مسیح، خداوند خود زیان می دانم. در واقع من به خاطر او همه چیز را هیچ شمردم تا به این وسیله مسیح را به دست آورم و کاملاً با او متحد شوم. »(فلیپیان٣: ٨، ٩) وقتیکه شما به عیسی مسیح خدمت می کنید با پولس و یوحنا و مقدسین وفادار بی شمار دیگر در یک قطار قرار می گیرید. پولس رسول تیموتاوس را تشویق می کند که در رنج به خاطر انجیل با او شریک شود. او در زنجیر ها در اطاق تاریک افتاده است، او از هر طرف ملامت شده مورد حمله قرار دارد. حتی او از حمله های همکاران مسیحی خود هم در امان نیست. به اصطلاح همه به جان این مرد مسن زندانی چسپیده اند. آیا در این قسم حالت او چطور می تواند که این قدر با اطمینان باشد؟
من فکر می کنم که یک دلیل، در این ادعای او نهفته است که می گوید: «زندانی او هستم». وقتیکه پولس این نامه را می نویسد، دوران حکومت قیصر است که قیصر او را به زندان انداخته است. دقیقاً او زندانی قیصر روم است. اما نظر به ادعای پولس او زندانی پادشاه پادشاهان و خداوند خداوندان عیسی مسیح است. یک چیز که می تواند هر قسم انتقاد و رنج کشیدن را برطرف کند این است که آن را به حساب خداوند قادر مطلق محاسبه کنیم که او بر همه چیز حاکمیت دارد. او است که به خاطر هدف خاص خود به انسان ها اجازه می دهد که کار های خراب را در برابر خادمینش انجام بدهند.   وقتیکه شما از دل مردم را خدمت می کنید، شما زندانی آنها هستید، با وجودیکه آنها با شما برخورد خراب می کنند. اما اگر شما به خداوند قادر مطلق خدمت می کنید، شما زندانی او هستید. یعنی بصورت کامل خود را در اختیار او قرار داده اید، و اختیار زندگی خود را ندارید. تمام زندگی شما در اخیتار او است که به چه قسم از آن استفاده می کند.
٥: در رنج کشیدن مقاومت کردن، از قدرت خدا سرچشمه می گیرد.
«در رنج و زحمتی که به خاطر انجیل پیش می آید در آن قدرتی که خدا می بخشد، شریک باش.»(٢تیموتاوس١: ٨ب) پولس یاد گرفته بود برای مقابله با آزمایش ها به قدرت خدا اتکا کند. پولس در فصل ١٢ رسالۀ به قرنیان نوشته می کند:«خدا. . . ناخوشی دردناکی، مانندی قاصدی از طرف شیطان مرا بکوبد تا زیاد مغرور نشوم. سه بار از خداوند درخواست کردم که آن را از من دور بسازد، اما او در جواب به من گفت: «فیض من برای تو کافیست، زیرا قدرت من در ضعف تو کامل می گردد.» پس چقدر بیشتر با مسرت به ضعف و ناتوانی خود فخر خواهم کرد تا قدرت مسیح مرا فرا گیرد. بنابرین، من به خاطر مسیح ضعف ها، بی حرمتی ها، سختی ها، آزار ها و دشواری ها را با آغوش باز می پذیرم زیرا در هنگام ضعف، قوی هستم.» (٧: ١٠)
در حقیقت در ضعف ما است که قدرت خداوند در ما به کمال می رسد و بالای دیگران اثر گذار می شود. وقتیکه شما مورد حملۀ آزمایش های شدید قرار می گیرید، عقب نشینی می کنید، وارخطا می شوید و یا در خدمت که برای خداوند می کنید در بن بست قرار می گیرید، بر شما فشار وارد می شود که همه چیز را به قدرت خدا واگذار کنید، کاری که هیچ وقت تجربه نکرده اید. وقتیکه شما در خدمت کردن به خداوند متحمل رنج می شوید، این قدرت خداست که رنج شما را برطرف می کند.                              ( نوشته غفوری)

راز و نیاز با خدا

 raaz                            ای همه هستی ز تو پیدا شده    خاک ضعیف از تو توانا شده

دخترم که تازه تولد شده بود با او صحبت مینمودم. کدام پدری است که از صحبت با فرزند خود لذت نبرد. من با صحبت نمودم با دخترم لذت میبردم و از خوشی ده لباس نه می گنجیدم. گر چه دخترم نه میتوانست که جواب من را با الفاظ و کلمات بدهد. ولی همینکه برایم لبخند می زد گویا که کسی جهان را برای من داده است.
به همین ترتیب پدر آسمانی ما نیز دوست دارد که با فرزندان خود صحبت نمایید، محبت خود را به آنها نشان دهد و هم چنان تعلیم شان دهد و در مشکلات کمک شان کند.
در کتاب مقدس میخوانیم :«خداوند به من فرمود تا به شما بگویم که جنگ نکنید، زیرا خداوند با شما نمی رود و دشمن، شما را شکست میدهد. من آنچه را که خداوند به من فرمود به شما گفتم، اما شما توجه نکردید. شما مغرور شدید و از فرمان خداوند سرکشی نموده و برای جنگ به کوهستان رفتید. همان بود که اَمُوریانی که ساکنین آنجا بودند، به مقابلۀ شما آمدند و مانند خیل زنبور شما را دنبال کردند و از سعیر تا حُرما شکست دادند» (تثنیه ۱: ۴۲ – ۴۴)
گاهی هم خداوند برای جلب توجه ما به خود، برکتی غیر منتظره را به ما عطا می‌‌کند. مثلاً، برکت صبر و محبت او نسبت به ما، در حالی که در گناه به سر می‌‌بریم.
در کتاب رومیان نوشته شده است:« آیا فراوانی مهر و بردباری و صبر خدا را ناچیز می شماری؟ مگر نمیدانی که منظور مهربانی خدا این است که تو را به توبه راهنمایی فرماید؟»  (رومیان ۲: ۴).
همینطور، خداوند گاهی از شکست‌ها، مشکلات و مریض ها، همچو ابزاری مفید برای جلب توجه ما به خود استفاده می‌‌نماید.
یک نکته بسیار مهم را باید همیشه به خاطر داشته باشیم.و آن اینکه؛ خداوند در همه اوقات و درهمه شرایط برای خیریت، برکت و صلاح ما، و نهایتا ً برای جلال نام خود، در عمل می‌‌باشد.
در شرایطی که خداوند قصد جلب توجه ما را به خود دارد بلافاصله به وی توجه کامل نموده و در نهایت فروتنی، سعی در شنیدن و اطاعت از اوامر وی نمأییم. در فاجعه ها، شکست‌های غمناک و مریضی‌های دردناکِ ما، خداوند در صبر است تا ببیند آیا ما به وی توجه میکنیم.  خداوند در اینگونه شرایط به ما صبر می‌‌کند تا ما به سوی او رفته و بپرسیم:
«پدر آسمانی من، آیا توسط این شرایطِ از من چه میخواهید.» خداوند از این طریق با ما صحبت میکند.
ما حضور خدا را درعجایب طبیعت دیده میتوانیم و خدا از این طریق با ما صحبت میکند. هزاران نعمت دراطراف ما است که از نیکویی و مهربانی خدا سخن میگوید.
خدا به وسیله دیگر پیروها مسیح با ما صحبت می نماید. خدا میخواهد که ما با سایر پیرو های مسیح معاشرت و ارتباط داشته باشیم تا از طریق آنها ما را تشویق، رهنمایی و یاری نماید. در کتاب مقدس نوشته شده است« به خاطر احترامی که به مسیح دارید، مُطیع یکدیگر باشید.» (افسسیان 21:5)
خدا با ما از طریق شبانان، معلمین، مبشرین و نویسندگان نیز صحبت می نمایند.
شرکت در مشارکت ها هم برای ما پیرو های مسیح بسیار مهم است، زیرا خدا در آنجا حضور دارد و با ما صحبت می نماید « زیرا هرجا که دو یا سه نفر بنام من جمع شوند، من آنجا در میان آنها هستم» (متی 20:18)
خدا اغلب از طریق کلمات سرود های روحانی با ما سخن می گوید. او پیغام مخصوص را که به آن احتیاج داریم در قالب کلمات سرود به ما می بخشد.
خدا از طریق کلام خود یعنی کتاب مقدس با ما صحبت میکند. ای مطمئن ترین وسیلۀ رساندن پیغام او است.
زمانی ما میتوانیم صدای خدا را خوبتر بشنویم که:هر روز کتاب مقدس را بخوانیم و راجع به آنچه در آن نوشته شده فکر کنیم تا کلام خدا ا بدانیم. درکتاب مقدس نوشته شده است:«تمام کتاب مقدس از الهام خداست و برای تعلیم حقیقت، سرزنش خطا، اصلاح عیب ها و پرورش ما در عدالت مفید است تا مرد خدا برای هر کار نیکو کاملاً آماده و مجهز باشد.»
(دوم تیموتاوس3: 16 و17)
هر روزه دعا کنید. بخواهید که خدا با شما صحبت نماید. سرود های روحانی بخوانید و در مورد کلمات آنها فکر کنید.   کوشش کنید نیکویی، قدرت و محبت خدا را که شما را احاطه نموده است درک نمایید.
هر چه را خدا میگوید انجام دهید، به یاد داشته باشید اگر میخواهید که او شما را رهبری کند، باید از او پیروی نماید.

آیینه خدایی

Knipsel333

چو عیسای مسیح در هر کجایی
به تاریکی بیفکن روشنایی
به هر شهری رسیدی خوش خبر باش
ز مغرب یا زمشرق گر درآیی
دل بیگانه را از خود مرنجان
اگر با صحبت دل آشنایی
اگر جوی جفا جاری است در باغ
مکار آنجا درخت بی وفایی
هم آوا شو تو با داود در دشت
نماند تا که مرغ بینوایی
چو دشمن نامه نفرین نویسد
میاور بر زبان غیر از دعایی
بشوی هر کینه را با آب بخشش
بیابی تا چو آیینه صفایی
شود تا گندم دهقان ما نان
رسان آبی تو برهر آسیایی
هم از رنگ رخ گلهای خوشبو
تویی خوشتر چو بی رنگ و ریایی
در آنجا که طبیبان را دوا نیست
مریضان را نما راه شفایی
محبت کن چو خورشید خداوند
اگر ایدل در آیین خدایی

ناجی بشریت

ناحی بشریتl

ناجی بشریت

هر شبانگاه عاصیان با خلوت و تار خموش
با دل شوریده و بدرنگ میگوید مسیح
لاله ها و نسترن،بلبلان و باغ و بن
شبنم باد بهار،شبرنگ میگوید مسیح
در حریم آب حباب ها میکند شور و فغان
موج ها در دامن هر سنگ میگوید مسیح
خود گذر کردی زتن اما مرا افراختی
عاشقان پاک و با فرهنگ میگوید مسیح
وصف تو در شعر و الطاف غزل ها چه قشنگ
نرمی ی هر واژه در آهنگ میگوید مسیح