جفا گر

جفلعشق و ایمان بر مسیحا لایق زنار نیست
در زندان هم گر که باشی دست او بیکار نیست
خواجه شمس الدین محمد گر تو را رسوا کند
در مقام این خدای تو کسی دادار نیست
گر که می ترسد بشر بر رونق آن نام دوست
گر چشد مهر خدا دیگر در این افکار نیست
ای پدر هر دم مسیحی را به زندان می کشند
افتخاری بهتر از این در جهان در کار نیست
گر که روح قدسی عیسی بیاید در دلی
غل و زندان هیچ یک حتی دمی بسیار نیست
ای جفا گر، گر بدانی تو که را دزدیده ای
خوب می فهمی که عقلت هیچ هم هشیار نیست
این جهان با پادشاهان بر زمان هی می رود
آندمی بنگر که جز او هیچ کس بیدار نیست
این خداوندم همان عیسی تو را پیدا کند
داوری در آن جهان بی شک بتو رهوار نیست
من برایت بخشش و لطف خدا را طالبم
جز به این دست من و حرفم به او بی کار نیست
سپهر نافدی