خدمت کردن عیسی مسیح در رنج

کتاب مقدس

   کشیش مشهور و عالم الهیات جرمنی «هیلموت تیلیکه» در سال ١٩٧٧ سفر طولانی را در ایالات متحده امریکا انجام داد. او در این سفر ایمان داران مختلف مسیحی را ملاقات کرد. در اخیر سفر از او سوال شد که آیا کدام کمبودی و یا نقص را در بین ایمان داران امریکایی دیده است؟ او جواب داد: «آنها در مورد رنج کشیدن طرز دید نا مناسب دارند.»   «تیلیکه» واقعاً درست گفته است. نه تنها ایمان داران امریکایی بلکه اکثر ما در مورد رنج کشیدن به خاطر ایمان به عیسی مسیح طرز دید اشتباه آمیز داریم. متاسفانه ما در مورد بدست آوردن برکات مختلف زیاد صحبت می کنیم و خوش هم داریم که بشنویم، اما در مورد از دست دادن چیز های که به آنها دلبستگی داریم کم گپ می زنیم و برای شنیدن آنها دلچسپی هم کم داریم. متاسفانه ما نه تنها از طرف غیر ایمانداران رنجانده می شویم بلکه باعث رنجاندن یک دیگر خود هم می شویم. ما بار ها دیده ایم و شنیده ایم که خادمین، کشیشان و یا مبشرین به خاطر درد و رنج که در داخل کلیسا به آن روبرو شده اند از خدمت دست کشیده اند.
پولس در مورد رنج کشیدن به ما تعلیم می دهد.
١: لازم است که قبل از شروع کردن خدمت به عیسی مسیح، حقیقت رنج کشیدن به خاطر آن را پیش از پیش قبول کنیم.
کلام خدا به ما تعلیم می دهد که خدمت کردن برای خداوند به معنی جنگیدن با دشمن خطرناک و بیرحم یعنی شیطان است. در هیچ جای، خدا در کلام خود به ما وعده نکرده است که ما در میدان این جنگ رنج نخواهیم کشید. عیسی مسیح وقتیکه شاگردان خود را برای خدمت فرستاد به آنها گفت:« من شما را که گوسفندان هستید در بین گرگ ها می فرستم.» و به آنها خاطر نشان ساخت که شما به خاطر انجیل رنج خواهید کشید.(متی ١٠: ١٦ – ١٧، لوقا ٢١: ١٢ – ١٩)
پیش از اینکه در مورد خدمت کردن به عیسی مسیح فکر کنیم، خوب است که در مورد قیمتی که به خاطر خدمت کردن به عیسی مسیح باید بپردازیم هم فکر کنیم. پس لازم است که برای روبرو شدن با شرایط دشوار آماده گی کامل داشته باشیم. اگر آماده گی کامل نداشته باشیم، ما زود شکست می خوریم، دلسرد می شویم، تلف می شویم و از خدمت فرار می کنیم.
٢: برای متحمل شدن شرم صلیب آماده باشیم.
«به شهادت دادن به عیسی مسیح خداوند ما نشرمید.» شهادت به خداوند ما، شهادت دادن به نجات دهندۀ است که به شکل شرم آور بالا صلیب رومی جان داد. مثلیکه پولس نوشته می کند:«پیام صلیب برای آنانیکه در راه هلاکت هستند، پوچ و بی معنی است. ولی برای ما که در راه نجات هستیم، قدرت خداست.»(١قرنتیان١: ١٨) پولس علاوه می کند:«یهودیان خواستار معجزات هستند و یونانیان دانش و حکمت را دنبال می کنند. اما، ما مسیح مصلوب شده را اعلام می کنیم. اگرچه این موضوع برای یهودیان سبب لغزش و رنجش و برای دیگرا پوچ و بی معنی است. »(١قرنتیان١: ٢٢، ٢٣)
یهودیان مجرمین را مصلوب نمی کردند، بلکه بعضی اوقات آنها جسد مرده ها را به خاطر درس عبرت و تحقیر نمودن در محضر عام به چوب و یا درخت آویزان می کردند. آنها می گفتند که این اشخاص از طرف خدا لعنت شده اند.
به صلیب کشیدن در قرن اول مسیحی یک عمل بسیار وحشتناک و نفرت آور تلقی می شد. اتباع رومی به غیر از حالات بسیار خاص به صلیب به اعدام محکوم نمی شدند. به صلیب اعدام کردن صرف به غلامان، دزدان، آدم کشان و یاغیان اختصاص یافته بود. رومی ها بعضی اوقات هزاران نفر را برای عبرت دیگران به صلیب آویزان کرده می کشتند. اما بصورت کل هم برای رومی ها و هم برای یهودیان مصلوب کردن یک عمل زشت و شرم آور بود که نمی خواستند حتی نام آن را به زبان یاد کنند.
با تاسف باید بگویم که بعضی کلیسا ها برای جذب علاقمندان جدید کوشش می کنند که پیام مسیح را زیاد تر مورد قبول مردم و یا بصورت کل بی ایمانان بسازند. آنها کوشش می کنند که اهمیت گناه و قضاوت خدا را کم اهمیت جلوه بدهند و به عوض زیاد تر به داشتن زندگی خوش در عیسی مسیح و بر آورده شدن آرزو ها تاکید می کنند. اما پیام انجیل صرف پیام پوره شدن خواب های ما برای داشتن زندگی مادی خوش، آرام و موفق نیست. پیام انجیل پیام خداوند نجات دهندۀ مصلوب شده است. او به خاطر نجات دادن گناهکاران که سزاوار مرگ ابدی بودند جان داد. ممکن در بعضی جا ها این پیام خریدار نداشته باشد، اما هرچه است پیام حقیقی انجیل و پیام ما این است.
اگر ما صلیب را از پیام خود حذف کنیم و یا آن را کم اهمیت بسازیم تا انجیل زیاد تر مورد قبول مردم قرار بگیرد، در حقیقت ما انجیل را مسخ کردیم. پیام ساده این نجات دهندۀ مصلوب، پیام قوی است که می تواند هم روشنفکران و هم مردم عام را قانع سازد که از آن پیروی کنند. پولس صلیب مسیح را جلال داده می گوید:«خدا نکند که به چیزی جز صلیب خداوند ما عیسی مسیح فخر کنم که به وسیلۀ آن، دنیا برای من مصلوب شد و من برای دنیا. »(غلاطیان٦: ١۴) پس پولس، هم تیموتاوس و هم همۀ ما و شما را دعوت می کند که نباید به شهادت دادن به خداوند مصلوب شده بشرمیم. بهتر است که بدون سازش کاری، چیزی که است به آن شهادت بدهیم.
3: لازم است که داوطلبانه پذیرای رنج کشیدن باشیم، چون هم خداوند ما و هم انجیل او ارزش رنج کشیدن را دارد.   وقتیکه یک شخص می خواهد رنج بکشد، کوشش میکند که به خاطری چیزی رنج بکشد که ارزش رنج کشیدن را داشته باشد. وقتیکه یک شخص می میرد تمام پول و دارایی خود را از دست می دهد که به خاطر آن بسیار رنج کشیده است.   پس آیا چه چیز ارزشمند تر نسب به زندگی ابدی در پادشاهی خدا که عیسی مسیح برای ما مهیا ساخته وجود دارد؟ پولس به تیموتاوس می گوید:« با من … در رنج و زحمت به خاطر انجیل. . . شریک باش.» وقتیکه ما به خاطر انجیل رنج می کشیم، این رنج کشیدن ما بخاطریست که می خواهیم بزرگترین خوش خبری تاریخ بشری را به انسانهای رنج کشیده برسانیم، تا بتوانند آنها هم زندگی ابدی را نصیب شوند.
4: لازم است که داوطلبانه پذیرای رنج کشیدن باشیم.
پولس رسول در رسالۀ به فلیپیان نوشته می کند:« همه چیز را به خاطر امتیازی بسیار ارزنده تر، یعنی شناختن عیسی مسیح، خداوند خود زیان می دانم. در واقع من به خاطر او همه چیز را هیچ شمردم تا به این وسیله مسیح را به دست آورم و کاملاً با او متحد شوم. »(فلیپیان٣: ٨، ٩) وقتیکه شما به عیسی مسیح خدمت می کنید با پولس و یوحنا و مقدسین وفادار بی شمار دیگر در یک قطار قرار می گیرید. پولس رسول تیموتاوس را تشویق می کند که در رنج به خاطر انجیل با او شریک شود. او در زنجیر ها در اطاق تاریک افتاده است، او از هر طرف ملامت شده مورد حمله قرار دارد. حتی او از حمله های همکاران مسیحی خود هم در امان نیست. به اصطلاح همه به جان این مرد مسن زندانی چسپیده اند. آیا در این قسم حالت او چطور می تواند که این قدر با اطمینان باشد؟
من فکر می کنم که یک دلیل، در این ادعای او نهفته است که می گوید: «زندانی او هستم». وقتیکه پولس این نامه را می نویسد، دوران حکومت قیصر است که قیصر او را به زندان انداخته است. دقیقاً او زندانی قیصر روم است. اما نظر به ادعای پولس او زندانی پادشاه پادشاهان و خداوند خداوندان عیسی مسیح است. یک چیز که می تواند هر قسم انتقاد و رنج کشیدن را برطرف کند این است که آن را به حساب خداوند قادر مطلق محاسبه کنیم که او بر همه چیز حاکمیت دارد. او است که به خاطر هدف خاص خود به انسان ها اجازه می دهد که کار های خراب را در برابر خادمینش انجام بدهند.   وقتیکه شما از دل مردم را خدمت می کنید، شما زندانی آنها هستید، با وجودیکه آنها با شما برخورد خراب می کنند. اما اگر شما به خداوند قادر مطلق خدمت می کنید، شما زندانی او هستید. یعنی بصورت کامل خود را در اختیار او قرار داده اید، و اختیار زندگی خود را ندارید. تمام زندگی شما در اخیتار او است که به چه قسم از آن استفاده می کند.
٥: در رنج کشیدن مقاومت کردن، از قدرت خدا سرچشمه می گیرد.
«در رنج و زحمتی که به خاطر انجیل پیش می آید در آن قدرتی که خدا می بخشد، شریک باش.»(٢تیموتاوس١: ٨ب) پولس یاد گرفته بود برای مقابله با آزمایش ها به قدرت خدا اتکا کند. پولس در فصل ١٢ رسالۀ به قرنیان نوشته می کند:«خدا. . . ناخوشی دردناکی، مانندی قاصدی از طرف شیطان مرا بکوبد تا زیاد مغرور نشوم. سه بار از خداوند درخواست کردم که آن را از من دور بسازد، اما او در جواب به من گفت: «فیض من برای تو کافیست، زیرا قدرت من در ضعف تو کامل می گردد.» پس چقدر بیشتر با مسرت به ضعف و ناتوانی خود فخر خواهم کرد تا قدرت مسیح مرا فرا گیرد. بنابرین، من به خاطر مسیح ضعف ها، بی حرمتی ها، سختی ها، آزار ها و دشواری ها را با آغوش باز می پذیرم زیرا در هنگام ضعف، قوی هستم.» (٧: ١٠)
در حقیقت در ضعف ما است که قدرت خداوند در ما به کمال می رسد و بالای دیگران اثر گذار می شود. وقتیکه شما مورد حملۀ آزمایش های شدید قرار می گیرید، عقب نشینی می کنید، وارخطا می شوید و یا در خدمت که برای خداوند می کنید در بن بست قرار می گیرید، بر شما فشار وارد می شود که همه چیز را به قدرت خدا واگذار کنید، کاری که هیچ وقت تجربه نکرده اید. وقتیکه شما در خدمت کردن به خداوند متحمل رنج می شوید، این قدرت خداست که رنج شما را برطرف می کند.                              ( نوشته غفوری)