فروتنی در ورزش

%d9%81%d8%b1%d9%88%d8%aa%d9%86%db%8c-%d8%af%d8%b1

افتاده گی آموز اگر طالب فیضی
هرگز نخورد آب زمینی که بلند است

           یا  شاعر دیگر میفرماید:

       من از بی قدری خار سر دیوار دانستم
که ناکس، کس نمی گردد به این بالا نشینی ها

  در اشعار و ادب ما بسیار زیاد در باره فروتنی گفته شده است.
اما سوال مهم این است که فروتنی حقیقی چیست و چه قسم است؟
یک ورزش کار وقتیکه تمرین می کند هدفش این است که قهرمان شود، در مسابقه برنده شود و در مسابقات جهانی و المپیک نام خود و نام مملکتت خود را بلند نموده و مشهور نماید.چه در مسابقات انفرادی و چه در مسابقات به شکل تیم، همه صرف به فکر قهرمان شدن مسابقه می کنند، هیچ کس درمسابقات سپورتی آن قدرفروتن نمی شود که دواطلبانه باخت را قبول کند.بسیار جالب است که هر کس باختن و شکست را برای خود شرم بزرگ میداند و هرگز نمی خواهد که شکست را تحمل نماید. درحالیکه درمسابقات حتماً برنده و بازنده وجود دارد، امکان ندارد  که هر دو طرف برنده شوند.
وقتیکه به این موضوعات دقت می کنیم، برای ما سوال پیدا میشود که فروتنی و افتاده گی که درفرهنگ و ادب ما به آن  بسیار اهمیت داده شده و توصیف شده آن در کجا است؟ آیا در ورزش فروتنی هیچ جای ندارد؟ آیا فروتنی صرف برای انسان های ضعیف و ناتوان است که میدانند قدرت برنده شدن  را ندارند؟
یکی از ورزش های که در وطن ما تاریخ طولانی دارد او پهلوانی است. در فرهنگ پهلوانی قدیم ما، واقعاً فروتنی حقیقی دیده می شد که یک پهلوان نباید به قهرمانی خود ببالد و آنرا به رخ دیگران بکشد. در غوض او باید شکسته نفس باشد و به دیگران احترام نماید. در پهلوانی عنعنوی ما، به پهلوانان در باره فروتنی به شکلی تعلیم داده می شد که آنها به عوض در عمل نشان دادن فروتنی با تسلیم شدن به طرف مقابل، در حرکات  ظاهری و گفتار خود، فروتنی را تمثیل کنند. این بدان معنی است که استادان پهلوان ها، معمولاً دروازه های درآمد محل تمرین پهلوان ها را  قصداً پست می ساختن. وقتیکه پهلوان ها  برای تمرین و یا مسابقه داخل می شدن سر خود را خم کرده داخل میشدند. خود این عمل نشانه فروتنی است. یا مثلاً پیش از شروع مسابقه به طرف مقابل سر خوده خم کرده احترام می نمودند. یا با گفتن قربان شما، مخلص تان، جان من، در الفاظ فروتنی خود را به طرف مقابل نشان می دادند.

درجامعۀ ما این قسم فروتنی هم  بسیار مروج است که یک شخص شاید هیچ فروتن نباشد، اما او در ظاهر با گفتن کلمات تشریفاتی فروتنی خود را به طرف مقابل ظاهر می نماید. مثلیکه ما میگویم در خدمت تان هستم، امر کنید. نوکر و چاکر تان هستم و غیره. نشان دادن ای قسم فروتنی  بسیار فریبنده است. مثلیکه بیدل میگوید:

                             تواضع های دشمن مکر صیادی بود بیدل
که خم خم رفتن صیاد بهر قتل مرغان است
عیسی مسیح می فرماید:« درخت از میوۀ او شناخته می شود».از ثمر و یا عمل زندگی یک شخص معلوم می شود که او فروتن حقیقی است و یا نیست. آوردن ثمر مطابق به تصمیمی که گرفته شده، قدم دوم برای فروتن شدن حقیقی است.   شخص فروتن از دل به فکر موفق ساختن دیگران میباشد. شخص فروتن حقیقی به ارادۀ خود و داوطلبانه به خاطر موفق ساختن و کمک کردن به دیگران، تسلیم آنها باشد. او به خاطر این تسلیم دیگرا ن نمی شود که در آینده او را  قهرمان نماید و یا با فروتنی خود دیگران را زیر تاثیر خود قرار بدهد.
ما یک الگوی فروتنی کامل داریم . این نمونۀ کامل عیسی مسیح است.
در انجیل شریف نوشته شده است: « اگرچه او از ازل دارای الوهیت بود، اینرا غنیمت نشمرد که برابری با خدا را به هر قیمتی حفظ کند، بلکه خود را از تمام برتری های آن خالی نموده به صورت یک غلام درآمد وشبیه انسان شد. چون او به شکل انسان در میان ما ظاهر گشت، خود را پست تر ساخت و از روی اطاعت حاضر شد مرگ، حتی مرگ بر روی صلیب را بپذیرد. از این جهت خدا او را سر افراز نمود و نامی را که ما مافوق جمیع نامهاست به او عطا فرمود. تا اینکه همۀ موجودات در آسمان و روی زمین و زیر زمین با شنیدن نام عیسی زانو بزنند. و همه برای جلال خدای پدر، با زبان خود اعتراف کنند که عیسی مسیح، خداوند است.»
عیسی مسیح درد و رنج و مرگ  را بر روی صلیب به خاطر پیروز ساختن ما انجام داد. او جلال و عظمت آسمانی خود را  به خاطر پیروز ساختن ما، گذاشت و به زمین آمد تا ما نجات پیدا کنیم. او دراین کار عظیم و رنج آور خود هیچ فایدۀ برای خود در نظر نداشت. عیسی مسیح واقعاً فروتن حقیقی است.
هر کسی دیگرهم وقتیکه به عیسی مسیح این فروتن حقیقی اقتدا می کند و از دل و جان او را  به حیث خداوند نجات دهندۀ خود قبول می کند، او هم میتواند مثل نجات دهندۀ خود فروتن شود. درانجیل شریف نوشته شده است: »شما می دانید که عیسی مسیح، خداوند ما چقدر بخشنده بود. گرچه دولتمند بود، بخاطر شما خود را فقیر ساخت تا شما از راه فقر او دولتمند شوید. «(٢قرنتیان ۸: ٩)
خدا را شکر میکنیم که اینطور یک نمونۀ کامل فروتنی پیش روی خود داریم. از خداوند می خوایم که زندگی عملی ما آینۀ تمام نمای این قسم فروتنی باشد.