میلاد عیسی مسیح

   عید میلاد یا عید مولودِ با برکتِ عیسی مسیح را برای شما تبریک و تهنیت میگویم۰ نهایت آرزوی من است که این عید، برای هر کدام شما مفهوم و پیغام خاصی از نو زیستن، صلح، آشتی و بخشش را داشته باشد.
این فرخنده روز، با اهمیت ترین و پرارج ترین روز بری خدا جویان ومومنین است، زیرا خداوند بیش از  ۲۰۰۰ سال پیش، نجات دهندۀ را، به این دنیا فرستاد تا ما را از حاکمیت و فرمانروایی شیطان و گناه، آزاد و سبک بار بسازد و برای ما زندگی نو و با مفهومی را عنایت فرماید.
خوب زمانیکه یک نفر گناه یا کاری را انجام میدهد که مستحق جزا و توبیخ است، این فرد گناهکار، منتظر کسی میباشد تا از او دستگیری و حمایه نماید. این نجات دهنده عیسی مسیح میباشد. عیسی مسیح، به خاطر نجات ما از گناه به این جهان آمد.
عیسی مسیح در شهر بیت لحم به دنیا آمد. چهل روز بعد از تولد عیسی، مریم و یوسف عازم اورشلیم شدن. انها به دو دلیل به اورشلیم رفتن. ابتدا به هیکل، یعنی به خانۀ خدا رفتن تا عیسی را به خداوند تقدیم کنند. مطابق شریعت یهود، تمامی اول باری یا نخست زادگان ذکور چه حیوانات و چه از انسانها، برای خدا مقدس تلقی می‌شد. نخست زادۀ حیوانات  که گوشت آن حلال بود  قربانی می‌شد، یعنی به خدا تقدیم میگردید. نخست زادۀ انسانها قربانی نمی‌شد، بلکه باید با پرداخت هدیه‌ای نقدی در چهل روزگی، فدیه داده می‌شد.
دلیل دوم عزیمت مریم و یوسف به اورشلیم، گذراندن قربانی تطهیر بود. ما در کتاب لاویان می‌بینیم که گفته می‌شود هر زن پس از ولادت به مدت سی و سه روز ناپاک است و بعد از آن باید برای دادن کفاره به معبد  برود.
مطابق شریعت یهود، مادر و پسر نوزاد برای مدت چهل روز بعد از تولد نوزاد »نجس «تلقی می‌شدند. در واقع لغتی که لوقا در یونانی برای منتظر استفاده می‌کند به مفهوم انتظار برای یک تغییر دهنده برای یک چیزی که همه چیز را  دگرگون می‌کند، است. به مفهوم واقعی کلمه آنها گوش به زنگ ظهور مسیح بودند.
در اورشلیم مردی به نام شمعون زندگی میکرد که درستکار و پارسا بود و در انتظار نجات اسرائیل بسر میبرد و روح القدس بر او بود
در واقع شمعون دلیل خوبی برای امید و انتظار کشیدن داشت. تمام تمرکز شمعون بر تسلی و آرامی بود که مسیح با خود می‌آورد. در واقع بزرگترین نماد یهودیان آن دوران از مسیح، تسلی دهندگی و تسلی بخش بودن مسیح بود .
امروز هم بسیاری از ما در سختی و مشکلات هستیم و نیاز به آرامی خدا داریم  ودر انتظار آرامی خدا هستیم. در واقع نیاز به تسلی یکی از نیازهای عام نژاد بشر است. آیا ما هم مثل شمعون با امید به انتظار ورود مسیح به زندگی خود ما هستیم یا نه؟   وقتی خدا اراده میکند و میگوید که میخواهد  کاری بکند، حتما آن  کار را می‌ کند پس دلیلی برای نا امیدی وجود ندارد.
چرا فقط این دو نفر باید به ملاقات مسیح می آمدن و اورا می‌ دیدن. چرا نباید همه یهودیان از این موهبت برخوردار می‌شدند مگر تمام آنها منتظر آمدن مسیح بودن؟
هر دو آنها هم به جستجوی خدا بودند و هم امید داشتن که خداوند کاری انجام می‌دهد. درواقع چیزی که سبب می ‌شود آنها بتوانند عیسی مسیح را تشخیص بدهند و او را در واقع دریافت بکنند اشتیاق آنها برای خداوند بود تا نجات دهنده و تسلی دهنده‌‌ای را برای آنها بفرستد.
در واقع شناخت و دریافت ما از مسیح مربوط میشود به اشتیاقی که ما برای خداوند داریم، اشتیاقی که برای نجات و فدیه داریم آنهانی که به جستجوی خداوند هستند او را خواهند یافت. کسانی که مشتاق مسیح هستند با او زندگی می‌کنند و زندگی آنها تبدیل می شود. شمعون و حنا مشتاق بودند و آنها مسیح را یافتن و او را  در آغوش گرفتند.
روح خدا،  شمعون را ملزم کرد تا به صحن معبد برود  و آنهم وقتیکه که یوسف و مریم کودک شانرا برای اجرای مراسمی که مرسوم بود به معبد می‌آوردند. مریم و یوسف آن روز هم برای تقدیم کودک به خداوند و هم برای پاکی از نجاست به معبد رفته بودند و این بر اساس شریعتی بود که موسی به آنها داده بود. وقتی شمعون به این کودک نگاه کرد او میفهمید که خداوند به وعده خودش عمل کرده. عمانوئیل یعنی خدا با ماست درست در پیش چشمان شمعون بود او آمده بود تا ترس و اسارت و نا امیدی را محو کند
هیچ چیز خاصی در مورد مریم و یوسف وجود نداشت که قابل شناسایی باشند و یا با دیگران فرق داشته باشند اما شمعون و حنا مستقیم به سمت آنها میروند و مسیح  را در آغوش میگیرند.
یکی دیگر از شخصیتهایی که با شکیبایی تمام منتظر مسیح بود پیره زنی بنام حنا بود که کلام خدا میفرماید وقتی همسر او وفات نمود او باقی عمر خود را ، چه شب و چه روز، صرف روزه و مناجات و دعا در معبد کرده بود.
او نیز دقیقا منتظر همان شخصی بود که شمعون بود اما با یک گرایش و با یک دیدگاه دیگر. او به عوض اینکه منتظر تسلی دهنده باشد منتظر بخشایش بود. در واقع او وقتی خداوند را شکر می‌کند نوید یک نجات دهنده و یک فدیه دهنده را به همه اعلام می‌کند.  در دوران حنا در واقع این واژه یک فدیه نهایی و نمادی از قدرت خداوند برای در هم شکستن و آزادی از اسارت بود. در واقع روز پسح که روز نجات قوم خدا از اسارت از مصر بود اشاره به رهایی از اسارت و بندگی گناه داشت و حنا، خدا را به خاطر چنین یک نجات دهنده شکر می‌کند. از اینکه او بلاخره موفق به دیدن نجات دهنده شده است و در واقع او خداونده بخاطر کسی شکر میکند که میتوانست قوم او را از گناهان شان نجات بدهد وقتی مسیح آمد هر آنچه را که شمعون و حنا منتظر آن بودن، برآورده کرد.
در این ایام که روزای پُر از مشقت و مشکلات و قتل و دزدی رشوه خوری و بی امنیتی درجامعه و کشور ما و شما حکم روایی میکند، هر کدام ما وشما به یک تسلی دهنده به امید دهنده و به کسی ضرورت داریم
که در درد ها و غم های ما، ما را همراهی کند.
آیا شما در این ایام در شرایطی از ترس از مشکلات، از عدم اطمینان به آینده مثل شمعون هستید؟  آیا شما به آرامی و تسلی خداوند نیاز دارید آیا نیاز به حضور خداوند را  درزندگی تان دارید؟
اگر دارید، مسیح همۀ این نیازی های روحانی و معنوی شما را برآورده می نماید. عیسی مسیح به این دنیا آمد تا به همۀ ما و شما آرامی و تسلی ببخشد. فرق نمیکند که درکجا و در چه حالتی هستیم.
عیسی مسیح به هر یکی از ما وشما خطاب میکند و میفرماید که:“ ای تمامی زحمتکشان و گرانباران نزد من بیایید و من به شما آرامی خواهم داد“. ( متی ۲۸:۱۱)
پاسخ شما به این دعوت همگانی عیسی مسیح چیست؟  چه زیباست که مثل حنا خدا را به خاطر عیسی مسیح شکر کنیم و مژده نجات عیسی مسیح را به دیگران مژده دهیم.
عزیزان، تنها از طریق پذیرفتن و ایمان به عیسی مسیح است که ما میتوانیم از بخشش گناهان خود توسط خدای مهربان اطمینان کامل یافته، صاحب حیات جاویدان شده و نزد خدا، تا ابد، زندگی کنیم٠
این فرخنده مولود و زاد روزعیسی مسیح، به همۀ شما مبارک باد!

Advertisements