هویت ما در مسیح

Knشما این را تجربه نمودید وقتی که پیرو عیسی مسیح گردید، دوستان قدیمی، خویشاوندان و دیگران با شما قطع علاقه نمودند. شما هم به شکلی به بحران هویت مواجه گردیدید. ما که از عیسی مسیح پیروی می کنیم، چه چیز معیار شناخت هویت ماست؟ هویت ما بر اساس چه استوار است؟ مفهوم زندگی ما چیست؟ شما + مسیح= به کمال و مفوهم زندگی.
ما که از مسیح پیروی می کنیم، اتباع پادشاهی خدا هستیم. آیا در پادشاهی خدا هم مثل دنیا موفقیت مساوی به خوشی و ناکامی مساوی به نا امیدی است؟
خدا را شکر که در پادشاه خدا معادلۀ: «موفقیت مساوی به خوشی است و شکست مساوی به نا امیدی است» اصلاً هیچ وجود ندارد. در پادشاهی خدا برای هر کس موقع مساوی برای داشتن زندگی با معنی داده شده است. همان فرصتی که برای من و شما داده شده، برای کشیش ما هم داده شده است. در پادشاهی خدا ناکام شدن در زندگی و یا کامیاب شدن در زندگی نتیجه را تعیین نمیکند. بلکه در پادشاهی خدا، هویت شما و یا هویت هر تبعۀ پادشاهی خدا تعیین کننده همه چیز است. در پادشاهی خدا مفهوم زندگی، حاصل آن نیست که ما چه داریم و یا چه نداریم. بلکه هر انسان به اساس هویتی که در مسیح به حیث فرزند خدا دارد از نعمت زندگی با معنی بر خور دار است. در پادشاهی خدا صرف ای معادله عمل می کنه: شما + مسیح =  به مفهوم زندگی. اما جای بسیار تأسف است که بسیاری ما ایمان داران به مسیح ده ای موضوع مشکل داریم. ما در شناخت هویت خود، در داشتن امنیت که در مسیح داریم، ما در داشتن ارزشی که در مسیح داریم، مشکل داریم. چرا؟
اول: من فکر میکنم اولین دلیل ممکن این باشد که ما به حیث فرزندان خدا هویت خود را خوب نمیشناسیم. مثل که هوشع نبی می گوید: «قوم من از عدم معرفت هلاک شده اند.» (۴: ٦) این نشناختن هویت ما در مسیح است که ما را به رنج و درد می کشاند. به رنج و درد بی هویت بودن، تنها بودن، بی یار و یاور بودن می کشاند. ما یک هویت دنیایی را ترک نمودیم و آنرا از دست دادیم، وقت که هویت نو خود را  درک نکنیم ما به  مشکل احساس نداشتن هویت مواجه می شویم. یک هویت را که از دست دادیم و احساس نمی میکنیم که هویت دیگرجای آنرا گرفته باشد، در این صورت یک خالیگاه و یا کمبودی در ما بوجود میاید. این خلا و این کمبود ما را رنج میدهد و پریشان می نماید.
دوم: ما فکر می کنیم، کاری که می کنیم آن هویت ما را معرفی نماید. و یا هویت ما را  نشان می دهد. وقتکه می بینیم در کار های ما نواقص وجود دارد، و یا ما کارهای خود را  بشکلی انجام میدهیم که ما را راضی نمی نماید  و یا دیگران از آن پذیرایی خوب نمی کنند، خود را شکست خورده فکر می کنیم. فکر می کنیم که دیگر پیرو خوب مسیح نیستیم، حتی شک می کنیم که آیا فعلاً هم ما فرزند خدا هستیم؟ فکر می کنیم که هویت ما و حیثیت ما لکه دار شده است. وقتی که در یک موضوع شکست خوردیم و خود را شکست خورده و ناکام فکر کردیم، آن شکست باعث شکست های دیگر در زندگی ما می شود. در حالیکه حقیقت این است، کار ما هویت ما را تعیین نمی کند. کار ما به هویتی که در مسیح داریم در آن هیچ تغییری وارد کرده نمی تواند. ما همان  فرزند خدا که بودیم، هستیم.  کار ما به مقام که در خداوند داریم تأثیر وارد نمی کند. در رسالۀ رومیان می خوانیم: «همان روح به روح ما شهادت می دهد که ما فرزندان خدا هستیم.» (رومیان٨: ۱٦) وقتیکه ما فرزند خدا شدیم، دیگه هیچ چیز نمی تواند به ای هویت ما صدمه برساند.
وقتی که ما فرزندان خدا هستیم، خدا از ما می میخواهد که ما هویت خود را بشناسیم، و مطابق به آن زندگی کنیم. وقت که ما درک کردیم که واقعاً در مسیح فرزند خدا هستیم، می توانیم کار و زندگی روزمرۀ خود را مطابق به آن تنظیم کنیم. ما از نظر روحانی دوباره زنده شدیم، نام ما در دفتر حیات نوشته شده است. ما صاحب زندگی ابدی شدیم.
ما پیش از تولد تازه در عیسی مسیح این هویت را  نداشتیم. تولد تازه در عیسی مسیح به ما شخصیت جدید و هویت جدید بخشید، که پیش  آنرا نداشتیم. این هویت نو ما، بالا تر از هویت ملی، هویت اجتماعی و هویت دنیایی است. ما ممکن هویت ملی، هویت اجتماعی و هویت دنیایی خود را از دست دهیم، اما هیچ کس و هیچ قدرت نمی تواند هویتی را که در مسیح نصیب شدیم از ما بگیرد.
برای اینکه ما زندگی موفق مسیحی داشته باشیم، برای اینکه ما در بحران هویت مبتلا            نباشیم، برای اینکه ما احساس بی هویتی نکنیم و رنج  آنرا نبینیم ، درک این موضوع که ما در مسیح کی هستیم بسیار ضروری و حیاتی است. اگر شما فکر کنید با  وجودیکه درمسیح هستید باز هم آدم بی فایده و بیکاره هستید به احتمال زیاد مثل یک آدم بیکاره و    بی فایده زندگی خواهید نمود. اما اگر خود را به حیث فرزند خدا، و از لحاظ روحانی زنده فکر کنید مطابق به آن زندگی خواهید نمود. بعد از شناخت خدا مهمترین حقیقت که باید بشناسیم  آن شناخت خود ما است که ما در مسیح کی هستیم.

ما در هویت جدید ما در مسیح قدسین هستیم:
یکی از کلماتی که در عهد جدید برای معرفی کردن ایمان داران به مسیح بکار رفته کلمۀ «قدیس» است. از لحاظ لغوی «قدیس» به کسی گفته میشود که او مقدس باشد. پولس دررسالۀ اول قرنتیان فصل اول آیت ٢ نوشته می کند: «به کلیسای خدا که در قرنتس است، از جانب مقدسین در مسیح عیسی که برای تقدس خوانده شده اند. با همۀ کسانیکه در هر جا نام خداوند ما عیسی مسیح را می خوانند که (خداوند) ما و (خداوند) ایشان است.» منظور پولس هرگز این نیست که ایمان داران به سبب کدام کار بسیار فوق العاده مقام قدیس را نصیب شدند. او بصورت واضح این را خاطر نشان می نماید که قدیس بودن درنتیجه دعوت الهی است که ما نصیب آن شدیم.ما به اساس دعوت خدا برای خدا تقدیس یا جدا شدیم. ما زندگی مسیحی خود را در حالیکه فرزند خدا هستیم، بحیث طفل در مسیح شروع می کنیم. ما مقدسینی هستیم که گناه می کنیم، اما درمسیح تمام امکانات که از گناه دوری کنیم در اختیار خود داریم. پولس یک ترکیب جالب مقدس بودن و دوری نمودن از گناه را به افسسیان نوشته می کند، او با وجودیکه آنها را به حیث اشخاص مقدس یاد می کند به آنها میگوید: «پولس به ارادۀ خدا، رسول عیسی مسیح، به مقدسینی که در آفسس می باشند. . . .  چنانکه ما را پیش از بیناد عالم در او بر گزید تا در حضور او در محبت مقدس و بی عیب باشیم.» (افسسیان۱: ۱ و ۴) آنها پیش     از پیش با انتخاب خدا در مسیح مقدس شده بودند، اما هدف این بود که باید در راستای شبه شدن زیاد تر به عیسی مسیح در شخصیت خود به پخته گی برسند.ما ایمان داران به مسیح در تلاش تبدیل شدن به قدیسین نیستیم، بلکه قدیسنی هستیم که در حال شبه شدن به مسیح می باشیم.

ما در هویت جدید خود درمسیح، هم ارث با مسیح شدیم:
ما در مسیح مقام فوق العادۀ  را نصیب شدیم. همان طوریکه ما را خدا در مسیح مقدس ساخته، ما در میراث مسیح شریک هستیم. در رومیان ٨: ۱٦ و ۱٧ می خوانیم: «همان روح بر روح های ما شهادت می دهد که فرزندان خدا هستیم. و هرگاه فرزندانیم، وارثان هم هستیم یعنی ورثه خدا و هم ارث با مسیح، اگر شریک مصیبت های او هستیم تا در جلال وی نیز شریک باشیم.» ما و شما همۀ ما با مسیح، در مرگ او، در دفن شدن او، در قیام او، در صعود او، در حیات او، در قدرت او، در وراثت او یکی شدیم:. پس وقتیکه ما با او یکی شدیم، ما و شما  نور جهان هستیم، نمک جهان هستیم، فرزند خدا هستیم، شاخۀ تاک حقیقی هستیم، دوست  مسیح هستیم، خلقت تازه هستیم، مقدس هستیم، صنعت دست خدا هستیم، ما هموطن مقدسین و اهل خانۀ خدا خوانده می شویم. چه هویتی فوق العادۀ که ما درمسیح نصیب شدیم. خدا را شکر به این هویت که در مسیح داریم. ( نوشتۀ غفوری)

درک اهمیت کتاب مقدس

کتاب مقدس

ما همواره خواهان سلطنت مسیح در خود وجهان هستیم. کلیسای مسیح وکل جماعت آن همواره دعای ربانی را به یاد دارند که می گوید ملکوت تو بیایدآیا ورود به ملکوت آرزوی هر ایمانداری نیست. می خواهم بگویم عیسی گفت اگر من به انگشت خود دیو ها را اخراج می کنم هر آینه ملکوت بر شما آمده آیا ملکوت در میان ماست آیا ما وارد ملکوت می شویم آیا حسش کرده ایم وبه حرفهای عیسی ایمان داریم. ما هر روز به نزد پدر می رویم عیسی در یوحنا 6:14 فرمود« من راه وراستی وحیات هستم هیچ کس نزد پدر جز بوسیله من نمی آید»  آیا عیسی را داریم که نزد پدر می رویم؟ ما گاهی وقتی چند بار که مژده انجیل مسیح را می خوانیم، می گوییم خوب من دیگر همه چیز را فهمیدم وهمه مسائل را دریافت کردم حالا دیگر انجیل برای من یک کتاب تکراری شده دیگر چرا آن را مرور کنم برایم داستانی نکراری است . باید اعتراف کنیم که زیاد پیروان مسیح جرأت گفتن این حرفها را ندارند. گاهی با وجود همه ادعاهای ما در باب کاملیت رفتارو واکنش های ما بقدری آمیخته با عدم شناخت از حداقل هاست است که خود ما شرمنده انجیل عیسی مسیح می شویم باید بدانیم که شناخت عیسی مسیح فقط یک درس تئوری نیست. عیسی فرد عمل بود نه کسی که فقط حرف می زد. اینطور نیست که من بگویم خوب من به شناخت عیسی نایل آمدم حال بروم به زندگی بپردازم چون خوش به حالم شده آخر یک مهارت به مهارت هایم اضافه شد. این مثل بایسکل سواری نیست که مثلاً وقتی آنرا یاد می گیریم بعد هم بقیه زندگی می آید بدون اینکه نیازی به استفاده از مهارت بایسکل سواری باشد نه عیسی تمام زندگی مارا عوض می کند او خدای ما است نه بایسکل و نه مهارت سواریش. اشتباه نکنیم یهودیان هم فکر می کردند خدا را می شناسند ولی خدا به آنها چه گفت ا«گاو مالک خویش را و الاغ آخور صاحب خود را می شناسد اما اسرائیل نمی شناسد و قوم من فهم ندارد » (اشعیا 3:1)
کسانی هستند که فکر می کنند چون شنیده اند از کلام و خوانده اند کلام را و توبه کرده اند و عادل شمرده شده اند. حال می توانند همه چیز را رها کنند و بر گردند به همان که بودند. یعقوب در رساله اش به آنها می فرماید: «لکن کنندگان کلام باشید نه فقط شنوندگان که خود را فریب می دهند» ( 22:1) ما همواره می گوییم خدای زنده وکلامش در دست ما است، اما زندگی ما شهادت می دهد که حضورش را باور نداریم  چرا کلام خدا آینه تمام نمای زندگی ما نباشد؟ چرا نباید در آن تفحص کنیم ؟ زنان ومردان خدا وقتی کلام خود را به دست می گیرند به آن عمل می کنند و چون به آن عمل می کنند همیشه به مرور آن نیازمندند چقدر افسوس برای کسی که ایمان آورده وجویای حقیقت بوده ولی به کلام توجه نکرده وقتی این جمله را می شنود که عیسی در متی 17:13 گفته « زیرا هر آینه به شما می گویم که بسا انبیا وعادلان خواستند که آنچه شما می بینید ببینند وندیدند و آنچه می شنوید بشنوند ونشنیدند » زندگی ما پر شده از اتفاقات زندگی ما پر شده از کنش ها وخواسته ها زندگی ما پر شده است از امید به آینده .گاهی زندگی ما خالی است است از عدالتی که عیسی مسیح سر منشأ آن است. زندگی ما خالی است از خواستن های واقعی ما چقدر خواهان اقتدار مسیح در زندگی خود هستیم«زیرا چنانکه از فشردن شیر، پنیر بیرون می آیداز فشردن بینی خون بیرون می آید همچنان از فشردن غضب نزاع بیرون می آید» (امثال 33:30 ) حال من می خواهم بگویم از فشردن ما چه بیرون می آید. البته اوضاع بعضی ها معلوم است وقتی آنها را بفشاری مواد مخدر بیرون می آید ولی جدا از طنز ها وقتی ما در مرارت هستیم وقتی چکیده زندگی ها بررسی می شود چه می شود ما خود را چگونه پرورانده ایم آیا کسی هست که در همه حال کلام خدا چکیده احوالش به نیکی باشد
هر کس علایق خود را نشان می دهد که برایش وقت صرف کرده علایق ما چیست ؟ ما روزه می گیریم. پرهیز را می شناسیم. گاهی ما روح خود را  در بی غذایی می گذاریم او نحیف ولاغر می شود ولی از این بی توجه ای ما فقط نا آرامی صادر می شود.  جسم ما زیبا ولی روحانیت ما زشت ولاغر نحیف فرتوت است. هر کس آرزویی دارد . آرزوی ما چیست همه آدمها به دنبال حکمتی هستد که سعادت واقعی رابداند. حکمت حقیقی کجاست آیا در کوهها وبیابان ها سرگردان است در امثال13:3- 18 می خوانیم « خوشا به حال کسی که حکمت را پیدا کند وشخصی که فطانت را تحصیل کند زیرا که تجارت آن از تجارت نقره ومحصولش از طلای خالص نیکو تر است از لعل ها گرانبها تر است وجمیع نفایس تو با آن برابری نتواند کرد به دست راست وی طول ایام است وبه دست چپش دولت وجلال وطریقهای وی طریق های شادمانی است وهمه راههای وی سلامتی می باشد به جهت آنانی که او را در دست می گیرند درخت حیات است وکسی که به او متمسک باشد خجسته است» چه بگویم جز سکوت در برابر این کلام شیرین. آیا گرسنه هسیتیم؟ آیا تشنه هستیم ؟ آیا به جهت خوراک دل ما به وجد می آید ؟ هنوز آوای طنین صدای اوست که در گوشم نجوا می کند و من به مانند نوزادی که به این صدای عزیز دست و پایم را تند تر تکان می دهم خوشحالم وباتمام وجودم به آن توجه می کنم. جمله عزیزش را که می گوید خوشا به حال گرسنگان وتشنگان عدالت زیرا ایشان سیر خوانهد شد. بلی من به این خاطر است که خوشحالم.  شکر عیسی مسیح کلام تو شیرین وگواراست.                  (نوشتۀ سپهر نافذی)

راست و صادق

محبتبرای  کسانی که به ما باور دارند، ثابت کنیم که درباور کردن به ما حق به جانب هستند. برای کسانیکه پریشان هستند، تشویق کننده باشیم و برای کسانیکه در رنج هستن، قوت قلب باشیم. دوستدار همه باشیم، بدون اینکه یکه تاز باشیم. بخشنده باشیم، بدون اینکه توقعی از کسی داشته باشیم. با فروتنی ضعف ها و ناتوانی های خود را قبول کنیم. مسولیت خود را با پیشانی باز قبول کنیم و با محبت کردن به همه پیش برویم. به سخنی که می زنیم عمل کنیم و با همه راست و صادق باشیم. اگر این  اعمال ها  را در خود می بینیم آدم با شخصیتی هستیم، اگر از این لحاظ کمبودی ها و ناتوانی های داریم، خوب است که آنها را  در خود پروش دهیم. خوب گفتند که «ماهی را هر وقت که از آب بگیرید تازه  است.» ما هم اینکار را نمایم.

ای پدرم

Knipselآسمانی یافتم نام تو را ای پدرم
گفت عیسی با من تا به ابد
نام قدوس تو رامن متبارک خوانم ای پدرم
و بیاید ملکوتت با من هرلحظه
زندگی ها بکنم من به صفایت پدرم
با اراده بودن کار تواست
آسمان و چه زمین جای تو است ای پدرم
توکفاف دلمی هر لحظه تا به ابد
نان شبهای منو سفره من خان تواست ای پدرم
نا توانم من قرضم تو ببخش
من که باشم که نبخشم به کسی ای پدرم
دور باطل ز شریر است رها کن تو مرا
آزمون گرنکنی من به فدایت پدرم
ملکوتت،ملکوت دلم است
قدرتت تا به ابد جاه وجلالت پدرم

اشتیاق به خدا

یکی از کشیش های مشهور در بارۀ غیرت خدا نوشته می کند: «غیرت از لحاظ روحانی عبارت است از: اشتیاق شدید برای خوشنود ساختن خدا و  انجام دادن ارادۀ او و جلال دادن او در جهان به هر نحوی که ممکن باشد. این غیرت احساسی است که هیچکس ذاتاً دارای آن نیست، بلکه روح القدس این احساس را در قلب تمام ایماندارانی که توبه نموده اند ایجاد می کند. با این در عدۀ از ایمان داران این احساس به قدری شدید است که فقط آنها لایق آن هستند که غیور خوانده شوند.
مرد غیور از لحاظ روحانی، مردی است که به شدت، وقف یک هدف است. ای کفایت نمی کند بگوییم او سخت کوش، پرشور، خون گرم، مصمم و خستگی ناپذیر است. او فقط یک چیز را می بینید، به یک چیز اهمیت می دهد، برای یک چیز زندگی می کند و در یک چیز غرق شده است و آن چیز عبارت است از خشنود ساختن خدا. خواه زندگی کند خواه بمیرد، خواه سالم باشد خواه بیمار، خواه ثروتمند باشد خواه فقیر، خواهم مردم را خشنود کند خواه برنجاند، خواه فکر کنند خردمند است خواه فکر کنند احمق است، خواه سرزنش شود خواه ستایش، خواه به او احترام کنند خواه شرمساز سازند، مرد غیور اهمیت نمی دهد. او برای یک چیز می سوزد و آن عبارتست از خشنود ساختن خدا و جلال دادن او. . . . چنین شخصی جایی برای غیرت کردن خود پیدا خواهد کرد. اگر نمی تواند موعظه کند، کار کند و هدیه دهد، گریه و استغاسه و دعا خواهد کرد. . . . این است مقصد من وقتیکه از غیرت از لحاظ روحانی سخن می زنم.»

کلیسای عیسی

kerkزمانی که پطرس به ایمان خود اعتراف کرد و به عیسی گفت »تویی مسیح، پسر خدای زنده«، عیسی در جواب به او دو حقیقت مهم را فرمود: اول اینکه این ادراک پولس نتیجۀ تحقیق ذهن بشری او نیست بلکه این خدای پدر است که با دخالت مستقیم خود این حقیقت را برای پطرس آشکار ساخته است.  عیسی فرمود:» جسم و خون این را بر تو کشف نکرده، بلکه پدر من که در آسمان است«.  توجه به این حقیقت بسیار مهم است. کلام خدا به ما می‌گوید که این مکاشفه تنها از سوی پدر و به وسیلۀ روح‌القدس بدست می‌آید.  تنها کسانی که از روح خدا تولد یافته باشند می‌توانند به خداوند و نجات‌دهنده گی عیسای مسیح اعتراف و اقرار کنند. عیسای مسیح به پطرس می‌گوید که به خاطر این اقرار ایمان از آن به بعد، پطرس نامی دیگر خواهد داشت. او صخره نامیده خواهد شد. پطرس با اقرار به خداوندی و نجات‌ دهندگی عیسی، تولدی تازه، شخصیتی جدید، و نامی نو دریافت کرد.  نه تنها این، بلکه عیسی مسیح وعده داده است که بر اساس این اعتراف، او کلیسای خود را بنا خواهد نمود و به آن پیروزی خواهد بخشید. او فرمود:« بر این صخره کلیسای خود را بنا می‌کنم و ابواب جهنم بر آن استیلا نخواهند یافت»
کلیسای عیسی مسیح، عبارت است از جماعتی که به خداوندی و نجات‌دهنده گی عیسی ایمان داشته باشند و به آن حقیقت، حقیقتی که تنها خدای پدر آنرا آشکار می‌کند، اعتراف و التزام داشته باشند.  کلیسای راستین مسیح، اعتراف ایمان خود را محکم نگاه می‌دارد و هرگاه کسی سبب امید ما را از ما بپرسد، آماده‌ایم که با حلم و فروتنی به او بگوییم که عیسی مسیح به خاطر گناهان بشر بر صلیب کشته شد و هرگاه، شخصی به او اعتماد کند و با ایمان، هدیۀ بخشش را از دست او دریافت کند تمامی گناهانش آمرزیده خواهد شد.
کلیسای عیسی مسیح، با اتکا به نیروی الهی خداوندش عیسی مسیح، زنده است و با نیروی زندگی بخش عیسی به حیات خود ادامه می‌دهد.  قول و عهد خداوند این است که درهای جهنم بر کلیسای او استیلا نخواهند یافت.  کلیسای عیسی تا روز بازگشت عیسی مسیح زنده و پیروز خواهد ماند. چرا؟  چونکه قول و عهد خداوند این است.  او به ما کمک خواهد کرد که در حین سختی‌ها و مشقات، اعتراف ایمان و اقرار امید خود را محکم بداریم و از نامیده شدن به نام عیسی شرم نداشته باشیم.  او به کلیسایش کمک خواهد کرد که به او وفادار بمانند.
اکنون پرسشی پیش خواهد آمد که اگر این مکاشفه هدیۀ پدر آسمانی است و به وسیلۀ فیض روح القدس افاضه میشود، پس مشکل بقیۀ افراد بشر که این فیض را دریافت نکرده ‌اند یا دریافت نمیکنند چه خواهد شد؟  پاسخ صریح به این پرسش این است که هر یک از ما انسانها، به طور انفرادی در مقابل داور جهان حاضر خواهیم شد و هر یک از ما به جهت اعمال خود ما پاسخ خواهیم داد.  آنهایی که فیض مسیح را دریافت کرده ‌اند، به خاطر آن هدیه، که اصلاً به هیچ وجه استحقاقش را هم نداشته ‌اند از داوری و مجازات رها و رستگار خواهند شد.  ولی آنهایی که فیض مسیح را دریافت نکرده‌اند، «خداوند به هر کس بر حسب اعمالش جزا خواهد داد» (رومیان ۲ آیۀ ۶). حقیقت این است که من هیچگاه به اعمال دست و نیات دل خودم اعتماد نداشته و ندارم.  از این جهت است که میدانم که در روز امتحان نمرۀ من زیر صفر خواهد بود و به همین دلیل است که کاملاً و مطلقاً به فیض عیسی نیازمندم.  بیایید تا همه با هم به نزد عیسی مسیح بیایم، همه با هم او را تعقیب نماییم ، همه قلب ها را برای مسیح صاحب اصلی کلیسا؛ از نور حیات انجیل، حیات جاوید مسیح، انجیل سلامتی و صلح، منور سازیم.

پاداشی آسمانی

عکسيكى از شاهان عرب به نزديكانش گفت:»حقوق ماهانه فلان كس را دو برابر بدهيد، زيرا همواره ملازم درگاه و آماده اجراى فرمان است، ولى ساير خدمتكاران به لهو و سرگرمي هاى باطل اشتغال دارند و در خدمتگذارى سستى مى كنند.«  يكى از صاحبدلان كه اهل دل و باطن بود، وقتى كه اين دستور شنيد، خروش و فرياد از دل آورد. از او پرسيدند:« اين خروش براى چه بود؟« در پاسخ گفت:« درجات مقام بندگان در درگاه خداوند بزرگ نيز همين گونه است.آن كسى كه در اطاعتش سستى و كوتاهى كند، پاداش كمترى دارد ولى آن كسى كه جدى و  پرتلاش باشد، پاداش فراوانى مى برد.»
کلام خدا زندگی ما را تشویق میکند که جهت بدست آوردن پاداش تلاش کنیم.  میخواهیم در کلام خدا جستجو کرده ببینیم که کتاب مقدس برای این پرسش چه پاسخی در اختیار ما میگذارد.  اگر براستی، خداوند عیسی مسیح، سرور و نجات دهنده، سرمشق و الگوی ماست، پس باید به او اقتدا کنیم.  در رساله به عبرانیان فصل ۱۲ میخوانیم که کلام خدا ما را تشویق میکند که در مسابقۀ زندگی تلاش خود را بخرچ بدهیم و سپس به ما میگوید که چشم به سوی مسیح بدوزیم که پیشوا و کامل کنندۀ ایمان ماست و از او یاد بگیریم که او نیز به جهت آن خوشی که در انتظار وی قرار داشت، بیحرمتی و حتی صلیب را ناچیز شمرد و تحمل کرد.( گلستان سعدی  فصل اول در سيرت پادشاهان  حکایت  25)

دربارة پاداش آسمانی پرسش های از عزیزان داشتم که به طور کلی پاسخ ها را  میتوان به دو دسته تقسیم نمود.  گروه اول پاسخها چیزی شبیه این بود:»  من بندرت دربارة پاداش آسمانیم فکر میکنم.«  پاسخ دستۀ دوم این بود که: « من خداوند را بخاطر پاداش خدمت نمیکنم.»
خوب من درک میکنم که عدۀ کثیری از عزیزانی که این سوال را از آنها پرسیده بودم، از زمینۀ غیر مسیحی به خداوند عیسای مسیح ایمان آورده بودند و واقعاً و صادقانه تلاش میکنند که از افراطهای مذهب سابق خود دوری کنند.  ممکن است در مذهب و عقاید سابق خود تصویری از بهشت برایشان ترسیم شده بود که ساخته و پرداختۀ ذهن انسانهای دنیا پرست و شهوت پرست بوده باشد و به همین خاطر، دچار تفریط میشوند و اصلاً نمیخواهند به پاداش آیندۀ خود فکر کنند.
ولی حقیقت این است که کتاب مقدس به ما میگوید که به پاداش خود چشم داشته باشیم.  کلام خدا به ما میگوید که برای کسانی که خدا را خدمت میکنند و به جهت انجیل زحمت میکشند، پاداشی مهیا شده است.  در فصل ۱۹ انجیل لوقا میخوانیم که عیسی در مثل قنطارها، خاطر نشان فرمود که خادمین امین که برای ولینعمت خود تلاش کرده بودند هر یک جایزه و پاداش و مسئولیت بزرگتری دریافت کردند.  من مشتاقانه منتظر پاداش خودم هستم.  زیرا خود عیسی به ما یاد داده است که به پاداش آسمانی خود چشم بدوزیم.
کتاب مقدس به ما میگوید برای کسانی که خدا را خدمت میکنند پنج تاج وجود دارد.  به عبرانیان فصل ۶ آیات ۱۰ تا ۱۲ توجه کنید: «خدا با انصاف است و همۀ کارهایی را که شما کرده اید و محبتی را که به نام او نشان داده اید فراموش نخواهد کرد، … « او میخواهد که »هر یک از شما همین جد و جهد را برای یقین کامل امید تا به انتها ظاهر نمایید و کاهل مشوید بلکه اقتدا کنید آنانی را که به ایمان و صبر وارث وعده میباشند.» من فکر میکنم که همة ما در کارهای ما سخت کوشش بخرچ میدهیم و این خیلی خوب است.
یک دانش آموز جهت امتحانش سخت درس میخواند و این خیلی خوب است.  پدر و مادرهای خوب و شایسته، سخت تلاش و کار میکنند تا اینکه فرزندانش در زندگی موفق بشوند و این خیلی خوب است.  یک صنعتگر سخت کار میکند تا در صنعت یا پیشة خودش استاد شود و این خیلی خوب است.  همه ما میخواهیم که در مسابقة زندگی برنده شویم، درست است؟
آنچه که عیسی در اینجا میگوید این است که برای ملکوت من همانطوری کار کنید که در دنیا برای مشاغل خودتان کار میکنید.  همانطوری که برای کار خودت دقت به خرج میدهی در کار من هم دقت کن.  عیسی به ما میگوید: «قدرتها و قابلیتهایی که به شما داده ام را با همان جدیت و سختکوشی به جهت ملکوت من و انجام ارادۀ من بکار بگیرید.«  عیسی فرمود »تا زمان بازگشتم مشغول باشید.»
دعای ما مسیحیان باید اینگونه  باشد: من میخواهم از تنبلی و کهالت دست بردارم و برای خداوند سخت تلاش کنم.  من میخواهم بیحاصل دست بردارم و خداوندم را خدمت کنم.  من میخواهم با جدیت صلیب خود را بردارم و فداکاری به خرچ بدهم و وفادارنه کار کنم.  چرا باید اینگونه دعا کنید؟ چون این دقیقاً خواستة قلبی عیسی است.  او میخواهد که به شما کمک کند تا نسبت به او و نقشه های او امین باشید.

« ای خداوند، رحمت نیز از آن تو است، زیرا به هر کس مطابق اعمالش اجر و جزا می دهی.»
( مزامیر فصل شصت و دو آیه دوازده )