عکس

1

Advertisements

میلاد عیسی مسیح مبارک

مبارک

دوستان،
تمام دست اندرکاران مجله حقیقت، میلاد نجات دهنده ما عیسی مسیح را به شما عزیزان و فامیل های تان تبریک می گویند.
میلاد عیسی مسیح بهترین فرصت برای شریک ساختن کلام خدا و معرفی شخصیت عیسی مسیح می باشد. دعای همیشگی ما دست اندر کاران مجله حقیقت این میباشد که خدا شما را برای رساندن نور و پیام نجات عیسی مسیح برای ا فغان ها عزیز و سایر ملت استفاده نماید.
گرانو هیواد والو،
عیسی مسیح چه فرمایلی دی: »زه قیامت  او  ژوندون یم« او په رښتیا سره چی هغه قیامت او ژوندون دی. لکه څرنګه چی عیسی مسیح د عبادت ځای مشر ته وویل : »مه ویریږه خو ایمان لره.«  نو که  څوک  پر عیسی مسیح باندی ایمان ولری.  هغه په عیسی مسیح کښی د تل ژوندون حاصلوي. عیسی مسیح فرمایی:« چی زه قیامت او ژوندون یم، څوک چی پر ما باندی ایمان ولري، که هغه مړ هم شی نو لا به هم ژوندون ولري » (یوحنا ١١: ٢٥)
دوستان، ما در آستانه پایان سال 2013 هستیم، خدا  را سپاس که به ما  فیض بخشید تا به مدت شش سال مجله حقیقت را چاپ و نیز از طریق ویب سایت نشرنماییم. اجازه دهید از همه دوستان وعزیزان که ما را با نوشتن مقالات و ا شعار شان  و همچنان در  امور فنی یاری  داده اند و نیز آنعده دوستانی که با ا رسال ایمیل های شان باعث تشویق ما شده اند ابرا ز سپاس و قدر دانی نماییم. خداوند شما عزیزان را برکت دهد.

1385978252

مصدر خدمت شدن

  در این روز ها بازار سیاست و سیا ست مداران در ا فغانستان خوب گرم است و همه با شوق و ذوق گفته ها، وعده ها و برنامه های کاندیدان مختلف ریاست جمهوری را تعقیب می کنند. کسا نی که این فرصت را برای کاندید شدن بدست آورده اند، یک وعدۀ مشابه دارند: «اگر شما به من این فرصت را بدهید که رییس جمهور کشور شوم، برای شما و وطن مصدر خدمت می شوم.»
مصدر از صدر گرفته شده است که به معنی اولین، تا آخرین حد و انتهای کوشش کردن است. وقتیکه ما می گوییم می خواهم برای افغانستان «مصدر خدمت» شوم، به این معنی است که اولین و انتهای کوشش خود را می کنم که برای وطنم خدمت کنم. «مصدر خدمت شدن» وا قعاً معنی و مفهوم عمیق دارد، اما متاسفانه با استعمال کردن زیاد بجا و بیجا اهمیت خود را از دست داده و برای ما بی معنی شده است.
وقتیکه ما از عیسی مسیح پیروی می کنیم، مسیح پادشاه و نجات دهندۀ ما می باشد و ما فرزندان پادشاهی خدا می باشیم. ما یک زندگی نو در عیسی مسیح را تجربه می کنیم، که از ما دعوت شده است تا خدا، خالق ما را در پادشاهی او خدمت کنیم. آیا ما هم باید«مصدر خدمت»  برای پادشاهی خدا شویم؟
در کلام خدا به تکرار می بینیم که خدا ما را به انجام دادن فرمان های بزرگ و جهان شمول هدایت داده است. در آغاز خلقت خدا به اولین انسان ها می فرماید: «بارور و زیاد شوید، زمین را پر سازید و در آن تسلط نمایید» (پیدایش ١: ٢٨). خدا جهان زیبایی را خلق کرد و آن را به انسان تحفه داد. با وجودیکه انسان هم جز از خلقت بود، اما وظیفه یا فت که امور دنیا را تنظیم کند، بر آن حکم براند و از طرف خدا ناظر بر آن باشد.
پس، امروز وقتیکه ساینس دانان درمورد چیز های مختلف دنیا تحقیق می کنند، معلمین آن را درس میدهند، صنعتکاران به اساس آن محصولات جدید تولید می کنند و تاجران آن را به فروش رسانده پخش می کنند، در حقیقت همه به اشکال مختلف همان اولین هدایت خدا را عملی می سازند. ما این را بنام فرمان فرهنگی خدا و یا فرمان خلقت یاد می کنیم.
ولى، با تاسف، با دا خل شدن گناه و شرارت در این دنیای زیبا، ما خود خواه شدیم، رشک و حسادت قلب های ما را پر سا خت. در نتیجۀ آن، ما زمین را به صورت درست اداره نکردیم و از آن آنقدر سوی استفاده نمودیم که به ویرا نه تبدیل شد. اما آن فرمان اولی خدا به همۀ انسان ها و  به خصوص به کسانیکه به پادشاهی خدا تعلق دارند هنوز هم به قوت خود با قی است.
فرمان دوم خدا را ما به نام  ماموریت بزرگ یاد می کنیم که در بین ایمان داران به عیسی مسیح این فرمان خوب شناخته شده است. عیسی مسیح به شاگردان خود فرمود: «بروید همۀ ملت ها را شاگرد من سازید»  (متی ٢٨: ١٩). به اساس این فرمان ما دعوت شده ایم تا مژدۀ خوش مسیح را به همه برسانیم. مژدۀ خوش این است که عیسی مسیح  به این دنیا آمد و دروازۀ پادشاهی خدا را به روی همه مردم باز نمود، بار گناهان ما را به دوش خود گرفت، تا همۀ ما بتوانیم به فرزندان خدا در این پادشاهی جدید تبدیل شویم.
کدام فرمان مهم تر است؟ فرمان اولی که در ا بتدای خلقت صادر شد و یا فرمان دومی که با آمدن آدم ثانی یعنی عیسی مسیح صادر شد؟
بعضی اوقات حتی ما پیروان عیسی مسیح فکر می کنیم، فرمان دوم یعنی ماموریت بزرگ یک دعوت روحانی است، ا ما فرمان اول یا فرمان فرهنگی که در ابتدای خلقت از طرف خدا صادر شد کمتر روحانی است و يا اهميت كمتر دارد. چند وقت پیش به جواب سوال یکی از دوستان گفتم که مصروف چاپ کردن کتاب های قصه ها هستم، که این قصه ها، قصه های کتاب مقدس نیستند. او برایم گفت: « پس شما كار مسيحى نميكنيد» در حالیکه برای ما پیروان عیسی مسیح هیچ کار غیر مسیحی وجود ندارد. چون ما برعلاوه که اتباع پادشاهی خدا و فرزندان خدا هستیم، ما اتباع این دنیا هم هستیم، دنیایی که در تاریکی، ویرانی و خرابی سقوط کرده  است.
قوم اسراییل دعوت شده بود که به حیث نمک و نور باعث برکت برای همۀ ملل دنیا باشند، اما آنها دعوت خدا را رد کرده خود خواه شدند. وقتیکه آنها این دعوت را رد کردند به چیز های بیکاره تبدیل شده که یا باید دور انداخته می شدند و یا هم در آتش سوختانده می شدند، به خاطریکه مطابق به دعوتی که باید باعث برکت برای همۀ ملت ها باشند زندگی نکردند. آنها » نمک و نور «خود را از دست دادند.  پس ما پیروان عیسی مسیح برای جهان امروز چه وظیفه داریم؟ ما به حیث فرزندان خدا برای دنیایی حاضر چه کرده می توانیم؟ ما برای وطن خود چه کرده می توانیم؟
در امثال سليمان ميخوانيم:»وقتی مردم صادق موفق می شوند، تمام مردم شهر خوشحال می گردند، و وقتی که شریران می میرند، مردم از خوشحالی فریاد می زنند. دعای خیر مردم صادق، سبب رونق شهر می شود، ولی سخنان شریران موجب نابودی شهر می گردد.« (امثال ١١: ١٠، ١١)
ما از رهبرانی خسته شده ایم كه براى خود موقف، مقام و امتیاز قايل هستند و در فكر بهبود زندگی مردم نيستند.
ولي بر عكس اشخاص صادق كسانى هستند که از خود گذرى ميكنند ومی خواهند باعث برکت برای جامعۀ خود شوند.   این چیزی است که مسيح، رهبر بزرگ انجام داد. و این حقیقتاً معنی و مفهوم مصدر خدمت نمودن است. بسیار آسان است که ما تلاش کنیم تا ما موقف و مقام  بدست بياوريم، ولى چه مشكل است كه با فروتنی کوشش کنیم که پیرو نجات دهندۀ ما و خادم همه باشیم.
به حیث کسانیکه به خدا تعلق داریم و در راه راست روان هستیم، ما دعوت شده ایم که تمام دار و ندار خود را، یعنی عطایایی که داریم، افتخارات و منافع که داریم، آن را در خدمت دیگران استعمال کنیم. ما دعوت شده ایم که پول، شغل و مسلك و مهارت های خود را برای خوبی همه و برای تجدید و تغییر در زندگی مردم استعمال کنیم.
وقتیکه ایمانداران به عیسی مسیح مهارت های خدا داد شان را، تجربه های شان را به حیث متخصصان، انجیران، معلمان، داکتران، اداره چیان و ماهرین رشته های دیگر در خدمت دیگران استعمال می کنند، در حقیقت اولین فرمان فرهنگی خدا را عملی می سازند که به همه هدایت داده شده است.
متخصصین و کارگران که با روح خدا پر باشند، توسط  راستی و محبتی که در زندگی آنها مشهود است، در حقيقت نمک و نور برای جامعۀ خود ميباشند.
خدای قادر مطلق به ما برکت عطا کرده است، تا باعث برکت برای دیگران باشیم. عیسی مسیح به شما برکت عطا کرده است.  ما دعوت شده ایم که مهارت ها و برکات خود را بکار بگیریم تا افغانستان را با برکت بسازیم. این بالاتر و اعلی تر از این است که به مردم ضرورتمند کمک نقدی نماییم و یا ا قارب و دوستان ما را در ا فغانستان کمک مالی کنیم.
شاروال یک از شهر ها  از امتياز وظیفۀ خود لذت می برد. اما او پیروی عیسی مسیح بود. وقتیکه بالاخره درک کرد که خدا از او می خواهد که این مقام شاروال بودن را برای خدمت شهر استعمال کند، او گفت: »من بعد از آن هیچ وقت فکر نميکردم که فقط شاروال هستم، من ميفهمم که به حيث شاروال یک خدمتگار هستم«. او اکنون واقعاً به »مصدر خدمت کردن«  برای شهرخود تبدیل شده بود.
وقتیکه ما یک موقف، پیشه يا شغل را انتخاب می کنیم، برای انتخاب این موقف، با خانواده های خود صحبت می کنیم، آیا معاش و پرستیژ مهمترین موضوع بحث ما می باشد؟ آیا ما وظیفۀ را انتخاب می کنیم که بتوانیم زیاد ترین پول و عزت را بدست بیاوریم؟ اگر ما می خواهیم که حقیقتاً مصدر خدمت در پادشاهی خدا شویم، ما به کار بسیار مهم  و فوق العاده دعوت شده ایم که آن را باید انتخاب کنیم. از ما دعوت شده است که مهارت ها، استعداد های خود را به شکلی به کار اندازیم تا واقعاً باعث برکت برای جهان و بصورت خاص برای افغانستان شود.
در یکی از کشور های آسیایی چند ایمان دار به عیسی مسیح یک شرکت ساختمانی را با داشتن این مفکوره تاسیس کردند »کار با کیفیت و صداقت، با مصرف مناسب« آن ها این کار را چهل سال ادامه دادند. وقتیکه یکی از مالکین این شرکت، هدف و کار شرکت خود را  برای کسی که در سرویس با او یک جای سفر می کرد تشریح کرد، او برایش گفت: « اوه، فهمیدم، شما مالک آن شرکتی هستید که به کسی رشوت نمی دهید!» در حقیقت این شرکت ساختمانی حیثیت نمک و نور را در این کشور داشت که مردم از کار های آن  با قدر دانی یاد میکردند.  ( نوشته آ.ل )

میلاد مسیح

www.Pichak.net2

 به میلاد مسیح دنیا دگر شد
درخت عشق در دل پُر ثمر شد
چه زیبا پادشاه آسمان ها
درون کشور جان مُستقر شد
منم گفت راستی و راه و هم در
گهی گردید پسر گاهی پدر شد
تجلی کرد چو خورشید معانی
شب یلدای این عالم سحر شد
جهان پُر شد ز شرح معجزاتش
اگر چه ذکر جمله مختصر شد
نشست با باجیگر و بینوایان
تکبر لاجرم بی بال و پُر شد
تمام کینه هایش را فروشست
هر آن کس با مسیحا همسفر شد
چنانکه مژده روح القدس بود
گناه اُمتش را او سپر شد
توان گفتن بامید خداوند
که دیو شر همی دور از بشر شد
دو باره میشود مولود هر آنکس
ز میلاد مسیح گر با خبر شد

          (قراچه داغی)

عیدميلاد عيسي مسيح

مسیح میلاد   عید میلاد عیسی مسیح را برای شما مبارک باد میگویم. آرزوی قلبی من این است که این عید، برای هر کدام شما عزیزان، مفهوم و پیغام از نو زیستن، صلح، آشتی و بخشش را داشته باشد.
این عید، با اهمیت ترین و پرارج ترین عید برای خدا جویان است، زیرا خداوند بیشتر از دو هزار سال پیش،  نجات دهندۀ را، به این دنیا فرستاد تا ما را از سلطۀ شیطان و گناه، آزاد نماید و برای ما زندگی نو و با مفهومی را عنایت فرماید.
در این روز ها، در همه جا صحبت از تولد با برکت و پُرباری عیسی مسیح است، بسیار به جا است که ما بدانیم که عیسی مسیح به راستی کی بوده و برای ما چه کرده است؟
برای این منظور به بهترین منبع معرفی عیسی مسیح رجوع میکنیم یعنی انجیل مقدس، تا با شخصیت و مقام واقعی عیسی مسیح به طور حقیقی آشنا شویم.
انجیل یوحنا فصل اول از آیات اول تا هجده، عیسی مسیح را این گونه به معرفی میگیرد:« در ازل کلام بود. کلام با خدا بود و کلام خود خدا بود، از ازل کلام با خدا بود. همه چیز به وسیلۀ او هستی یافت و بدون او چیزی آفریده نشد. زندگی از او بوجود آمد و آن زندگی نور آدمیان بود. نور در تاریکی می درخشد و تاریکی هرگز بر آن پیروز نشده است آن نور واقعی که همۀ آدمیان را نورانی می سازد، در حال آمدن به دنیا بود. او در دنیا بود و دنیا بوسیلۀ او آفریده شد، اما دنیا او را نشناخت. او به قلمرو خود آمد ولی متعلقانش او را قبول نکردند. اما او به همۀ کسانی که  را قبول کردند و به او ایمان آوردند، این حق را داد که فرزندان خدا شوند، که نه مانند تولدهای معمولی و نه در اثر تمایلات نفسانی و نه در اثر خواهش بشر بلکه از خدا تولد یافتند.   پس کلام جسم گشته بشکل انسان در میان ما جای گرفت. جلالش را دیدیم ـ شکوه و جلالی شایستۀ پسر یگانۀ پدر و پُر از فیض و راستی. شهادت یحیی این بود که فریاد می زد و می گفت: « این همان شخصی است که دربارۀ او گفتم که بعد از من می آید اما بر من برتری و تقدم دارد، زیرا پیش از تولد من، او وجود داشت» از پُری او، همه ما برخوردار شدیم، فیض بالای فیض زیرا شریعت بوسیلۀ موسی عطا شد، اما فیض و راستی توسط عیسی مسیح آمد . کسی هرگز خدا را ندیده است، اما آن پسر یگانه ای که در ذات پدر و از همه به او نزدیکتر است او را شناسانیده است» .
کلام خدا در کتاب عبرانیان فصل اول عیسی مسیح را به این شکل برای ما معرفی میکند:«خدا در ایام قدیم، در اوقات بسیار و به راه های مختلف به وسیلۀ انبیاء با پدران ما تکلم فرمود، ولی در این روزهای آخر به وسیلۀ پسر خود با ما سخن گفته است. خدا این پسر را وارث کل کائنات گردانیده و به وسیلۀ او همۀ عالم هستی را آفریده است. آن پسر، فروغ جلال خدا و مظهر کامل وجود اوست و کائنات را با کلام پُر قدرت خود نگه می دارد و پس از آنکه آدمیان را از گناهان شان پاک گردانید، در عالم بالا در دست راست حضرت اعلی نشست»
به این طریق، او از فرشته ها برتر گردید.  نام او نیز گواه بر این برتری است: پسر خدا. این نام و لقب از همۀ فرشته ها بالاتر است؛ زیرا خدا خطاب به عیسی فرمود:» تو پسر من هستی؛ امروز این نام را با تمام افتخاراتش به تو میبخشم« اما در بارۀ هیچیک از فرشتگان چنین نگفت. در جای دیگری از کتاب  آسمانی، خدا فرمود:» من پدر او هستم، و او  پسر من است»
همچنین در کتاب مقدس میخوانیم، هنگامی که فرزند ارشد او به جهان می آمد، فرمود:« همۀ فرشتگان خدا او را پرستش نمایند!»
خدا در بارۀ فرشتگان می فرماید:» همچون باد، بسرعت پیغام میبرند، و چون شعله های آتش، با شور و حرارت خدمت میکنند. اما در بارۀ فرزندش میگوید:» در کنار من بنشین تا دشمنانت را زیر پای هایت بیفگنم٠« اما خطاب به هیچ فرشته ای چنین نگفت. زیرا فرشته ها فقط روح هایی خدمتگذار هستند، و برای کمک و مراقبت به کسانی فرستاده میشوند که مایلند نجات الهی را دریافت نمایند.
عیسی مسیح دارای الوهیت و ذات الهی  بود. او زمانیکه بر روی زمین در میان انسان ها زندگی کرد. به هر جای که میرفت بیماران روحی و جسمی را شفا میداد.
او امروز زنده است و با روح خود در این جهان و در قلب ایمانداران زندگی میکند. او مایل است تا شما او را  به طور واقعی بشناسید.          ( نوشته شاهد)

مژده عیسی به‌ دنیا آمد

Knipselمژده عیسی به‌ دنیا آمد، مژده منجی بشر آمد
اینک خدا با ما بُوَد، مژدة روح‌القدس آمد
در شهر داود مسیحا را، آن خداوند کبریا را
بین چگونه تولد شده، منور ساخته قلب ما را
طفلی در قنداق پیچیده بین، در آخور او را خوابیده بین
نور عالم هویدا شده، کلمه را مجسم ببین
این روز خوش از ایزد بُوَد، عیسی هدیة پدر بُوَد
او وعده داد و کرده وفا، زندگی ما از او بُوَد
خدا را بر سما و بر زمین، سلامتی باد و بیش از این
در میان ما رضامندی، بُوَد هم در اعلی‌علیین

ترس و محبت

تر  س    پولس رسول به ما می‌گوید که انگیزۀ او جهت خدمت به مسیح دارای دو بُعد می‌باشد.
اول ترس خدا و دوم محبت مسیح. این دو انگیزه با هم در تضاد نیستند. علامت مشخصۀ یک پیرومسیح این است که او انسانی خدا ترس می‌باشد که واقعاً محبت عیسی مسیح را تجربه کرده است و عاشق خداوند و نجات دهندۀ خود می‌باشد.   ترس خدا، عیسی پادشاه، و سرور است. پس لازم است که ترس او را در دل داشته باشیم.  پیروان مسیح به معنای مطلق کلمه سلطنت طلب هستند.  عیسی مسیح به ما یاد داد که در هنگام دعا از پادشاه و پدر آسمانی خود درخواست کرده بگوییم:«ملکوت تو بیاید».  ما هر بار که دعا می‌کنیم از پادشاه عالم تقاضا کرده استدعا می‌کنیم که پادشاهی و سلطنت او در جهان عملی و ظاهر شود. خدا پادشاه زندگی‌های ماست، او سلطان قلبهای ماست. او پادشاه پادشاهان است.
هستند افرادی که حاضرند جان و مال و نیروی خود را فدای رهبران و پادشاهان می نمایند. در طول تاریخ افراد بیشماری برای پادشاه و ولینعمت زمینی خود، چه فداکاری‌هایی که نکرده ‌اند. ما پیروان مسیح باید از اخلاص، عمق محبت، و روحیۀ فداکاری آنها درس بگیریم و به مراتب بیشتر از آنها به پادشاه ذوالجلال خود خدمت کنیم.  زندگی‌ و مرگ آن فدائیان باید برای ما نمونه و سرمشق خدمت به پادشاه آسمانی باشد و با الهام از الگوی آنها، زندگی خود را را وقف خدمت پادشاه ابدی کنیم.
یکی از خصوصیات پادشاهان، تکبر و اقتدار آنهاست.پادشاه هیبت دارد.  کمتر کسی هست که در مقابل پادشاه یا نماینده پادشاه مقتدری خوف در دل نداشته باشد.  پادشاه زمینی به لحاظ اقتدار و ابهتش، در دل حاضرین ترس و خوف می‌افکند. می‌گویند زمانی که نادرشاه افشار بغداد را محاصره کرده بود، والی بغداد یکی از امرا یا وزیران خود را به نزد نادرشاه فرستاد تا دربارۀ شرایط تسلیم و صلح مذاکره کند.  آن وزیر که بالطبع برای خودش ابهت و اقتدار داشت و آدم کمی هم نبود، در مقابل نادرشاه چنان دچار ترس شده بود که رنگش پریده بود و …اگر به وجود خدا اعتقاد داشته باشید، مطمئناً می‌دانید که او از هر پادشاه زمینی پر قدرت‌تر و پر ابهت‌تر است. خدای خالق آسمان و زمین، به مراتب ترس‌آورتر از هر حاکم بشری است.
پادشاهان و افراد مهم، ابهت دارند و در دل مردم ترس ایجاد می‌نمایند.  ولی برای ما که بخشش خدا و پذیرفته‌ شدن از سوی او را تجربه کرده ‌ایم، ترس ما دارای طبیعتی بسیار متفاوت با رعب و وحشت بی‌خدایان است. ترسی که ما از مسیح به دل داریم، ناشی از وحشت و رعب و ترس از مجازات و یا خوف از رفتار غیرقابل پیش‌بینی و یا وحشیانۀ او نیست. بلکه ترس ما از مسیح، به خاطر احترام فوق‌العاده ‌ای است که نسبت به او داریم. آن وزیر عراقی دچار وحشت و ترس و رعب وخوف بود، ولی ما پیروان مسیح آنقدر خود را به محبت پدر آسمانی ما مدیون می‌دانیم که تمام وجود ما باید مملو از احساس احترام نسبت به خدا باشد.
ترسی که از احساس ترور و وحشت سرچشمه گرفته باشد یا انسان را به فرار می‌کشاند و یا شخص را از شدت خوف در جای خود میخکوب می‌نماید. ولی کلام خدا می‌گوید:»ترس خدا ابتدای حکمت است«.  ترس خدا نه تنها ما را از او دور نمی‌سازد و یا سر جای خود میخکوب نمی‌کند، بلکه به ما قدرت می‌بخشد که عمق‌های اقیانوس حکمت خدا را کشف کنیم و کرانه‌های حکمت او را  پیدا نماییم.  ترس خدا، باعث می‌شود که جای خود را در طبیعت بدرستی درک کنیم و با کسب و درک موقعیت خود در جهان، خدا و همنوعان خود را به درستی خدمت و محبت کنیم.  اگر کسی در پی کسب حکمت است، باید ابتدا ترس خدا را بداند.
پولس می‌گوید که او نه تنها ترس خدا را دارد، بلکه محبت مسیح او را فرو گرفته است.  کلمه‌ای که در زبان اصلی یونانی بکار رفته است به معنای«گرفتن و نگاه داشتن، تحت فرمان آوردن و کنترل کردن است» پولس می‌گوید که انگیزۀ او جهت انجام کارهایش، محبت مسیح و ترس خدا می‌باشد.  پولس رسول در طول خدمت خود، به هر جا که می‌رفت با مخالفت و دشمنی روبرو می‌شد. آنچه که او را در تمامی سختی‌ها و مشقاتش به پیش می‌برد، ترس خدا و محبت او نسبت به عیسای مسیح زنده بود.
مطمئنم که شما حتماً این تجربه را داشته‌اید که به خودتان یا به دیگران نصیحت کرده‌اید که: «رفتارت را تغییر بده!»، «به زندگی خودت تجدید نظر کن!»  یا اینکه، مطمئناً والدین و دوستان تان به شما نصیحت کرده‌اند که این یا آن قسمت از زندگی تان باید تغییر کند.  ولی پرسش اصلی اینجاست چگونه می‌توانیم عوض شویم؟  اصلاً چرا باید تغییر کنم؟  مدل و الگوی من کیست؟  هر وقت که شخصی به من پیشنهاد تغییر کردن را داده است، تقریباً همیشه منظورشان این بوده که عوض شو و مثل من رفتار کن!  ولی، خواستن تغییر به خودی خود کافی نیست.  روانشناسان به ما می‌گویند که همه کس می‌تواند تغییر را تجربه کند به شرطی که او واقعاً بخواهد تغییر کند. این نظر روانشناسان ممکن است تا حد زیادی صحت داشته باشد، ولی این گفته، پرسشی دیگر را طلب خواهد کرد و آن سوال این است که این اشتیاق شدید و جدی به جهت دگرگون شدن چگونه در انسان بوجود خواهد آمد؟  پولس به ما می‌گوید آن چیزی که اشتیاق تغییر یافتن و تبدل را در او ایجاد کرده است، ترس خدا و محبت مسیح است.  آنچه که امیال و افکار او را کنترل می‌کند، درک محبتی است که مسیح به او نشان داده است.  واکنش او نسبت به محبت خداوندش، موتور محرکۀ اوست.  محبتی که مسیح نسبت به ما نشان داده است، محبتی که او در دلهای ما نهاده است، اینها ما را تغییر می‌دهند.  محبت اوست که به ما انگیزه می‌دهد تا کار درست را انجام بدهیم. اگر کارتان درست نیست و اگر انگیزه‌ های تان درست نیستند، علتش این است که مسیح را دوست ندارید و یا محبتتان نسبت به مسیح دچار خدشه و نقص است.
اولین کاری که من و شما بعنوان یک پیروی مسیح باید انجام بدهیم این است که از خدا بخواهیم که با فیض و رحمت خود، ترس خود را در دلهای ما قرار بدهد و آنرا در ما مرتباً شعله‌ور نگاه بدارد.  ترس خدا ابتدای حکمت است.
دوم اینکه به طور مرتب بر روی محبت مسیح تفکر و تعمق کنیم.  فکر کنیم که او برای ما چه کار مهمی انجام داده است. سعی کنیم که با محبت کردن به دیگران، گوشه‌ای از محبت های خدا را پاسخ بدهیم. ما در این جهان وظیفه‌ای خطیر به عهده داریم.  به خاطر محبت مسیح، چشمان خود را نسبت به دردها و رنجهای دیگران نبندید بلکه به خاطر محبت او، با چشم و قلب و آغوش باز، مردم درد دیده را محبت و خدمت کنید.
سوم اینکه، هرروز خود را به مسیح بسپارید و به او تعهد کنید که برای وی زندگی می نمایید.
پس هر روزه خود را به او و رحمتهای او بسپارید. هر روزه زندگی خودرا به خدا تقدیم کنید و از او بخواهید که انگیزه‌های شما را تفتیش و امتحان کند.  به یاد داشته باشید که در اکثر مواقع، محبت‌های ما از خودپرستی و آلوده به خودخواهی و گناه است.  از خدا بخواهید که انگیزه‌ های شما را پاک و تقدیس نماید.