او برخاسته

    عیسی مسیح برای گناهان ما مصلوب شد و برای برگردانیدن ما از گناهان ما قیام کرد اگر عیسی مسیح مصلوب نمی شد و قیام نمی کرد، امروز هیچ ایمانی و امیدی و نجاتی و اطمینانی به حیات جاودن وجود نمیداشت. ولی خدا را شکر که عیسی مسیح مصلوب شد و قیام کرد و حقانیت        محبت خدا و مسیحیت و کتاب مقدس و وعده های خدا را ثابت کرد.
بی شک مهمترین دلیل آمدن مسیح و مصلوب شدنش نجات انسانها از گناهانشان بوده در کلام خدا در کولسیان 2:14 چنین می گوید او سند محکومیت ما را همراه با تمام مقرراتی که برضد ما بود محو کرد و آن را به صلیب خود میخکوب نموده از بین برد
یوحنا رسول  در رساله اش می نویسد: « ای فرزندان من، این را به شما می نویسم تا گناه نکنید. اما اگر کسی مرتکب گناهی شود، در پیشگاه خدای پدر کسی را داریم که برای ما شفاعت می کند ـ یعنی عیسی مسیح که عادل است ـ زیرا خود مسیح کفارۀ گناهان ماست، نه تنها گناهان ما بلکه گناهان تمام دنیا.»(اول یوحنا 2: 1و2  )
خون مسیح همه گناهان ما را اعم از گناه اولیه و تمام گناهان گذشته ما را پاک می کند و ما را از عذاب وجدان و محکومیت و لعنت آزاد ساخته ، نجات می بخشد.این خوش ترین پیغام برای دنیا است و همان خبر خوش انجیل است که همه می توانند از گناه آزاد شده و فرزند خدا گردند. مرگ مسیح قدرت گناه را در هم شکست. مسیح برای ما مرد تا ما برای او زندگی کنیم.
اهمیت قیام مسیح: قیام مسیح از مردگان بزرگترین رویداد تاریخ بشر و بهترین خبر خوش برای همه انسانها است. قیام مسیح از مردگان اساس مسیحیت است و ما نه فقط باید به آن ایمان داشته باشیم بلکه باید قوت قیام او را بچشیم.
قیام مسیح چنان واضح است که حتی با قوانین این دنیا  نیز براحتی قابل اثبات است. تمام کسانی که در این مورد شک دارند می توانند سری به قبر خالی مسیح بزنند و بدانند که او اینجا نیست بلکه برخاسته است.

          دوستان

  دست اندر کاران مجله حقیقت نوروزباستانی
بهاری تازه از ره رسیده و سال نو را برای تان خوش گون میخواهند،
تا باشد هر لحظۀ تان شاد و هر دم تان ماندگار!
قدوم بهار و سال نو، مبارک و میمون تان باد!

بهاران خجسته باد

بهار بهترین بهانه برای آغاز و آغاز بهترین بهانه برای زیستن است. پس آغاز بهار بر شما دوستان عزیز مبارک باد. نوروز، روز نو، بهار نو و فصل نو را از صمیم قلب برای شما عزیزان تبریک و تهنیت عرض میدارم و سال خوب و خوشی را در فضای صفا و صمیمیت در کانون خانوادگی پیش رو داشته باشید.
فصل بهار، معرفت و دوره آموزشی خداشناسی است. گیاهان پس از خواب عمیق زمستانی، حیات مجدّد طبیعت پس از مرگ و خاموشی، به وجود آمدن طراوت و زندگی بهاری پس از فصل بی حسّی و برگ ریزی درختان، همه با سرانگشت نسیم بهار، پدید می آید. بهاری که خود، زاییده قدرت خدا و تدبیر آفریدگار است. انسان که به دامن طبیعت قدم می گذارد و از دیدن گل ها و شکوفه ها و سر سبزی و طراوت لذت می برد،و  درمی یابد که قدرتی عظیم، این حیات مجدّد را به طبیعت بخشیده است.

آیا این درسی از بازگشت نیست؟ بهار و سال نو، پیام دارد. پیام بهار و نوروز درباره حیات دوباره انسان هاست، یعنی تولد دوباره. درس خداشناسی و اثبات رستاخیز است، رستاخیز عیسی مسیح از مرده گان . بهار در اصل موسم تازه گی و جوان شدن است. نوروز، زنده گی تازه را از ما می خواهد. او از ما می خواهد که  ما روش جدید، کردار و رفتار جدید را یاد بگیریم و سلوک تازه یی  در زنده گی خود اختیار کنیم.  پیام مسیحیت به تمام مردم دنیا، پیام یک زنده گی  نو و تازه است. یعنی پیغام تولد شدن از نو است. البته تولد شدن از روح، نه از جسم. این تولد دوباره که توسط روح مسیح صورت میگیرد، از ما یک انسان کاملا نو میسازد .دوستان گرامی، اگر شما در جستجوی این هستید، که زمستان زنده گی تان، به بهار جاویدان تبدیل شود، راهی را باید انتخاب کنید؛ که بتوانید از طریق آن به آرزوی تان برسید. این راه  سپردن زندگی تان  به دست عیسی مسیح است، پس او را پادشاه زنده گی خود بسازید، او زنده گی جاویدان به شما خواهد  بخشید.
هموطن عزیز، از زمستان سرد و خنک بیرون بیا، بهار و سرسبزی و طراوت در عیسی مسیح است، او برای کفاره گناهان تو به روی زمین آمد. برای تو مرد و برای تو از مرگ قیام کرد. او درین بهارخجسته اینجاست با صدای رسا و قامتی جلال یافته  به تو میگوید :«سلام بر شما باد »

نوروز و کابلیان

د ر آن روزگارانِ کابل، نوروز به عـنوان جشـن بهار، نمادی از فرهنگ پارينۀ بومی توسط پير و جوان زن و مرد، با مراسم و آداب نوروزی برگزار می ‌شد.
شهر کهنۀ کابل، قلب تپيندۀ کابل، پيشنۀ ۳۵۰۰ ساله دارد و در دامنه‌های کوه شيردروازه، کاسه ‌برج و آسمايی در دو طرف دريای کابل از باختر به سوی خاور افتاده است. اين شهر یادگار و نمادی است از باشندگانِ اصلی کابل، باشندگانی که به فرهنگ‌پروری و خرد ورزی، عیاری و جوانمردی مشهورند. سهم کابليان در جنبش‌ های آزادی‌خواهی، مشروطيت، دموکراسی و پيشرفت سرزمين ما چشم‌گير بوده و هست. معماری شهر کهنۀ کابل بسيار زيبا بود، اما دريغا که بخش ‌هایی از اين شهر تاريخی، در جريان جنگ‌های  تنظيم ها، در دهۀ هفتاد خورشيدی به خاک يکسان شد. اميد بر آن است که به همت جوانان و فرهنگيان کشور ما بخش ‌های از شهر کهنه کابل به عنوان يادگاری از گذشت‌گان، بازساری و پاسداری شود و به موزيم تبديل گردد، نام‌های شخصيت‌های برازندۀ کابل و نام کوچه‌های آن، بر خيابان‌های جديد نيز گذاشته شود
. برگزاری نوروز نزد کابليان به عنوان نماد آفرينيش دوبارۀ طـبـيعت، مژدۀ شکوفه و باران، جشن تکابـو و کار، پيـا‌م آور مهر و هم‌ دلی، رويداد شادی‌آفرين و شورانگيز بوده و است.

خوب به ياد دارم که در شهر کابل، در دهۀ چهل خورشيدی، کابليان يکی دو هفته پيش از فرا رسيدن نوروز به پيشواز بهار صندلی‌ ها و بخاری‌ها را برمی‌داشتند و خانه‌تکانی می‌کردند، کوچه‌ها را پاک، ديگدان‌های آشپزخانه را با کاه گِل بازسازی، ظروف مسی را با قلعی سفيد می‌کردن. پيش از تاريکی، چراغ روشن می‌نمودن و دکانداران دکان‌های خود را چراغان می‌کردند و می‌آرستند، دهقانان فرآورده‌های خود را در نوروز به نمايش می‌گذاشتند و جشن نهال‌شانی برپا می‌شد.
در شـب و روز تدارک مقدمات برگزاری نوروز، بازارهای نوروزی شهر کابل گرم و پرتپش بود و كار پيشـه‌وران و خورده فروشان پررونق. آيين نوروزی نقشِ پويا و نيرومند در انسجام و وفاق خانواده‌ها داشت و دارد. کابليان در نوروز تلاش می‌کردند که در هر جايی باشند، به خانه و کاشانۀ خود برگردند، تا در نوروز در جمع خانواده و در کنار سـفرۀ نوروزی باشند. کابليان فرهنگ و آداب نوروزی را رعايت می‌کردند، يادی از رفتگان، عيادت از بيماران، ديد و بازديد از دوستان و نزديکان همراه با آرزوی سلامتی و سال پربار برای تک‌تک آنها می‌پرداختند. محافل شادی و آواز‌خوانی برپا می‌داشتند. اين همه و همه در تحکيم صفا و دوستی، مهر و محبت ميان انسان‌ها نقش بارز دارد
آيين نوروزی نقشِ پويا و نيرومند در انسجام و وفاق خانواده‌ها داشت و دارد. کابليان در نوروز تلاش می‌کردند که در هر جايی باشند، به خانه و کاشانۀ خود برگردند، تا در نوروز در جمع خانواده و در کنار سـفرۀ نوروزی باشند. کابليان فرهنگ و آداب نوروزی را رعايت می‌کردند، يادی از رفتگان، عيادت از بيماران، ديد و بازديد از دوستان و نزديکان همراه با آرزوی سلامتی و سال پربار برای تک‌تک آنها می‌پرداختند. محافل شادی و آواز‌خوانی برپا می‌داشتند. اين همه و همه در تحکيم صفا و دوستی، مهر و محبت ميان انسان‌ها نقش بارز دارد.

بهار یعنی تازه شدن

وقتی به بهار مینگریم و به تازه گی طبیعت خیره میشویم، ندایی از اعماق قلب ما فریاد میزد که میگوید: »ما هم به نو شدن و عوض شدن نیاز داریم« بیایید دوستان گرامی تازه گی و نوشدن را تجربه کنیم. این تازه گی و نوشدن را چطور میتوانیم به تجربه بنشینیم؟ زمانی ما میتوانیم که تازه گی و نو شدن را تجربه کینم و نصیب شویم که به منبع آن دست یابیم. تازه گی و نوشدن از عیسی مسیح تراوش میکند! عیسی مسیح به کسانیکه تشنۀ تازه گی و نوشدن است خطاب میکند و میگوید: «نزد من بیایید  و من به شما آرامی خواهم داد، یوغ مرا بر خود گیرید و از من تعلیم یابید، زیرا من نرم دل و فروتن هستم.»
اگر ما از زندگی گذشتۀ خود روگرادن شویم و از عیسی مسیح بخواهیم که سرور زندگی ما باشد، ما فروتن خواهیم شد. هیچگاۀ فکر رشوه و رشوه ستانی در خرد ما خطور نخواهد کرد، بر عکس مردم دوست و وطن دوست خواهیم شد. هیچگاۀ به ستون پنجم تبدیل نخواهیم شد. به خاطریکه عیسی مسیح هدایتگر زندگی ما خواهد بود!
عیسی مسیح قادر است که به ما قلب نو، دید نو و فکر نو ببخشد، تا به عوض ِ قتل و ویرانی وطن، ببخشیم، دستگیری کنیم و وطن خود را از نو اعمار نماییم.
و با الهام از نوروز و نو شدن، بياييد سال نو را با بخشيدن و دوست داشتن آغاز کنيم و گذشتۀ مکدر را که ما را از هم دور ميسازد، به باد فراموشى بسپاريم و همه با خوشی مسيحايى، دست بدست هم بگذاريم و با تبسم ِ آرامش بخش به روى هم بخنديم و به يک ديگر بگوييم که از اینکه در عیسی مسیح ما باهم خواهر و برادر هستیم: پس سال نو و نوروزات مبارک خجسته باد!

ابراهیم و بت پرست

ibrahim-prophet2

شد حکایت اینکه مرد بت پرست              مهمان شد نزد ابراهیم نشست
سفره چون آماده شد بهرطعام                  از زبان هر یکی ذکری بجست
گفت ابراهیم خداوندا سپاس                    نعمتم دادی تو از روز الست
بت پرست از بت ستایش کرد و گفت        رازق من از ازل بت بود و است
تا که نام و ذکربت آمد میان                   سفره را برچید ابراهیم و بست
نعمت حق برهوشیاران بود                   بهره ای از آن ندارد هیچ مست
از خدا بشنید ابراهیم عتاب                   چونکه قلب بت پرستی را شکست
گفت او را من تحمل کرده ام                 در نود سالی که او از من گسست
از چی ننمودی تحمل ساعتی                بت پرستی را که دیدی گمره است
ای تو ابراهیم ما آگاه باش                    بت پرست را کی گذارم تنگ دست
میزبان مهربانم برهمه                        نیستم ناظر به بالا یا که پست
گندم احسان من چون گشت نان              پیش از ابراهیم و هم بر بت پرست

( قراچه داغی)