دوستان

  دست اندر کاران مجله حقیقت نوروزباستانی
بهاری تازه از ره رسیده و سال نو را برای تان خوش گون میخواهند،
تا باشد هر لحظۀ تان شاد و هر دم تان ماندگار!
قدوم بهار و سال نو، مبارک و میمون تان باد!

بهاران خجسته باد

بهار بهترین بهانه برای آغاز و آغاز بهترین بهانه برای زیستن است. پس آغاز بهار بر شما دوستان عزیز مبارک باد. نوروز، روز نو، بهار نو و فصل نو را از صمیم قلب برای شما عزیزان تبریک و تهنیت عرض میدارم و سال خوب و خوشی را در فضای صفا و صمیمیت در کانون خانوادگی پیش رو داشته باشید.
فصل بهار، معرفت و دوره آموزشی خداشناسی است. گیاهان پس از خواب عمیق زمستانی، حیات مجدّد طبیعت پس از مرگ و خاموشی، به وجود آمدن طراوت و زندگی بهاری پس از فصل بی حسّی و برگ ریزی درختان، همه با سرانگشت نسیم بهار، پدید می آید. بهاری که خود، زاییده قدرت خدا و تدبیر آفریدگار است. انسان که به دامن طبیعت قدم می گذارد و از دیدن گل ها و شکوفه ها و سر سبزی و طراوت لذت می برد،و  درمی یابد که قدرتی عظیم، این حیات مجدّد را به طبیعت بخشیده است.

آیا این درسی از بازگشت نیست؟ بهار و سال نو، پیام دارد. پیام بهار و نوروز درباره حیات دوباره انسان هاست، یعنی تولد دوباره. درس خداشناسی و اثبات رستاخیز است، رستاخیز عیسی مسیح از مرده گان . بهار در اصل موسم تازه گی و جوان شدن است. نوروز، زنده گی تازه را از ما می خواهد. او از ما می خواهد که  ما روش جدید، کردار و رفتار جدید را یاد بگیریم و سلوک تازه یی  در زنده گی خود اختیار کنیم.  پیام مسیحیت به تمام مردم دنیا، پیام یک زنده گی  نو و تازه است. یعنی پیغام تولد شدن از نو است. البته تولد شدن از روح، نه از جسم. این تولد دوباره که توسط روح مسیح صورت میگیرد، از ما یک انسان کاملا نو میسازد .دوستان گرامی، اگر شما در جستجوی این هستید، که زمستان زنده گی تان، به بهار جاویدان تبدیل شود، راهی را باید انتخاب کنید؛ که بتوانید از طریق آن به آرزوی تان برسید. این راه  سپردن زندگی تان  به دست عیسی مسیح است، پس او را پادشاه زنده گی خود بسازید، او زنده گی جاویدان به شما خواهد  بخشید.
هموطن عزیز، از زمستان سرد و خنک بیرون بیا، بهار و سرسبزی و طراوت در عیسی مسیح است، او برای کفاره گناهان تو به روی زمین آمد. برای تو مرد و برای تو از مرگ قیام کرد. او درین بهارخجسته اینجاست با صدای رسا و قامتی جلال یافته  به تو میگوید :«سلام بر شما باد »

نوروز و کابلیان

د ر آن روزگارانِ کابل، نوروز به عـنوان جشـن بهار، نمادی از فرهنگ پارينۀ بومی توسط پير و جوان زن و مرد، با مراسم و آداب نوروزی برگزار می ‌شد.
شهر کهنۀ کابل، قلب تپيندۀ کابل، پيشنۀ ۳۵۰۰ ساله دارد و در دامنه‌های کوه شيردروازه، کاسه ‌برج و آسمايی در دو طرف دريای کابل از باختر به سوی خاور افتاده است. اين شهر یادگار و نمادی است از باشندگانِ اصلی کابل، باشندگانی که به فرهنگ‌پروری و خرد ورزی، عیاری و جوانمردی مشهورند. سهم کابليان در جنبش‌ های آزادی‌خواهی، مشروطيت، دموکراسی و پيشرفت سرزمين ما چشم‌گير بوده و هست. معماری شهر کهنۀ کابل بسيار زيبا بود، اما دريغا که بخش ‌هایی از اين شهر تاريخی، در جريان جنگ‌های  تنظيم ها، در دهۀ هفتاد خورشيدی به خاک يکسان شد. اميد بر آن است که به همت جوانان و فرهنگيان کشور ما بخش ‌های از شهر کهنه کابل به عنوان يادگاری از گذشت‌گان، بازساری و پاسداری شود و به موزيم تبديل گردد، نام‌های شخصيت‌های برازندۀ کابل و نام کوچه‌های آن، بر خيابان‌های جديد نيز گذاشته شود
. برگزاری نوروز نزد کابليان به عنوان نماد آفرينيش دوبارۀ طـبـيعت، مژدۀ شکوفه و باران، جشن تکابـو و کار، پيـا‌م آور مهر و هم‌ دلی، رويداد شادی‌آفرين و شورانگيز بوده و است.

خوب به ياد دارم که در شهر کابل، در دهۀ چهل خورشيدی، کابليان يکی دو هفته پيش از فرا رسيدن نوروز به پيشواز بهار صندلی‌ ها و بخاری‌ها را برمی‌داشتند و خانه‌تکانی می‌کردند، کوچه‌ها را پاک، ديگدان‌های آشپزخانه را با کاه گِل بازسازی، ظروف مسی را با قلعی سفيد می‌کردن. پيش از تاريکی، چراغ روشن می‌نمودن و دکانداران دکان‌های خود را چراغان می‌کردند و می‌آرستند، دهقانان فرآورده‌های خود را در نوروز به نمايش می‌گذاشتند و جشن نهال‌شانی برپا می‌شد.
در شـب و روز تدارک مقدمات برگزاری نوروز، بازارهای نوروزی شهر کابل گرم و پرتپش بود و كار پيشـه‌وران و خورده فروشان پررونق. آيين نوروزی نقشِ پويا و نيرومند در انسجام و وفاق خانواده‌ها داشت و دارد. کابليان در نوروز تلاش می‌کردند که در هر جايی باشند، به خانه و کاشانۀ خود برگردند، تا در نوروز در جمع خانواده و در کنار سـفرۀ نوروزی باشند. کابليان فرهنگ و آداب نوروزی را رعايت می‌کردند، يادی از رفتگان، عيادت از بيماران، ديد و بازديد از دوستان و نزديکان همراه با آرزوی سلامتی و سال پربار برای تک‌تک آنها می‌پرداختند. محافل شادی و آواز‌خوانی برپا می‌داشتند. اين همه و همه در تحکيم صفا و دوستی، مهر و محبت ميان انسان‌ها نقش بارز دارد
آيين نوروزی نقشِ پويا و نيرومند در انسجام و وفاق خانواده‌ها داشت و دارد. کابليان در نوروز تلاش می‌کردند که در هر جايی باشند، به خانه و کاشانۀ خود برگردند، تا در نوروز در جمع خانواده و در کنار سـفرۀ نوروزی باشند. کابليان فرهنگ و آداب نوروزی را رعايت می‌کردند، يادی از رفتگان، عيادت از بيماران، ديد و بازديد از دوستان و نزديکان همراه با آرزوی سلامتی و سال پربار برای تک‌تک آنها می‌پرداختند. محافل شادی و آواز‌خوانی برپا می‌داشتند. اين همه و همه در تحکيم صفا و دوستی، مهر و محبت ميان انسان‌ها نقش بارز دارد.

بهار یعنی تازه شدن

وقتی به بهار مینگریم و به تازه گی طبیعت خیره میشویم، ندایی از اعماق قلب ما فریاد میزد که میگوید: »ما هم به نو شدن و عوض شدن نیاز داریم« بیایید دوستان گرامی تازه گی و نوشدن را تجربه کنیم. این تازه گی و نوشدن را چطور میتوانیم به تجربه بنشینیم؟ زمانی ما میتوانیم که تازه گی و نو شدن را تجربه کینم و نصیب شویم که به منبع آن دست یابیم. تازه گی و نوشدن از عیسی مسیح تراوش میکند! عیسی مسیح به کسانیکه تشنۀ تازه گی و نوشدن است خطاب میکند و میگوید: «نزد من بیایید  و من به شما آرامی خواهم داد، یوغ مرا بر خود گیرید و از من تعلیم یابید، زیرا من نرم دل و فروتن هستم.»
اگر ما از زندگی گذشتۀ خود روگرادن شویم و از عیسی مسیح بخواهیم که سرور زندگی ما باشد، ما فروتن خواهیم شد. هیچگاۀ فکر رشوه و رشوه ستانی در خرد ما خطور نخواهد کرد، بر عکس مردم دوست و وطن دوست خواهیم شد. هیچگاۀ به ستون پنجم تبدیل نخواهیم شد. به خاطریکه عیسی مسیح هدایتگر زندگی ما خواهد بود!
عیسی مسیح قادر است که به ما قلب نو، دید نو و فکر نو ببخشد، تا به عوض ِ قتل و ویرانی وطن، ببخشیم، دستگیری کنیم و وطن خود را از نو اعمار نماییم.
و با الهام از نوروز و نو شدن، بياييد سال نو را با بخشيدن و دوست داشتن آغاز کنيم و گذشتۀ مکدر را که ما را از هم دور ميسازد، به باد فراموشى بسپاريم و همه با خوشی مسيحايى، دست بدست هم بگذاريم و با تبسم ِ آرامش بخش به روى هم بخنديم و به يک ديگر بگوييم که از اینکه در عیسی مسیح ما باهم خواهر و برادر هستیم: پس سال نو و نوروزات مبارک خجسته باد!

کریسمستمام دست اندرکاران مجله حقیقت، میلاد نجات دهنده ما عیسی مسیح را به شما عزیزان و فامیل های تان تبریک می گویند.
میلاد عیسی مسیح بهترین فرصت برای شریک ساختن کلام خدا و معرفی شخصیت عیسی مسیح می باشد. دعای همیشگی ما دست اندر کاران مجله حقیقت این میباشد که خدا شما را برای رساندن نور و پیام نجات عیسی مسیح برای ا فغان ها عزیز و سایر ملت استفاده نماید.
گرانو هیواد والو،
عیسی مسیح چه فرمایلی دی: «زه قیامت  او  ژوندون یم« او په رښتیا سره چی هغه قیامت او ژوندون دی. لکه څرنګه چی عیسی مسیح د عبادت ځای مشر ته وویل : « مه ویریږه خو ایمان لره.»  نو که  څوک  پر عیسی مسیح باندی ایمان ولری.  هغه په عیسی مسیح کښی د تل ژوندون حاصلوي. عیسی مسیح فرمایی: « چی زه قیامت او ژوندون یم، څوک چی پر ما باندی ایمان ولري، که هغه مړ هم شی نو لا به هم ژوندون ولري » (یوحنا ١١: ٢٥)
دوستان، ما در آستانه پایان سال 2016 هستیم، خدا  را سپاس که به ما  فیض بخشید تا به مدت    نه سال مجله حقیقت را چاپ و نیز از طریق ویب سایت نشرنماییم. اجازه دهید از همه دوستان وعزیزان که ما را با نوشتن مقالات و ا شعار شان  و همچنان در  امور فنی یاری  داده اند و نیز آنعده دوستانی که با ا رسال ایمیل های شان باعث تشویق ما شده اند ابرا ز سپاس و قدر دانی نماییم. خداوند شما عزیزان را برکت دهد.

میلاد مسیح

artifice_039

به میلاد مسیح دنیا دگر شد
درخت عشق در دل پُر ثمر شد
چه زیبا پادشاه آسمان ها
درون کشور جان مُستقر شد
منم گفت راستی و راه و هم در
گهی گردید پسر گاهی پدر شد
تجلی کرد چو خورشید معانی
شب یلدای این عالم سحر شد
جهان پُر شد ز شرح معجزاتش
اگر چه ذکر جمله مختصر شد
نشست با باجیگر و بینوایان
تکبر لاجرم بی بال و پُر شد
تمام کینه هایش را فروشست
هر آن کس با مسیحا همسفر شد
چنانکه مژده روح القدس بود
گناه اُمتش را او سپر شد
توان گفتن بامید خداوند
که دیو شر همی دور از بشر شد
دو باره میشود مولود هر آنکس
ز میلاد مسیح گر با خبر شد

موقف جدید

 

حقیقی 1زمانی« به عیسی ایمان آورده بود و در زنده گی روحانی اش در حال رشد بود. او محصل پوهنتون بود و از درسهایش لذت میبرد ولی اعتماد به نفس نداشت و بدین جهت رنج میبرد. چون قد کوتاه داشت، احساس میکرد که دیگران او را به نظر حقارت میبینند. او این  نگرانی خود را با استاد مسیحی اش در میان گذاشت. باوجود اینکه هیچگاه همدیگر را از نزدیک ملاقات نکرده بودند، مگر با استاد مسیحی اش رابطۀ دوستانه داشت. وقتی مانی برای استاد اش گفت که قدش صرف 130 سانتی متر است، استاد اش خندید و برایش گفت، «اگر برایت بگویم باور نمیکنی که قد من به مراتب کوتاتر از توست ولی به شخص که ،ایمان دارم و او را پیروی میکنم از همه بلندتر و مرتبۀ بالا دارد. ازین جهت کسی نمیتواند مرا به دیده حقارت بیبیند. استادش با ایمان آوردن به عیسی مسیح موقف جدید را تجربه نموده بود.
تلاش انسانها برای بدست آوردن موقف
انسانها طبیعتاَ میخواهند که دارای موقف برتری باشند تا بتوانند دیگران برای ایشان ارزش قایل بوده و مورد احترام و حرمت قرار گیرند. به هر اندازۀ که انسان دارای موقف یا مقام بلند باشد، به همان اندازه در میان دیگران با ارزش تر میباشند چون شخصیت خودش برای دیگران مطرح است. اگر دارای موقف یا مقام پایین باشد، ارزش ش کمتر است چون دیگران او را احترام نمی نمایند و او بالای دیگران نفوذی نمی داشته باشد.
این یک امر طبیعی است که ما همیشه برای دریافت موقف خویش و مقایسه خود با دیگران در مجادله هستیم. ما همیشه سعی داریم که جایگاۀ خود و دیگران را در اجتماع مشخص کنیم تا بدانیم کدام اشخاص در ردۀ بالا است و کدام اشخاص در ردۀ پایین قرار دارد و روابط خویش را بر اساس آن استوار نماییم.
در روم قدیم جامعه براساس اقشار طبقاتی تقسیم شده بود. مردم باورمند بودند که هرکس باید جایگاه خویش را در این سیستم طبقاتی بشناسد و از مرز خود بیرون نرود و این فرق طبقاتی برای ایشان مهم بود. هر کس نمی توانست که مانند دیگران در یک سطح باشند. اگر این  تفاوت در میان شان نمی بود، آنان نمی دانستند تا کدام اشخاص را احترام کنند و کدام اشخاص را از نظر بیاندازند. کسانیکه در رده های بالای اجتماعی قرار داشتند، از امتیازات و فرصت های زیادی اجتماعی برای خود و خانواده های شان برخوردار بودند.
مقام میراثی یا اکتسابی
برخی موقف اجتماعی شان را به ارث میبرند چون آنان متعلق به خانوادۀ  نامدار میباشند. بطور مثال، رییس پوهنتون شخص قابل احترام است و موقف بلند اجتماعی دارد. ازاینرو اقارب او نیز به او افتخار نموده و موقف خویش را بخاطریکه از خویشاوندان رییس است در اجتماع  بلند میپندارند.
در مواردی هم انسان مقامش را با سعی و تلاش حاصل میکند. مثلاَ یک ورزش کار یا یک تجار ثرونتمند ابتکار عمل به خرچ داده و با مسوولیت پذیری در کارش موفق میشود. او در میان مردم عزت و حرمت را کمایی میکند.
موقف جدید در مسیح
زمانیکه شخص پیرو مسیح میگردد، در چه مقام قرار میگیرد؟ بسیاری از ایماندارانی که عیسی را پیروی میکنند برای فامیل های شان  مانند لکه یی ننگ یا شرم میگردند. منحیث پیروان عیسی برای ما بسیار مهم است که ما جایگاه خویش را در مسیح دریابیم  تا چگونه بتوانیم با عزت زنده گی  نماییم.
ما به عنوان پیروان عیسی دارای امتیازات زیادی هستیم. محبت خدا ما را محفوظ میدارد. خدا ما را سربلند ساخته و ما نماینده گان خاص خدا در روی زمین میشویم. ما  به یک مقام و منزلت جدید یعنی فرزندان پدر آسمانی خود خوانده میشویم. ما مانند شهزاده گان نزد خدا ارزش داریم. ولی خيلى اوقات اين کافی نمیباشد. بعضى میخواهند در این اجتماع جدید مسیحی خویش یعنی کلیسا مقام عالى داشته باشند. بعضى كوشش ميكنند که شهادت های خود را پالش داده تا مورد تحسین دیگران قرار گیرمد. و بسا اوقات چنین اتفاق میافتد که یک خادم مسیحی از مقام و منزلت اش منحیث رهبر یا شبان سو استفاده نموده و طالب امتیازات انسانی و توقع تعريف و توصيف از دیگران را  میداشته باشد. این به آسانی میتواند شک و شبه را ایجاد نموده باعث مشاجره و حتی فساد گردد. واضح است که این موقفی نیست که مسیح برای ما عطا کرده است.
ایمانداران در روم،  شهر فلیپی و دیگر جاهای آسیای صغیر موضوع موقف طلبى را در گروه های اجتماعی خویش خوب میدانستند. اعضای گروههای مذهبی و سیاسی برای بدست آوردن مقام با هم در رقابت بودند. یهودیان افتخار میکردند که این مقام و منزلت اجتماعی با پیروی از شریعت موسی بدست آورده اند.
زمانیکه ایمانداران اولیه عیسی را به حیث پادشاه خود قبول کردند و دور هم جمع شدند، پس تصور نمایید که فرهنگ حاکم آن زمان چی تاثیری بالای آنان داشت.
به نظر شما اگر شخص که پدرش یک جنرال با نام و نشان باشد و به جمع ایمانداران بپیوندد، آیا باید بخاطری اینکه پسر جنرال است مورد احترام قرار گیرد؟
کسانیکه قبل از ايمان مقام عالى داشتند و حالا در جمع مسیحیان پيوستند، آيا جایگاه گذشته خود را در میان ايمانداران نگه دارند؟
یا کسانیکه مقام شان از همه پایین تر بوده تلاش نمایند که جایگاه خاص را در میان دیگران کسب نماید تا مورد احترام قرار گیرند؟
پولس رسول نسبت به سایر کسان مقام بالا در میان یهودیان داشت چون از نژاد عبری بود. او همچنان دارای مقام کسب شده داشت زیرا تمام شریعت یهود را بدون کمی و کاستی زمانیکه ایمانداران اولیه عیسی را به حیث پادشاه خود قبول کردند و دور هم جمع شدند، پس تصور نمایید که فرهنگ حاکم آن زمان چی تاثیری بالای آنان داشت.
به نظر شما اگر شخص که پدرش یک جنرال با نام و نشان باشد و به جمع ایمانداران بپیوندد، آیا باید بخاطری اینکه پسر جنرال است مورد احترام قرار گیرد؟
کسانیکه قبل از ايمان مقام عالى داشتند و حالا در جمع مسیحیان پيوستند، آيا جایگاه گذشته خود را در میان ايمانداران نگه دارند؟
یا کسانیکه مقام شان از همه پایین تر بوده تلاش نمایند که جایگاه خاص را در میان دیگران کسب نماید تا مورد احترام قرار گیرند؟
پولس رسول نسبت به سایر کسان مقام بالا در میان یهودیان داشت چون از نژاد عبری بود. او همچنان دارای مقام کسب شده داشت زیرا تمام شریعت یهود را بدون کمی و کاستی بجا میاورد. ولی او تمام این القاب را بیمعنا و بیهوده میدانست. پولس منحیث کسیکه به عیسای مسیح ایمان آورده بود، مقام جدید اش را در مسیح تجربه میکرد. او ميگويد که تمام ارزش و حرمت در این است که در رابطۀ محکم و صمیمی با عیسای مسیح باشیم و راه او را تعقیب نماییم (فلپيان ۳؛ ۲-۸)

مقام جدید – خدمت مانند عیسی 

شخص که خودش را از همه برجسته میپندارد، اغلباَ  سمبول هاى مختلف را برای نشان دادن موقف اش  در بین مردم استفاده میکند تا نشان دهد که مستحق احترام و ارزش اجتماعی است. مثلاَ القاب مثل داکتر، پروفیسور، كشيش کلیسا، انجنیر و غیره را استفاده میکنند تا احترام مردم را به خود جلب نمایند. همچنان استفاده از جوهرات، بدست کردن ساعت رولکس، داشتن موبل و فرنیچر و یا داشتن موترهای گران قیمت همه اینها نشانه های هستند که شخص برای تبارز دادن مقام و موقف اجمتاعی خود آنرا به رخ مردم میکشاند.
مردم روم قدیم با داشتن این القاب و نشانه ها افتخار مینمودند و آز ان لذت میبردند. لباس های خاصی بر تن میکردند تا نمایانگر موقف و دست آوردهای اجتماعی شان باشد. آنان با این کار به رخ مردم می کشیدند که از همه برتریت دارند  تا دیگران ایشان را با وقار و حرمت بیبینند.
وقتیکه عیسی پادشاهی خدا را موعظه میکرد و از مردم دعوت میکرد تا شاگردان او شوند، بسيارى توقع داشتند که با  پیوستن به جنبش مسیح دارای نام و نشان گردند. توقع آنان این بود که اگر عیسی پادشاهی اش را مستحکم کند، هریک از ایشان موقف و امیتازاتی را نصیب خواهند شد. حتی آنان بالای این موضوع باهم گفتگو و مشاجره میکردند  تا کدام شخص باید در چی موقفی قرار گیرد.
شاگردان عیسی، یعقوب و یوحنا، در خفا از عیسی خواستند که اگر عیسی پادشاهی اش را قایم نماید، آنان را موقف برتری عطا نماید.  این کار باعث رنجش دیگر شاگردان  گردید. این بدان معنا بود که اگر یعقوب و یوحنا موقفی برتری نسبت به آنها  داشته باشند، ایشان از دیگران موقف پایین تری دارند.
عیسی به شاگردانش نگفت که احترام دیگران قبول نکنند. بلکه برایشان گفت: «در پادشاهی من بزرگی واقعی در آن است تا مردم را خدمت نمایید و یکدیگر را کمک کنید.» این است بزرگی عیسی. این بزرگی میراثی یا اکستابی نیست.
مقام  عالى در راه مسيح فروتنی است.، دیگران را محترم شمردن نسبت به خود. این است پادشاهی خدا که انعکاس دهنده مقام ما در مسیح است.   ( ترجمه نوشتۀ آ.ل)