روزه

   در مورد روزه مسيحی، لازم است بدانيم که بمنظور ثواب و رياضت، و يا بدست آوردن دل خدا و نجات از گناه، بجا آورده نمی‌شود زيرا با ريخته شدن خون عیسی مسيح بر صليب و مرگ و دفن و قيام او از مردگان، نجات از گناه و طريق راه يافتن انسان به حضور خدا، مهيا گرديده است. پس چرا روزه می‌گيريم و از خوردن و يا نوشيدن پرهيز می‌کنيم؟
در این زمینه در کتاب مقدس بسیار واضح گفته شده است. در کتاب اشیعای نبی در فصل پنجاه و هشتم چه زیبا و شیرین بیان شده که چنین میگوید: « مردم از خداوند می پرسند: «چرا وقتی که روزه داشتیم، ندیدی و چرا هنگامی که از گرسنگی رنج می بردیم، متوجه نشدی؟» خداوند جواب می دهد: «درست است، لاکن شما وقتی روزه می گیرید، فقط در فکر مفاد خود هستید و به کارگران تان ظلم می کنید. هنگامی که روزه دار هستید، با هم جنگ و دعوا می کنید و یکدیگر را با مشت می زنید. این نوع روزه نزد من قابل قبول نیست. وقتی روزه می گیرید، ریاضت می کشید، سر تان را مثل نَی خم می کنید و بر نمد و خاکستر دراز می کشید. آیا این را روزه می خوانید و فکر می کنید که من آنرا می پذیرم؟
روزه ای را که من می پسندم اینست: زنجیرهای ظلم را بگشائید، یوغ بی عدالتی را بشکنید و مظلومان را آزاد کنید. غذای تان را با گرسنگان تقسیم کنید. دروازۀ خانۀ تان را بروی مردم مسکین و بی خانه باز گذارید. به برهنگان لباس بدهید و از خویشاوندان تان خود را پنهان نکنید. آنگاه نور سخاوت تان مثل سپیده دم می تابد و دردهای تان فوری مداوا می شوند. من همیشه با شما می باشم و جلال من شما را از هر جانب محافظت می کند. هر گاهی که دعا کنید، من آنرا اجابت می کنم و وقتی که از من کمک بخواهید، من به یاری تان می شتابم.اگر یوغ ظلم و ستم، اشاره کردن به انگشت و تهمت ناحق را از میان خود دور کنید، اگر به گرسنگان غذا بدهید و احتیاجات نیازمندان را فراهم نمائید، آنگاه نور تان در تاریکی می درخشد و تاریکی اطراف تان مثل آفتاب ظهر روشن می شود. من همیشه راهنمای شما می باشم و با نعمت های خود شما را سیر می سازم و نیرومند نگاه می دارم. مثل باغی سیراب می شوید و به چشمه ای مبدل می گردید که آبش هرگز خشک نمی شود. خرابه های قدیمی تان آباد می گردند، اساس آن ها دوباره بنا می شود و شما بخاطریکه شهرها و جاده های تان را ترمیم می کنید شهرت زیادی می یابید.اگر روز سبت را تجلیل کنید و در آن روز از سودجوئی خودداری نمائید و آنرا مقدس و محترم بدارید، اگر براه خود نروید و به فکر مفاد خود نباشید و در آن روز کار نکنید، آنگاه از خوشی که من می دهم، لذت می برید، با سرفرازی زندگی می کنید، از نعمتهائی که به جد تان، یعقوب وعده داده بودم، برخوردار می گردید. این را من که خداوند هستم می گویم.»
عیسی مسیح در مورد روزه و روزه داران در انجیل متی چنین میفرماید:« وقتی روزه میگیرید مانند منافقان، خود را افسرده نشان ندهید. آنها چهره های خود را تغییر میدهند تا روزه دار بودن خود را به رُخ دیگران بکشند. بیقین بدانید که آنها اجر خود را یافته اند! اما تو وقتی روزه میگیری، سرت را چرب کن و صورت خود را بشوی تا مردم از روزۀ تو با خبر نشوند، بلکه فقط پدر تو که در نهان است آن را بداند و پدری ک هیچ چیر از نظر او پنهان نیست اجر تو را خواهد داد.»
وقتی که ما به این فرموده عیسی مسیح درمورد روزه و دیندارن دقت میکنیم، به این پی میبریم که عیسی مسیح دو شکل روزه و دیندارن را دراین آیات به مقایسه گرفته است. یکی روزه و دیندارن فریسی و دیگری روزه و دیندارن واقعی و اصلی. اولی مبتنی بر خود نمایی، فخرفروشی تظاهر و پاداش از طرف انسان است و دومی مبتنی بر فروتنی، پیروی از کلام خدا و پاداش از طرف خدا.
روزه که خدا از ما میخواهد این است که از گناه های خود توبه کنیم. مال مردم را نخوریم، خون مردم نریزانیم. برای مردم و وطن خود صادق و وفادار باشیم. خود را انکار کنیم، شکسته نفسی را پیشه کنیم، فروتن باشیم، این است روزه واقعی که خدا از هر کدام ما و شما میخواهد .
غذا و خوراک، یکی از اساسی‌ ترین نیازهای بدن انسان است و طمع یکی از اساسی‌ ترین گناهان. لذا «تسلط بر نفس» بدون تسلط بر بدن و انظباط آن بی ‌معناست. زمانیکه میخواهیم که روزه بگیریم، اول باید با لا نفس سر کش خود حاکمیت و تسلط پیدا کنیم. بدون تسلط بر نفس، روزه ما مثل این است که ما رژیم میکیریم تا لاغر شویم. پس برای اینکه برای روزه گرفتن آماده شویم، اول فروتنی را یاد بگیریم و از تظاهر و فریبکاری دوری بجوییم.

Advertisements

ایمان ما مبتنی بر مرگ و قیام عیسی مسیح است‌. عیسی مسیح به‌خاطر ما جان خود را داد و از مردگان برخاست تا ما بتوانیم حیات نو و زندگی تازه را بدست آوریم‌

نوشته‌شده در 36

نور و زندگی در انجیل یو حنا


در این نوشته می خواهم که در مورد آغاز انجیل یوحنا که آیات ۱ ـ ۵ و قسمت اول آیت ۱۴ است بصورت فشرده مطالبی به شما بنویسم و امیدوار هستم که از خواندن آن برکت حاصل کنید.
یوحنا از اغاز انجیل خود به این نکته تاکید می کند که عیسی مسیح کلام خدا بود که جسم انسانی به خود پوشید. کسانیکه این مطالب را برای اولین بار و سطحی می خوانند به نظر شان می آید که این یک مفکوره جدید است. اما ما و شما همه می دانیم و باور داریم که در کلام خدا قدرت وجود دارد. ما می دانیم که به قدرت کلام خدا دنیا خلق شد و به قدرت کلام خدا همه چیز به حرکت آمده، ادامه یافتند. ما می دانیم که کلام خدا انعکاس دهنده و آشکار کننده خصوصیت و اراده قلبی خدا است. اما وقتیکه یوحنا به رهنمایی روح خدا گفت که کلام خدا به خود جسم انسانی پوشید، این گپ کاملاً نو بود
موضوع جا لبی که در انجیل یوحنا برای من وجود دارد این است که یوحنا در انجیل خود کوشش نکرده است که برای ما توضیح دهد که آیا کلام خدا چطور و به چه شکل به خود جسم انسانی پوشید. این کاملاً حقیقت دارد که موضوع مجسم شدن کلام خدا بعد از دوران عیسی مسیح کلیسا از ابتدا تا به امروز در طول قرن ها روی آن بحث کرده است.  ما در دوران خود نیز روی این موضوع بحث می کنیم که آیا چطور کلام خدا به خود جسم انسانی پوشید. برای یوحنا مهم نبود که کلام خدا چطور و به چه شکل به خود جسم انسانی پوشید، چیزیکه برای او به تمام معنی مهم بود، که ما و شما به حیث خواننده انجیل او بدانیم که این کار حقیقتاً در وجود عیسی مسیح صورت گرفت.
سوال ایجاد می شود که خدا چرا در جسم انسانی در بین ما حضور یافت؟ چرا کلام خدا در وجود عیسی مسیح به خود جسم انسانی پوشید؟ به نظر من جواب دادن این سوالات تا حدی آسان تر است. کلام خدا به خاطری در وجود عیسی مسیح جسم انسانی به خود پوشید تا ما و شما بتوانیم خدای قادر مطلق را بصورت کامل بشناسیم. کلام خدا به خاطری جسم انسانی به خود پوشید که خدا را خوب بشناسیم و به او ایمان بیاوریم. از نظر یوحنا از طریق ایمان به خداست که ما می توانیم محبت او را به خود درک کنیم و آن را در زندگی خود داشته باشیم. یوحنا در فصل ۳ آیت ۱۶ می نویسد:‌ زیرا خدا به دنیا آنقدر محبت داشت که پسر یگانه خود را داد تا هر که به او ایمان بیاورد هلاک نگردد، بلکه صاحب زندگی ابدی شود.
کلام خدا جسم انسانی به خود پوشید تا ما بتوانیم خدا را ببینیم، به او ایمان بیاوریم و صاحب زندگی شویم. از طریق ایمان آوردن صاحب زندگی شدن موضوع اساسی است که ما می توانیم در انجیل یوحنا دریافت کنیم. همچنان یوحنا این مطلب را خودش نیز اقرار کرده تصدیق می کند. او در اخیر انجیل خود می نویسد: ولی اینقدر نوشته شد تا شما ایمان بیاورید که عیسی، مسیح و پسر خداست و تا ایمان آورده بوسیله نام او صاحب زندگی ابدی شوید(یوحنا ۲۰: ۳۱)
لازم به توجه است که به اساس اناجیل هم مانند متی، مرقس و لوقا زندگی کامل به اساس پیروی کردن از عیسی مسیح و رعایت کردن اصول ملکوت خدا بدست می آید. اما در انجیل یوحنا زندگی کامل با ایمان آوردن و اعتماد کردن به عیسی مسیح بدست می آید. حقیقت این است که هردوی این نظر نه تنها کاملاً درست است، بلکه مکمل یگدیگر نیز هستند. برای دریافت زندگی به صورت کامل آن که خدای قادر مطلق برای ما در نظر گرفته است ما و شما ضرورت داریم که هم به عیسی مسیح ایمان بیاوریم و هم از او پیروی کرده به او اعتماد کنیم. صرف با پیروی کردن از عیسی مسیح امکان دارد که ما و شما به انسان های خوب تبدیل شویم، اما وقتی ما می توانیم زندگی کامل را تجربه کنیم که به عیسی مسیح ایمان آورده به او اعتماد کنیم. ایمان هم به تنهایی خود کافی نیست، ایمان و اعتماد ما به عیسی مسیح وقتی می تواند حقیقی باشد که ما را به طرف عمل کردن درست در زندگی روزمره ما  رهنمایی کند. در غیر آن بدون دیدن میوه های ایمان در زندگی یک شخص ما  چطور می توانیم به ایمان آن شخص اعتماد کنیم. ایمان هم بدون عمل کردن مرده است و عمل بدون ایمان در حقیقت هیچ ایمان نیست. پس باز هم تکرار می کنم که هردو، ایمان و عمل لازم و ملزوم یکدیگر هستند. این یکی از دلایلی است که برای درک بهتر از حقیقت ایمان به عیسی مسیح لازم است که ما تمام کلام خدا را در کتاب مقدس بخوانیم. با خواندن یک قسمت و یا چند قسمت گلچین کلام خدا ما نمی توانیم پُری کامل زندگی که خداوند با ایمان آوردن به عیسی مسیح برای ما در نظر گرفته است درک کنیم.
پس این ایمان آوردن به عیسی مسیح به حیث کلام مجسم خدا است که زندگی و شناخت حقیقت را برای ما و شما به ارمغان می آورد. کلام خدا همیشه زندگی را به ارمغان آورده است. لطفاً به آیات افتتاحیه مقدمه انجیل یوحنا دقت کنید.«در ازل کلام بود. کلام با خدا بود و کلام خود خدا بود. از ازل کلام با خدا بود.» (۱: ۱ ـ ۲) آیا این فرموده ها برای شما آشنا به نظر نمی رسند؟ اگر شما کتاب مقدس را از ابتدا مطالعه کرده باشید، این فرموده ها بسیار مشابه به آیات آغازین کتاب مقدس است. مقصدم پیدایش ۱: ۱ ـ ۳ است. در ابتدا فقط تاریکی بود و این کلام خدا بود که نور را به میان آورد و این کلام خدا بود که زندگی را به میان آورد. خدا کلام کرد و نور پدیدار شد و خدا کلام کرد زندگی، یعنی هر قسم زندگی بوجود آمد. در حقیقت خدا منبع و سرچشمه هردو یعنی نور و زندگی است که با کلام خود آن را بوجود آورد.
نور بسیار مهم است چون تاریکی سرچشمه همه بدبختی ها است آن را از بین می برد. خدا پیش از آنکه در آغاز خلقت کلام کند، در همه جا تاریکی و به اصطلاح گدودی بود. ما و شما هرکدام ما تاریکی را به اشکال مختلف تجربه کرده ایم و می دانیم که تاریکی چه است. ما و شما تاریکی را در اطراف خود دیده ایم. . ما و شما هر روز در مورد تاریکی که باعث چه بدبختی های در جهان شده است با خواندن، دیدن و شنیدن اخبار اطلاع پیدا می کنیم. اخبار کشته شدن انسان ها، خرابی ها، گرسنگی ها، جنگ و جنجال ها و نا امیدی ها را که محصول تاریکی است ما هر روز بدون وقفه از تمام دنیا می شنویم. از همه زیاد تر ما هر روز اخبار در مورد  تاریکی که جنجال های را در وطن خود ما افغانستان آورده است می شنویم. به خاطر تاریکی است که هر روز مردم کشته و زخمی می شوند، هر روز مردم از گرسنگی و درد و رنج ناله می کنند، هر روز مردم از نا امیدی و پریشانی فریاد می کشند. وقتیکه به تاثیر تاریکی در تمام دنیا دقت می کنیم، گفته می توانیم که بدون استثنا همه مردم دنیا به عوض تاریکی به زندگی ضرورت دارند. طوریکه ما این تاریکی را در اطراف خود می بینیم بعضی ما این تاریکی را در درون خود نیز تجربه کرده ایم. وقتیکه به درد، مرض، نا امیدی به آینده و به مشکلات مختلف دیگر که روبرو شده ایم سر در گُم شده تاریکی را تجربه کرده ایم. بصورت خلاصه گفته می توانیم که ما همه به اشکال مختلف تاریکی را یا در زندگی خود تجربه کرده ایم و یا در دیگران دیده ایم. از این لحاظ  همه ما بدون استثنا اشتیاق شدید برای دریافت کردن نور داریم تا تاریکی را که در درون ما و یا در اطراف ما وجود دارد و از آن رنج می بریم از بین ببرد. سوال پیدا می شود که آیا چطورمی توانیم این نور را دریافت کنیم و این در کجا وجود دارد؟ جواب این سوال را یوحنا با پیام خود به ما داده است. پیامی که یوحنا می خواهد به ما و شما برساند این است، در هر جایکه عیسی مسیح قدم می گذارد او نور را با خود می آورد. به هر جایکه نور رسیده شروع به تابیدن می کند، تاریکی فرار می کند. به این دلیل است که عیسی مسیح یگانه کسی است که می تواند باعث آوردن صلح بین جهت های متخاصم شود و اختلافات را بشوید. چون در نور او بدگمانی ها، شک کردن ها، بی اعتمادی ها، دشمنی ها که محصول تاریکی بود از بین می روند. همچنان عیسی مسیح یگانه کسی است که می تواند ما را از راه تخریبی به راه های ترمیمی و سازنده رهنمایی کند که ما و شما بتوانیم در هم آهنگی با یگدیگر زندگی کنیم. عیسی مسیح یگانه کسی است که می تواند نور آرامش بخش را به دنیای تاریک و پر از جنجال ما بتاباند. عیسی مسیح یگانه کسی است که می تواند نور امید را در دنیایی نا امید ما بتاباند. عیسی مسیح کسی است که می تواند نور شفا بخش خود را به زندگی پُر از درد و مرض ما بتاباند. در انجیل یوحنا به تکرار و به تکرار به این نکته تاکید شده است که عیسی مسیح یگانه کسی است که می تواند در دنیا و زندگی هر کدام ما نور خود را بتاباند. اگر ما به عیسی مسیح ایمان بیاوریم ما کاملاً اطمینان پیدا می کنیم که خدا نور خود را در دنیا و زندگی تاریک ما تابانده است.
آیا شما کدام وقت به خود دقت کرده اید که نقاط تاریک زندگی شما کدام ها هستند؟ آیا شما هم احساس کرده اید که به نور ضرورت دارید؟ فرق نمی کند که این تاریکی در کجا و کدام قسمت زندگی شما وجود دارد، اما اطمینان داشته باشید که عیسی مسیح نور است و او می تواند آن تاریکی را از زندگی شما دور کند. وقتیکه ما به خدا اعتماد کنیم و وقتیکه ما به محبتی که خدا بری هر کدام ما دارد اعتماد کنیم، نور خدا در دنیایی ما داخل شده  تاریکی را از زندگی ما می راند. ایمان آوردن به عیسی مسیح نور را به درون زندگی ما به ارمغان می آورد، که تاریکی هرگز و برای ابد نمی تواند بر آن پیروز شود.    عیسی مسیح برای ما نور و زندگی می بخشد. ما قبلا از یوحنا ۳: ۱۶ ذکر کردیم که در آن از زندگی ذکر شده بود. در تمام انجیل یوحنا، ۴۷ بار یوحنا ذکر می کند که عیسی مسیح به ما زندگی می بخشد که مقصد یوحنا اکثراً زندگی ابدی است. از نظر یوحنا زندگی ابدی به معنی زندگی نیست که ما بعد از رخصت شدن از این دنیا تجربه می کنیم، بلکه از نظر او زندگی ابدی می تواند از امروز و از همین اکنون آغاز گردد. خدای قادر مطلق ما را به زندگی سرشار و زندگی کامل از طریق عیسی مسیح دعوت کرده است که اگر تا اکنون آن را تجربه نکرده ایم از  امروز آن را تجربه کنیم. با دریافت زندگی که خدا ما را به آن دعوت کرده است ما می توانیم تحفه روح خدا، محبت و خوشی او را نیز تجربه کنیم که اشتیاق بدست آوردن را داشتیم. اما باید متوجه باشیم که این زندگی با دعوت کردن عیسی مسیح که جز از زندگی ما گردد بدست نمی آید، بلکه با ایمان آوردن به عیسی مسیح و جز از زندگی عیسی مسیح شدن بدست می آید. وقتیکه مردم به عیسی مسیح مراجه کرده در زندگی او قدم می مانند، آنها شفا یافته برای آینده شان امیدوار می گردند. وقتیکه شاگردان عیسی مسیح در زندگی عیسی مسیح قدم گذاشتند آنها توانستند معجزه کنند. پطرس توانست به روی آب راه برود. ما هر کدام ما ضرورت داریم که در زندگی عیسی مسیح قدم گذاشته داخل شویم، چون زندگی خود ما بی سر و سامان و ورشکسته است.
وقتیکه ما به عیسی مسیح ایمان آورده به زندگی او قدم می گذاریم و در نور خدا راه می رویم، چیز های فوق العاده در زندگی ما رخ می دهند. مثلاً کلام خدا در ما زنده شده و ما برای دیگران به نور و زندگی تبدیل می شویم. وقتیکه ما به زندگی عیسی مسیح قدم می مانیم و در نور خدا راه می رویم، کلام خدا در ما ساکن می شود. وقتیکه کلام خدا در ما ساکن شد ما به اشخاصی تبدیل می شویم که می توانیم به مردم نشان بدهیم که خدای واقعی چه قسم است. زندگی ما در خداوند باعث می شود مثلیکه ما تجربه کرده ایم دیگران نیز فیض، محبت و قدرت خدا را در زندگی خود تجربه کنند. ایمان آوردن به عیسی مسیح صرف به معنی این نیست که ما در زندگی خود نور و زندگی را دریافت کردیم، بلکه دروازه را بر روی ما نیز باز می کند که به این نور و زندگی دیگران را نیز دعوت کنیم. خداوند به شما برکت نصیب کند. آمین.

نوشته‌شده در 36

خدایا شکرت

توکل بر خدايت کن، کفايت ميکند حتماً
اگر خالص شوي با او، صدايت ميکند حتماً
اگر بيهوده رنجيدي، از اين دنياي بي رحمي
به درگاهش قناعت کن، عنايت ميکند حتماً
دلت درمانده ميميرد، اگر غافل شوي از او
به هر وقتي صدايش کن، حمايت ميکند حتماً
خطا گر ميروي گاهي، به خلوت توبه کن با او
گناهت ساده ميبخشد، رهايت ميکند حتماً
به لطفش شک نکن گاهي، اگر دنيا حقيرت کرد
اگر غمگين اگر شادي، خدايي را پرستش کن
که هر دم بهترينها را، عطايت ميکند حتماً

نوشته‌شده در 36

چرا زود خشمگین می شویم

ریشۀ خشمگین  شدن زود درگناه است که در جهان وجود دارد.
کسانی که از خدا دور هستند زود خشمگین میشوند. انسان های که از خدای حقیقی دور هستند موجودی بی  قرار هستند؛ هدفی مثبت در زندگی ندارند؛ ذهن و فکر شان آرامش ندارند و در پی این هستند که چطور خشونت را  به بار بیاروند. آنها به مکانهای که  از نظر شان مقدس است میروند یک بار نه بلکه چندین بار، نذر میدهند، خیرات میکنند ولی از بخشیده شدن گناه شان اطمینان ندارند. آنها  آينده‌  خود را  تاریک مي‌بيند؛ و خلاصه اینکه  با خود و با همه درگير اند و با همه مشكل دارند.  به این سبب است که خشونت را  به بارمیاورند.  چون او یک انسان گناهکار است و از گناه های خود توبه نه کرده وهنوز رستگار نه شده است و به نجات دهنده بشریت ایمان نیاورده است.
خدا انسان را  به مانند خود آفریده است. ولی بعضی ما چنان درنده خوی هستیم که حیوانات وحشی پیش ما سر تعظیم فرو میآورند. شخصی گفته است که: «منصفانه نیست که  وحشیگری بعضی انسان ها را  با یک شیر درنده مقایسه کنیم،  زیرا شیر آهو را  میدرد و میکشد نه به دلیل خشونت یا نفرت که دارد بلکه چون طبیعت او چنین ایجاب میکند. ولی بعضی از انسان نه به تقاضای سرشت بلکه به سبب نفرت و خشونت بیرحم میشوند.  پس اگر به چهره این انسان ها  بخوبی نگاه کنیم آیا سیرت و شباهت خدا را درآنها می بینیم؟ هرگز! بعضی انسان ها  بیشتر به  دشمن خدا شباهت یافته تا به خود خدا. از وجود شان خشم میبارد.»
ولی در برابر این خشونت و بی مروتی انسان ، خدا چه کرده است؟ خدا انسان را در این ذلت و تباهی تنها رها نکرده بلکه دست کمک و شفقت اش را بسوی او دراز نموده است.
کتاب مقدس میفرماید که خدا، عیسی مسیح را فرستاده تا بشر گمشده، خشمگین  و سرگردان را از ظلمت گناه و عواقب آن نجات دهد: «همه گناه کرده اند و از جلال خدا کم آمده اند. اما با فیض خدا همه به وساطت عیسی مسیح که خونبهای آزادی آن ها است، بطور رایگان، عادل شمرده میشوند» ( رومیان فصل ٣ آیات ٢٣ و ٢۴ )
راه نجات از چنگ گناه، خودخواهی و خودپرستی در پیروی و ایمان آوردن به عیسی مسیح است. به محض اینکه به مسیح رو آورید و از راه ایمان با او متحد شوید، براساس کلام خدا تمام گناهان شما آمرزیده و برطرف می شود، روح خدا در قلب شما ساکن می گردد و شما تولد تازه و حیاتی جدید در مسیح مییابد، از سلطه و اسارت گناه و نفس گناه آلود و شیطان آزاد میشوید از موت و هلاکت و جدایی ابدی از خدا رهائی یافته و صاحب حیات جاودان میشوید، براساس انجیل شریف، در اتحاد با عیسی مسیح، میتوانید بوسیله ایمان و صبر، وعده ‌های عالی و نیکوی خدا را که در کلام او ذکر شده، از آن خود سازید .

نوشته‌شده در 36